وبلاگی برای کشتی اصفهان

اولین پایگاه اینترنتی مستقل کشتی اصفهان

صفحه نخست | پست الکترونیک | عناوین مطالب | فیلمهای کشتی | آموزش فنون کشتی مقاله ها | مصاحبه ها 

مدال آوران المپیک

بیسیک کودوخوف

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

بسیک سرودینوویچ کودوخوف(زاده 15 اوت 1986 - درگذشته 28 دسامبر 2013) او کشتی گیر کشور روسیه بود.

وی مدال برنز بازی های المپیک تابستانی 2008 و مدال نقره بازی های المپیک تابستانی 2012 را در کارنامه داشت.

او همچنین قبل از المپیک پکن یک قهرمانی و یک نایب قهرمانی جهان را در کارنامه داشت و در فاصلهٔ بین المپیک پکن تا المپیک لندن سه بار متوالی قهرمان جهان شد.

بسیک کودوخوف دارنده چهار مدال طلای کشتی آزاد قهرمانی جهان بود.

بسیک کودوخوفِ در روز ۲۸ دسامبر سال ۲۰۱۳ در سن ۲۷ سالگی پس از برخورد اتومبیلش با یک کامیون نزدیک شهر آرماویر در جنوب روسیه کشته شد

بازی های المپیک
نقره 2012 لندن 60kg
برنز 2008 پکن ۵۵ kg
قهرمانی جهان
نقره 2006 گوانگ ژو ۵۵ kg
طلا 2007 باکو ۵۵ kg
طلا 2009 هرنینگ ۶۰ kg
طلا 2010 مسکو ۶۰ kg
طلا 2011 استانبول ۶۰ kg
European Championships
طلا 2007 sofia ۵۵ kg
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن 1393ساعت 11:14  توسط بابک شیرانی  | 

مدال آوران المپیک

جان اسمیت

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

جان اسمیت ( John Smith) (متولد ۹ اوت ۱۹۶۵ در اوکلاهما) کشتی گیر آزادکار بازنشستهٔ اهل ایالات متحده است. وی یکی از پرافتخارترین کشتی‌گیران تاریخ با دو مدال طلای المپیک و ۴ مدال طلای قهرمانی جهان محسوب می‌شود. جان اسمیت از ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۲ قهرمان بدون رقیب وزن ۶۲ کیلو دنیا بود.

اسمیت پس از المپیک بارسلون ورزش قهرمانی را کنار گذارده و از آن هنگام تاکنون سرمربی تیم کشتی دانشگاه اوکلاهما است و این تیم را پنج بار به مقام قهرمانی دانشگاه‌های آمریکا رسانده‌است

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعت 11:37  توسط بابک شیرانی  | 

مدال آوران المپیک

محمود ملا قاسمی

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

محمود ملاقاسمی تبریزی (زادهٔ خرداد ۱۳۰۸ در تبریز) کشتی گیر آزادکار سابق ایرانی است که برندهٔ یک مدال برنز المپیک 1952هلسینکی و مدال نقرهٔ قهرمانی کشتی جهان 1951 هلسینکی در دستهٔ ۵۲ کیلو شده‌است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعت 11:24  توسط بابک شیرانی  | 

ایوان یاریگین کشتی گیر روس که برای ضربه کردن آفریده شده بود

 

ایوان یاریگین - کشتی آزاد(شوروی)

 

ایوان یاریگین (به روسی: Ива́н Яры́гин) (متولد ۷ نوامبر ۱۹۴۸ در کمروفسکایا - درگذشتهٔ ۱۱ اکتبر ۱۹۹۷) کشتی‌گیر آزادکار و مربی کشتی اهل شوروی بود. وی دو مدال طلای المپیک (۱۹۷۲ مونیخ و ۱۹۷۶ مونترآل)، یک مدال طلای قهرمانی جهان (۱۹۷۳ تهران) و سه طلا و دو نقره قهرمانی اروپا را در وزن ۱۰۰ کیلوگرم دریافت کرد.

ایوان یاریگین در سال ۱۹۴۸ در خانواده ای پرجمعیت در روستای سیبریای منطقه کراسنویارسک روسیه متولد شد. نخستین بار او به مدرسه کشتی وی.‌ای.‌چارکوف رفت تا فنون کشتی را فراگیرد. از سال ۱۹۶۶ زیرنظر دیمیتری میندیا شویلی به تمرین پرداخت و خیلی زود مدارج ترقی را پیمود. او در سال ۱۹۷۰ در مسابقات کشتی فدراسیون روسیه به مقام قهرمانی رسید و سپس همین مقام را در رقابت های کشتی آزاد قهرمانی اتحاد جماهیر شوروی تکرار کرد تا به عضویت تیم ملی درآید.

در ۲۲ سالگی در مسابقات اروپا در برلین حضور یافت ولی با شکست در برابر احمد آییک از ترکیه به مدال نقره وزن ۱۰۰ کیلوگرم رضایت داد. دو سال بعد او در اروپا با ۵ پیروزی ضربه فنی و یک پیروزی امتیازی صاحب گردن آویز طلا شد. اوج اقتدار یاریگین در بازیهای المپیک سال ۱۹۷۲ مونیخ به نمایش درآمد، جایی که او در ۷ دقیقه و ۲۰ ثانیه ۷ حریف خود را ضربه فنی نمود.

در وزن ۱۰۰ کیلوگرم ۱۷ کشتی‌گیر حضور داشتند که یاریگین با قرعه شماره ۳، ابتدا برونویو تزلر از سوییس را ضربه فنی کرد و سپس پشت گرد باچ مان از آلمان شرقی، هری گریس از کانادا، ابوالفضل انوری از ایران، ایناچی پانایت رومانیایی، بایان مونخ مغول و ژوزف کاستاری از مجارستان را به تشک دوخت تا صاحب گردن آویز طلا شود. یاریگین در رقابت‌های جهانی تهران در سال ۱۹۷۳ هم حضوری درخشان داشت و پس از ۴ پیروزی با ضربه فنی و یک پیورزی با امتیاز به مدال طلای وزن۱۰۰ کیلوگرم دست یافت. او در سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۵ در رقابت‌های جهانی شرکت نکرد و به جای او ولادیمیر گلوتکین پیراهن تیم ملی شوروی را پوشید، اما از رقابتهای اروپایی سال های ۷۴، ۷۵ و ۷۶ به ۲ مدال طلا و یک نقره رسید.

برای حضور موفق در المپیک ۱۹۷۶ مونترال، یک بار دیگر به تلاش تحسین برانگیز دست زد، او با جدیت تمرین می کرد،‌۱۰۰ متر را در ۵/۱۱ ثانیه می دوید و روزانه ۵۲ کیلومتر را می‌پیمود. در وزن ۱۰۰ کیلوگرم المپیک مونترال، ۱۵ کشتی‌گیر حضور داشتند که یاریگین با قدرتی مثال زدنی با پنج پیروزی دومین طلای المپیک خود را تصاحب نمود. پس از کسب دومین طلای المپیک، یاریگین هیچگاه در رقابت های جهانی و المپیک حضور نیافت ولی چهار بار در سال های ۷۶، ۷۷، ۷۹ و ۸۰ در جام جهانی شرکت کرد و به ۴ مدال طلا دست یافت.

یاریگین در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ با اقتدار بی‌نظیری قهرمان مسابقات شد. او ۷ کشتی گرفت و هر ۷ رقیب خود را ضربه فنی کرد و فقط ۷ دقیقه و۲۰ ثانیه روی تشک حضور داشت! در حالی‌که در آن زمان وقت هر کشتی ۹ دقیقه بود یاریگین به طور میانگین فقط یک دقیقه برای ضربه کردن هر یک از رقبای خود زمان احتیاج داشت!

او طی سال های ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۲ مربی تیم ملی کشتی شوروی بود و به افتخارات فراوانی دست یافت. از سال ۱۹۹۳ تا ۹۷ هم رئیس فدراسیون کشتی روسیه و عضو هیأت رئیسه فیلا بود.

یاریگین در سال ۱۹۹۷ در یک سانحهٔ رانندگی درگذشت و پس از آن زمستان هر سال یک تورنمنت بین‌المللی کشتی به نام او شهر کراسنویارسک برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم بهمن 1393ساعت 0:46  توسط محسن  | 

تشک های کشتی اصفهان و باکتری ها و قارچ ها و ...

با سلام

یک مقاله علمی - پزشکی چند ماه قبل در مجله دانشکده پزشکی اصفهان منتشر گردید. با عنوان :

آلودگی درماتوفیتی تشک های کشتی

نویسندگان مقاله (دکتر شهلا شادزی - دکتر بهروز عطایی - دکتر دانشمند و نخودیان) در این مقاله نتایج مطالعات و نمونه برداری هایی را که از تشک های کشتی اصفهان به عمل آورده اند را منتشر کرده اند.

انواع قارچهای موجود - مقایسه آلودگی سالن های کشتی تهویه دار و بدون تهویه - نتایج آرمایشگاهی نمونه گیری های به عمل آمده و ... از جمله اهداف این تحقیق است که در قالب یک مقاله علمی منتشر شده است.

نمونه گیری از سالن های کشتی اصفهان در تابستان 1391 انجام شده است و مقاله هم در تاریخ 1393/08/20 منتشر شده است.

هفت باشگاه کشتی اصفهان در این تحقیق مورد مطالعه و نمونه برداری قرار گرفته اند و نتایج آلودگی و نوع قارچها بصورت جداولی تهیه و تنظیم شده اند.

در ادامه اصل این مقاله را که به فرمت نوشتاری PDF می باشد را در اختیار علاقمندان قرار می دهم تا اگر دوستان بخواهند استفاده کنند راحت تر و در دسترس تر باشد :

متن کامل مقاله بصورت PDF :

download

آدرس اینترنتی مقاله در مجله پزشکی دانشگاه اصفهان :

 http://jims.mui.ac.ir/index.php/jims/article/view/3728

   

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام دی 1393ساعت 0:56  توسط محسن  | 

گفتگو با هاشم قنبری قهرمان بازی های آسیایی 1974 تهران

 

مصاحبه وب سایت پایگاه خبری تحلیلی کشتی ایران و جهان با استاد هاشم قنبری :

مزد زحمت های مرا ندادند

 هاشم قنبری را قدیمی های کشتی به خوبی می شناسند. او یکی از بهترین های کشتی فرنگی کشورمان در دهه50 بود ، که اخلاق و رفتار نیک او زبانزد خاص وعام است. قنبری هنوز هم عاشق کشتی است و با علاقه ای وصف ناشدنی، علی رغم درد پا و مشکلات دیگر،در اصفهان، کشتی گیران علاقه مند را  آموزش می دهند تا  با لطف او کشتی در شهر ادب و فرهنگ همچنان جریان داشته باشد. این پیشکسوت ارزنده کشتی،  41 سال پیش مدال طلای بازی های آسیایی 1974 تهران را در وزن 74  کیلو از آن خود کرد تا نام او در تالار افتخارات کشتی فرنگی ایران ثبت شود.  متن صحبت های هاشم قنبری را با پایگاه خبری تحلیلی کشتی ایران و جهان  در ذیل بخوانید.

با تشویق برادرم کشتی گیر شدم

مهر 1324 در منطقه مزلقان شهرستان ساوه به دنیا آمدم.  بعدها به تهران آمدم ومدت ها در این شهر هم کشتی گرفتم و هم فعالیت عادی زندگی را دنبال می کردم.  ما در خیایان مرتضوی تهران زندگی می کردیم. برادرم محمود،که چند سال از من بزرگتر بود ، دوست داشت که من کشتی گیر شوم و با تشویق او در باشگاه فردوسی کشتی را شروع کردم. مربی ما منصور تبریزی بود که یکی از بهترین مربیان کشتی ایران در آن روزها بود.

 برای تهران و اصفهان کشتی گرفتم

من بعد از مدتها کشتی کرفتن در تهران، به اصفهان رفتم و در آنجا هم زیر نظر مربی ام کشتی قهرمانی را به صورت جدی ادامه دادام. آن روزها کشتی اصفهان در کشور برای خودش نام و آوازه ای داشت. اگر دوران قهرمانی خودم را بخواهم تقسیم کنم باید بگویم  از سال 48 تا51 برای تهران کشتی گرفتم و از سال 51 تا سال 57 به عنوان نماینده اصفهان روی تشک مسابقه رفتم.

منصور تبریزی گفت:  کشتی فرنگی را ادامه بده

در باشگاه کشتی ما ، مدعیان و کشتی گیران بسیار خوبی  حضور داشتند. از جمله دلاورانی مانند.منصور برزگر، فریدون عزیزی، اکبر میرزایی، احمد محمدی، داریوش دست آرا  همه از بهترین های کشتی بوند. من در اوایل آزادکار بودم  اما  چون با منصور برزگر در یک وزن کشتی می گرفتیم و هردو  هم از کشتی گیران خوب بودیم ،با تشویق مربی امان آقای  منصور تبریزی فرنگی کار شدم. منصور تبریزی به من گفت  چون شما و برزگر هر دو در  وزن 74 کیلو کشتی می گیرید  تو برو  کشتی فرنگی  را ادامه بده و برزگر در کشتی آزاد بماند.

خودم را اصفهانی می دانم

اگرچه در اصفهان به دنیا نیامدم اما بیشترین سال های عمرم را در اصفهان گذراندم و با مردم این شهر زندگی کرده ام ، آنها به من لطف زیادی دارند و باید بگویم خودم را  اصفهانی می دانم.

در بازی های آسیایی تهران، بهترین نتیجه را گرفتیم

سال 1974 بازی های آسیایی درتهران برگزار شد و تیم کشتی فرنگی ما بهترین نتیجه را گرفت. و 8 مدال طلا و یک نقره به دست آورد.  به لطف خدا درآن  مسابقات من هم مدال طلا گرفتم. در تورنمنت های بین المللی مصر و مراکش  هم به مقام دوم دست یافتم. از سال 1348 تا سال 1357 نیز در مسابقات کشوری روی سکو رفتم .

در مجموع 8 مقام قهرمانی؛یک نایب قهرمانی و یک مدال برنز کشور را در طول آن سال ها به دست آوردم.

آن زمان کشتی گرفتن سخت بود!

در زمان کشتی گرفتن بسیار سخت بود. هم تعداد شرکت کننده ها بیشتر بود و هم کشتی ها 4روز طول می کشید. استقبال هم از کشتی در آن دوران بیشتر از امروز بود.

  طلای بازی های آسیایی، شیرین بود

بهترین خاطره من از دوران کشتی من ،قهرمان در بازیهای آسیایی 1974 تهران  است که در وزن 74 کیلوگرم توانستم با پیروزی بر حریفان خودم مدال طلا را به دست بیاورم  .

مرگ همسر وفرزندم تلخ ترین خاطره زندگی من است

تلخ ترین خاطره ام  مرگ خانواده ام  در سانحه رانندگی بود. اوایل انقلاب در اثر یک تصادف رانندگی همسرم،سه فرزندم، خواهر و فرزند خواهرم از دنیا رفتند که تاثیر بدی بر زندگی من گذاشت و پس از آن از نظر روحی در شرایط بسیار بدی قرار گرفتم.

پس از آن واقعه ، دوباره ازدواج کردم و در حال حاضر یک پسر دارم که در آلمان زندگی می کند و دخترانم نیز در اصفهان ساکن هستند.


9-صفر عقب بودم،10-9 برنده شدم!

 در بازی های آسیایی برابر حریف کره ای 9-صفر عقب بودم ، روی تشک حواسم پرت بود  و نمی دانم چگونه شد که  9 امتیاز از دست دادم ، همه  دیگر فکر می کردند که بازنده شوم . وقت استراحت مربی تیم ملی آقای  ناصر گیوه چی  مرا راهنمایی کرد و به او گفتم  سعی می کنم بهتر کشتی بگیرم که در نهایت در وقت دوم به هر  زحمتی که شد اورا شکست دادم و 10 امتیاز گرفتم تا کشتی 10-9 به سود من تمام شود.

 کشتی اصفهان  رونق گذشته را ندارد

در اصفهان همیشه  رئیس تربیت بدنی با  رئیس هیئت کشتی را  عوض  می کنند،در حال حاضر  در شهرمان رئیس هیئت نداریم و هیچ توجهی نیز به کشتی نمی شود.حتی کشتی اصفهان با وجود آن همه کارخانه مهم در استان، در جذب اسپانسر ضعیف عمل کرده است. رسول جزینی که از خانواده کشتی است  ،عضو شورای شهر اصفهان است  اما او نیز تاکنون هیچ کاری برای کشتی اصفهان نکرده است.

 فقط به فوتبال توجه می شود!

مسئولان ما زیاد  به کشتی توجه نمی کنند  و بیشترین توجه به فوتبال است این همه سال برای اصفهان کشتی  گرفتم  و از جیب خودم خرج کردم  اما مزد زحمات مرا ندادند. بیش از 4 سال است که در باشگاه تختی مشغول تمرین هستم  اما تاکنون حتی یه ریال به ما نداده اند،.  فقط زمانی که آقای طالقانی رئیس فدراسیون کشتی بود ، پیگیری کرد و نامه ای از تهران به اداره تربیت بدنی اصفهان آمد ، سپس مرا به شهرداری معرفی کردند تا قطعه زمینی به من بدهند. نمی دانم چه شد که نامه بعد ها ناپدید شد.

 رسول خادم را باید حمایت کنیم.

رسول خادم فرد زحمتکشی است و در این مدت تلاش های زیادی برای رشد کشتی کرده است. وظیفه ما است تا از وی حمایت کنیم تا او بتواند بدون دغدغه کار کند.

با بیشتر قدیمی ها ارتباط دارم

با دوستان قدیمی کشتی و هم تیمی های خودم هنوز هم ارتباط دارم و گاهی با تماس تلفنی جویای احول هم می شویم. بهرام مشتاقی، نظافت دوست و دیگر دوستان خوبم همیشه با من در تماس هستند.

********************************

با تشکر فراوان از دوستان بابت اطلاع رسانی و همچنین از وب سایت پایگاه خبری تحلیلی کشتی ایران و جهان بابت این مصاحبه

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم دی 1393ساعت 11:21  توسط محسن  | 

یادداشت محمدعلی سپانلو درباره تختی پس از 25 سال منتشر شد

 
  

این شاعر و نویسنده سرشناس، سال 1368 یادداشتی درباره تختی، برای نشر نقره فرستاد. اما این انتشاراتی که کتاب " زنان بدون مردان" شهرنوش پارسی پور را منتشر کرده بود، توسط برخی افراد لباس شخصی تخریب و به آتش کشیده شد.
انتشاراتی منحل شد و یادداشت سپانلو هم هرگز منتشر نشد تا امروز که بعد از 25 سال آن را می خوانید. جالب اینکه سپانلو در نوجوانی کشتی گیر بوده است .

" محمد علی سپانلو "

«کمی بعد از المپیک ملبورن، به سال 1956 که در آن تختی نخستین مدال طلای المپیک خود را برای ایران بدست آورد، یک مسابقه دوجانبه کشتی میان ایران و شوروی در تهران انجام شد. در استادیوم ثریای آن روزگار، ورزشگاه کوچک بدون سقف، در هوای سرد تختی برابر آلبول پدیده تازه روس‌ها قرار گرفت. گارد تختی باز بود، برخلاف معمول زیاد به جلو خم نمی‌شد، حتی پای راستش را کمی پیش می‌گذاشت که هدف خوبی برای زیرگیری بود، اما تختی به خاطر قدرت «لنگ‌کاری» خود می‌دانست که هیچ‌کس در جهان جرات ندارد به پای راست او حمله برد. چند ثانیه بعد تختی خود حمله کرد، «یک ‌خم» را از بالای ران حریف گرفت و با قامت صاف او را از جا کند، به روی سینه کشید و چرخاند و خاکش کرد.

از آن به بعد را ما جوجه‌ کشتی‌گیران پانزده - شانزده‌ ساله آن روزگار می‌دانستیم: تختی «کنده یک ‌چاک» خواهد کشید، «سگک» خواهد نشست، رکاب خواهد زد، کت راست حریف را خواهد کشید و او «نیم‌تیغ» می‌شود، سپس نوبت کت چپ و «پل‌شکن» است و چند ثانیه بعد پشت حریف به خاک خواهد رسید. اما یک چیز عجیب رخ داد: برای نخستین بار کشتی‌گیر در مقابل سگک تختی مقاومت کرد و نیم‌تیغ نشد. گرچه مسابقه را با امتیاز باخت، اما اتفاق نادری رخ داده بود. آلبول را فقط علیه تختی ساخته بودند و او در بازی‌های جهانی به جایی نمی‌رسید. اندکی بعد روس‌ها ترجیح دادند کولایف را به جای آلبول بیاورند، که گرچه مغلوب می‌شد، ولی دست‌کم دومی جهان را به دست می‌آورد.

و ما تختی را نگاه می‌کردیم، سال‌ها و سال‌ها، از تمرین با عباس زندی در سالن مدرسه دارالفنون تا مسابقه در حیاط مدرسه روی تشک‌های چهارگوش و کهنه که حاشیه آن آسفالت خشک و خطرناک بود، از باشگاه محله خانی‌آباد تا کشتی‌های فراموش‌نشدنی در سالن سرپوشیده خیابان ورزش و میدان‌های جهانی و کسب مدال‌های طلای قهرمانی جهان در تهران (1957)، منچستر (1961)، یوکوهاما (1964) و ...

اما در این اثنا تختی در مبارزه دیگری هم درگیر شده بود یا شاید بهتر باشد بگوییم مبارزه دیگری علیه تختی درگرفته‌ بود. به سال 1340، ظهور قهرمان آرام و کم‌حرف در تشکیلات جبهه ملی معارضه‌ای آشکار با دستگاه حکومت به شمار می‌رفت. دستگاهی که به سنت دولت‌های ایران عادت کرده بود ورزشکاران را مرهون و تقریباً چاکر خویش بداند. تا وقتی در گوشه ‌کنار هستی و ناشناس‌مانده‌ای کسی کاری به کارت ندارد، حتی اگر غُر بزنی و مخالف‌خوانی کنی، ولی آنگاه که قهرمان نامدار جهان و محبوب توده مردمی و حاضر نیستی موفقیت‌های خود را مدیون الطاف بزرگان قوم بدانی، یعنی باج به حکومت ندهی و آن را نستایی دیگر مدعی هستی؛ مدعی خطرناکی که می‌تواند همچون یک الگو بر جوانان اثر نهد و اینک ورزشکاری نه به رسم روزگار بلکه به شیوه‌ای بسیار کهن حامی محله‌های شهر و مردم بی‌پناه می‌شد و نیروی خود را در خدمت عدالت قرار می‌داد. شهر تهران چنین احساسی داشت. در حوالی دهه چهل زلزله سختی در بوئین‌زهرا روی داد. تختی داوطلب جمع‌آوری کمک‌های مردمی شد. مردم آنچنان به ندای پهلوان حامی خویش پاسخ دادند که کمک‌ها و تبلیغات دولت نمودی نکرد.

اینک برای پهلوان نوبت امتحان رسید. عطا بهمنش، مفسر بی‌نظیر ورزش، در رادیو از تختی پرسید: «برای مردمی که دوستت دارند چه پیغامی داری؟» او به جای آنکه در مقدمه سخنش از ترقیات کشور و رهنمودهای شاه حرف بزند فقط پاسخ داد: «من به مردم تعظیم می‌کنم.» مدتی بعد، در سالن سرپوشیده خیابان ورزش، یک روز، در حضور یکی از شاهپور‌ها مسابقه بود. تختی وارد شد و مردم که انگار صاحب مجلس اوست بپا خاستند و برایش هورا کشیدند. تختی، آرام و سربه‌زیر، بی‌آنکه قهرمان‌بازی دربیاورد، به راستی رو به مردم تعظیم کرد. آن مقام جایگاه‌نشین دید که تختی به چه کسی احترام می‌گذارد.

هرچه بیشتر حکومت او را می‌راند، تنگ‌تر در آغوش مردم جای می‌گرفت. او دیگر نه متعلق به محله‌ای یا شهری، بلکه پهلوان یک ملت شده بود. ما جوانان آن روزگار نمی‌دانستیم چرا او را جور دیگری دوست می‌داریم. با آنکه کشتی حبیبی از او تماشایی‌تر بود و بعد‌ها موحد فنی‌تر کار می‌کرد، اما تختی جوهر کمیاب و تخمین‌ناپذیری بود، چیزی نرم، اما رخنه‌ناپذیر که چون از چهارگوش تشک‌های مندرس کشتی آن زمان به عرصه گسترده اجتماع می‌رسید، بالا‌تر از المپیک‌ها و مدال‌ها و بیرون از جدول ارزش‌های روز قرار می‌گرفت. افسانه رستم و پوریای ولی و فتیان قدیم را زنده می‌کرد. ترکیبی از معصومیت و قدرت بود که در چشم ملت می‌نشست، معصومیتی که بر قدرت حاکم است، قدرتی نیالوده و آرمانی که هنوز در چهره کودکانه و چشم ‌پاک این مرد زندگی می‌کند.

و حکومت کمر به حذف او می‌بست: برای کسی که در مسابقات داخلی حتی از او یک خاک بگیرد مخفیانه جایزه می‌گذاشتند و در خارج از کشور، در جنگ اعصابی که همپای گذشت زمان و فرسودگی جسم علیه او به ‌راه می‌انداختند، هرگاه باخت، برخی از ورزش روز، آشکارا جشن گرفتند. پهلوان دیگر جوان نبود، اما ملت او را جوان و زنده نگاه می‌داشت. آیا لازم است بگویم که سرگذشت این مرد نیازی به قهرمان‌بازی و شهیدسازی ندارد؟ که معلوم نیست (و چه اهمیتی دارد؟) که او را کشته باشند که مردم اسطوره او را ساختند و اسطوره کشتنی نیست.

تمام مقالاتی که بر پایه قتل تختی نوشته شده دستخوش احساسات هستند. آن‌ها ندانستند که مهم زندگی او بود، نه مرگش، که او در زندگی‌اش شهادتی بزرگ را مردانه پذیرفته بود پس چه تعجب که پهلوان در زندگی عادی شکست بخورد؟ آخر اسطوره که نمی‌تواند ازدواج کند. شاید نقطه ضعف رستم نیز از همین‌گونه بود. آری زندگی ساده تختی نیازی به این خاصه‌خرجی‌ها ندارد (گرچه تکرار‌ همان زندگی ساده بسیار مشکل است)، حتی نیازی به اینکه نامش را بر استادیوم بگذارند ندارد. اما بهتر است آرمان پهلوانی و اخلاق انسانی او را که بی‌ادعا و آرام برای ملت و سرزمینش زحمت می‌کشید در نگاه نسل جوان تعالی دهند که وجود تختی به خودی‌ خود و بدون هیچ ارتباطی با دولت‌ها ثابت می‌کند که ملت ایران وجود دارد، کلیتی است با آرمان‌ها و اخلاق و ارزش‌های ویژه.

نگاه صاف و مهربان این مرد مقدس بر ما دوخته و چهره او، که در خاطره ملی جوان و خندان باقی مانده، در شمار جاودان‌ها و ایزدان این سرزمین مقدس بر صخره‌های سنگی ما حک شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی 1393ساعت 16:23  توسط محسن  | 

چهل و هفتمین سالگرد درگذشت آقا تختی ... فراموش نکنیم!

 

بوریس کولایف اهل شهر کی یف بود و با داشتن نیرویی خارق العادۀ معروف بود.
تختی می گوید: در فیستوال ورشو من به کولایف اهل شوروی باختم، ورشو اولین مسابقۀ و اولین شکست من در وزن هفتم از شوروی ها بود؛ به عقیدۀ من کولایف لایق ترین کشتی گیر شوروی ها است.

شبی که در المپیک 1956 ملبورن، غلامرضا و بوریس با هم روبرو شدند، تختی دید که دست های کولایف باند پیچی شدۀ است. انگشت های کولایف زخمی شدۀ بود و محل زخم چرک گذاشتۀ بود. تختی در تمام مدتی که با او سرشاخ بود بر نقطۀ زخم او دست ننهاد تا کولایف اذیت نشود و باعث درد او نشود. در پایان مسابقۀ کولایف دستش را به مربیش نشان داد و به سوی تختی اشارۀ کرد و گفت که در تمام مدت مسابقۀ یک بار دستش را با دستم آشنا نکرد و بعد روی تختی بوسید کاری که هیچکس به یاد ندارد که روس ها در صحنۀ مسابقات کردۀ باشد.

کولایف دربارۀ این نبرد چنین می گوید:

هیچ ممکن نبود، انگار او را به تشک دوختۀ بودند. نمی توانستم پایش را از تشک جدا کنم، اما او دو پایم را از قوزک گرفت، دست هایش را بالا برد و من را از جا کند و در خاک نشاند و.... من چنین کشتی گیری را هرگز در عمرم ندیده ام.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی 1393ساعت 22:13  توسط محسن  | 

حمله به مسجد و تخریب میراث فرهنگی در اصفهان

 

مقاله ویژه وبلاگی برای کشتی اصفهان _

بسم الله الرحمن الرحیم

 

با سلام خدمت دوستان و همراهان عزیز

آخرین مقاله ای که نوشتم ماهها قبل بود و مدت ها چیزی ننوشته بودم !!

مقالاتی که من عمدتا می نویسم ورزشی هستند و بیشتر حول مسایل کشتی اصفهان میگردند اما این مقاله با مقالات قبلی من متفاوت است . می خواهم در آن از دردی صحبت کنم که واقعا تلخ است و مربوط به جامعه است . ادعا می کنیم یک جامعه متمدن و با فرهنگ غنی اسلامی داریم و در قرنی بسر می بریم که دیگر خرافات و موهومات جایی در آن ندارند و همگی انسان های فرهیخته ای هستیم . خود را شیعه مولا علی (ع) می دانیم و بر اصالت ایرانی خود افتخار می کنیم.

اما قضیه در اصل غیر از این است بعضی از مردم در جامعه امروزی چنان در خرافات و عقاید باطلشان غوطه ور هستند و بر ادامه اصول غلط خود پایبند هستند که حقیقت و قدرت تمیز خوب از بد را ندارند و فکر میکنند عقیده و نظرشان هم درست است و آن را به سایرین هم می خواهند تحمیل کنند.

چند وقت پیش در اینترنت داشتم گشت و گزار و جستجو می کردم که به مطلبی برخورد کردم که واقعا تلخ و تکان دهنده بود الان از ناراحتی چند روزی است  فکر من مشغول است .

عده ای به بهانه اینکه در کاشی کاری های " مسجد درب کوشک " اصفهان از یک نماد استفاده شده به آن حمله کرده اند و کاشی کاری های مسجد درب کوشک را تخریب کرده اند.

آنها ادعا می کردند این نماد بدلیل اینکه با ستاره داود شبیه است یک نماد فراماسونی (شیطان پرستی) است و باید این لکه ننگ از دامان مسجد پاک شود.

(ستاره داود که نماد رژیم غاصب اسراییل هم هست )

سپس با این طزر فکر و استنباط کاشی کاری های زیبای مسجد درب کوشک را تخریب کردند و از بین بردند به عکسهای زیر نگاه کنید  :

کاشی کاریهای زیبای مسجد درب کوشک قبل از تخریب !!

قبل از تخریب این کاغذها را روی نقوش چسبانیده بودند

 

به این صورت بود که افرادی حرمت مسجد را شکستند و کاشی کاری های آن را ازبین بردند.

من با این افراد هیچ صحبتی ندارم ولی فقط چند نکنه را یاد آور می شوم :

1 - ساخت مسجد درب کوشک به دوران صفویه باز می گردد و این نقوش و اسلیمی ها را من خودم در دیگر مساجد و اماکن مذهبی و آثار باستانی اصفهان و دیگر شهر ها دیده ام.

2 - مسجد یکی از موقوفات است من نمی دانم کسانی که اینکار را کردند به این قضیه واقف اند که به هیچ علت نمی توانند وقفیات را از بین ببرند . این کار آنها مانند اینست که قرانی را که وقف مسجد شده است را بدلیل زیبا بودن به آتش بکشند.

3 - در ورودی مسجد درب کوشک یک مجسمه شیر سنگی قدیمی است چرا آن را خراب نکردید آن بیشتر شبیه نماد بت پرستی و شیطان پرستی بود.

(شیر سنگی مسجد درب کوشک که شاید چند روز دیگر به بهانه بت پرستی با دینامیت منفجر شود)

سایت خبری تحلیلی رویش به نشانی ذبل این اقدام را پوشش کامل داده است .  دوستان می توانند بصورت کامل ببینند:

 www.rooyeshnews.com/esfahan/political/20872-3910526102558.html

 **************************

صحبت پایانی :

من نمی دانم نهاد رسیدگی و مسوول رسیدگی به امور مساجد فدیمی اصفهان کیست : سازمان اوقاف یا میراٍث فرهنگی فقط سریعتر اقدام کنند و این افراد را توجیه کنند و یا حداقل  از سطح مساجد جمع آوری کنند.

اگر علامت و نشانی به زعم شما اگر هم ماسونی بود دلیلی قانع کننده  نیست که حرمت مسجد را بشکنیم و با تیشه و یا غیره آن را تخریب کنیم. مسجد درب کوشک از قدیم الایام مهد اسلام پروری بوده و دانشمندان و صاحب نظران بزرگی تحویل داده است.

داعشی ها هم که مرد و زن مسلمان را امروزه با نام (دولت اسلامی عراق و شام ) سر می برند از ابتدا  با همین کارها شروع کرده اند و اکنون مسلمان می کشند.

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم دی 1393ساعت 13:49  توسط محسن  | 

وبلاگ کشتی اصفهان 6 ساله شد

 

6 سال پیش در اولین شب زمستان (یلدا) با شما شزوع کردیم و همچنان با شماییم.

یا علی....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر 1393ساعت 17:25  توسط محسن  | 

پهلوانی به افتادگی است ...

 

شهید سرفراز اسلام " حاج حسین خرازی "

سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ

"و هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند ، بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی داده می شوند."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر 1393ساعت 1:16  توسط محسن  | 

زندگی ورزشی استاد منصور برزگر

 

نویسنده : مهدی رستم پور

به نقل از : BBC فارسی

منصور از سختکوش ترین کشتی گیران تاریخ ورزش ملی ایران است. از کودکی واهمه‌ای از انجام مشاغل سخت و سنگین نداشت. پنج ساله بود که پدرش از دنیا رفت و مدتی بعد نزد یکی از برادرانش به نام نعمت، تلاش برای معاش را به عنوان شاگرد آهنگری آغاز کرد.

پسر جسور خیابان عباسی تهران، گریزی از ترک تحصیل نداشت. مدتی در مکانیکی مشغول به کار شد و حتی زمانی که کشتی گیری مشهور شده بود، مجله دنیای ورزش با درج عکس و گزارش از فعالیت او در این شغل سنگین خبر داد.

برزگر مدتی هم در منطقه داودیه در فنرسازی کار کرد.

اما کسب درآمد مانع علاقمندی برزگر به کشتی نشد. خصوصا که علی و حسین (برادران بزرگترش) شیفته این ورزش بودند.

در هفده سالگی (۱۳۴۳) تمریناتش را زیر نظر منصور اینانلو از باشگاه البرز در خیابان سلسبیل آغاز کرد و سپس به باشگاه ایزد فردوسی رفت.

نام مربی اول منصور، منصور بود و مربی بعدی‌اش هم منصور نام داشت: منصور تبریزی استاد اصلی منصور برزگر در دوران شکوفایی‌اش بود.

برزگر بیست ساله بود که در انتخابی برای المپیک مکزیکوسیتی مغلوب عبدالله موحد شد.

او که آن موقع به استخدام سازمان آب در آمده بود تمریناتش را زیر نظر شادروان حاج عبدالحسین فعلی ادامه داد. در مسابقات ۱۳۴۸ مشهد، که رقابت های قهرمانی کشور برای نخستین بار در ۱۰ وزن جدید برگزار می شد، برزگر بالاتر از صحبت الله جعفری از کرمانشاه و محمد خادم (پدر امیر و رسول) از تیم میزبان روی سکوی نخست ۶۸ کیلوگرم ایستاد.

در رقابت‌های ۱۳۵۰ تهران هم در وزنی جدید دوباره قهرمان کشور شد. او در این رقابت ها محمدرضا طاهری را شکست داد. طاهری حریف همیشگی برزگر، بیش از ۱۰ بار در انتخابی‌ها و رقابت‌های مختلف به ستاره کشتی ایران باخت.

همان سال در مسابقات انتخابی تیم ملی برای مسابقات جهانی ۱۹۷۱ صوفیه در کمند محمد فرهنگدوست گرفتار شد اما به عنوان فرد ذخیره، در فهرست مسافران صوفیه قرار گرفت.

اما سال بعدش دیگر در ایران بی‌رقیب بود و با عضویت در تیم ملی عازم مونیخ شد. برزگر در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ که اولین تجربه جهانی‌اش بود عنوان پنجم را به دست آورد.

در مونیخ با ضربه فنی مقابل یوری گوسف از شوروی به پیروزی رسید ولی تساوی با میکلوش اوربانوویچ از مجارستان و شکست ضربه فنی مقابل آدولف زیگر آلمانی باعث شد دستش از رسیدن به مدال کوتاه بماند.


سال های اقتدار

(برزگر در اوج آمادگی بسر می برد )


در سال ۱۹۷۳ که قرار بود مسابقات جهانی در تهران برگزار شود، اغلب ملی پوشان اصلی در رقابت های قهرمانی کشور (اردیبهشت ۱۳۵۲) شرکت نکردند. اما منصور برزگر در بابل به روی تشک رفت و باز هم قهرمان ایران شد.

در رقابت های جهانی تهران در گام اول با پستچی سمج آلمانی سرشاخ شد. نبرد آدولف زیگر با برزگر از زیباترین کشتی‌هایی بود که در ورزشگاه رو باز نصیری به انجام رسید. آنها در مبارزه‌ای تمام عیار به تساوی ۵-۵ رسیدند و برزگر نتوانست انتقام مونیخ را بگیرد.

اما برتری چشمگیر برزگر بر سایر حریفان، بویژه پیروزی ۶-۴ در دیدار فوق العاده حساس مقابل روسلان آشور علی‌اف از شوروی، مدال طلا را نصیب کشتی گیر ۲۶ ساله ایران کرد.

یک سال بعد تیم اصلی ایران به صلاحدید مقامات سازمان ورزش ملزم به حضور در بازی‌های آسیایی تهران شد و به همین خاطر برزگر یک مدال جهانی را از دست داد. اما توانست مدال طلای بازی‌های آسیایی را به گردن بیاویزد.

    "در سال 1974 تیم اصلی ایران به صلاحدید مقامات سازمان ورزش ملزم به حضور در بازی‌های آسیایی تهران شد و به همین خاطر برزگر یک مدال جهانی را از دست داد. اما توانست مدال طلای بازی‌های آسیایی را به گردن بیاویزد."

برزگز در مسابقات جهانی ۱۹۷۵ مینسک، تنها مدال آور تیم ملی کشتی آزاد ایران بود. اگرچه مقاومتش زیر فشار فن سگک آشورعلی­‌اف درهم شکست و با ضربه فنی باخت، اما مدال نقره را به سینه زد تا تیم ملی ایران دست خالی به تهران برنگردد.

المپیک مونترال در پیش بود و برزگر حالا در ۲۹ سالگی برخلاف المپیک پیشین، تجارب فراوانی برای کسب مدال از رقابت های المپیک اندوخته بود.

مرد همیشه حاضر در مسابقات انتخابی، این بار در انتخابی های مونترال هم روی تشک رفت و بر بیژن زرافشانی از کرمانشاه چیره شد.


شرح یک کشتی داغ

در المپیک ۱۹۷۶ مونترال، مسابقه‌ای که تصور می‌شد فینال ۷۴ کیلوگرم باشد، روز بیست و هفتم جولای و در همان دور نخست برگزار شد. منصور برزگر از ایران و روسلان آشورعلی­‌اف از شوروی جنجالی‌ترین کشتی المپیک مونترال را برگزار کردند.

در سه دقیقه نخست، برزگر ۳-۰ پیش افتاد. در سه دقیقه بعدی رقیب روس دو امتیازش را جبران کرد. در ادامه نیز مانند اغلب کشتی‌های حساس در دوران قهرمانی برزگر، او در دقایق پایانی تحلیل رفت.

در سه دقیقه سرنوشت ساز، برزگر یک اخطار کم کاری گرفت و یک بار هم خاک شد تا ۴-۳ عقب بیافتد. سپس در پی سماجت آشورعلی­‌اف برای اجرای سگک، برزگر اعلام مصدومیت کرد.

نماینده ایران دقایقی روی تشک دراز کشید و پزشک ورزشگاه نیز بالای سرش بود. وقتی بلند شد تا به مسابقه ادامه دهد، بلافاصله با زیرگیری حریفش را خاک کرد تا مجددا نتیجه را به تساوی بکشاند.

در ادامه این مبارزه برزگر با گرفتن مچ پا و برهم زدن تعادل حریف او را نیم تیغ کرد و سپس خودش در خاک نشست. داوران امتیازی به کشتی گیر ایرانی ندادند. وقتی زنگ پایان این رقابت نفسگیر به صدا درآمد، دست آشورعلی‌اف با برتری ۶-۴ بالا رفت.

دکتر محمد توکل رییس وقت فدراسیون کشتی ایران اعتراض کتبی را با مبلغ تعیین شده فیلا به کمیته برگزاری مسابقات ارائه کرد. پس از ۲۴ ساعت، فدراسیون جهانی اعلام کرد فیلم مسابقه را بازبینی کرده و نتیجه مسابقه را به ۶-۶ تغییر داده. اما چون امتیاز اول را برزگر گرفته، او به عنوان برنده مسابقه معرفی شد.


نقره مونترال

برزگر در شب دوم مقابل یانچو پاولف به برتری ۱۱-۵ رسید. سه سال پیشتر در مسابقات جهانی تهران نیز ۷-۲ بر این کشتی گیر بلغارستانی غلبه کرده بود.

در سومین روز از رقابت ها در ۸:۴۹ دقیقه مقابل جوزپه اسپانولی از ایتالیا با ضربه فنی پیروز شد. در روز چهارم نیز پشت یارمو اوورمارک از فنلاند را در ۷:۴۵ دقیقه به تشک چسباند.

در پنجمین روز از رقابت های وزن ۷۴ کیلوگرم با فرد همپل از آلمان شرقی روبرو شد و اگرچه ۸ امتیاز از دست داد، اما ۲۴ امتیاز هم گرفت و پیروزمند، راهی دور بعد شد.

جیشیرو داته از ژاپن شگفتی ساز بزرگ رقابت‌های کشتی آزاد المپیک مونترال بود. او با برتری محسوس، در شش دقیقه برزگر را ضربه فنی کرد.

همین داته سال قبلش در مسابقات جهانی مینسک با ضربه فنی به برزگر و آشورعلی‌ایف باخته بود. در مونترال اما از هفت مرتبه‌ای که روی تشک رفت شش بار با ضربه فنی به پیروزی رسید. فقط استنلی دزیدزیک آمریکایی ضربه فنی نشد و با نتیجه ۱۰-۵ به داته باخت.

منصور برزگر مقابل دزیدزیک آمریکایی نیز ۱۱-۱ جلو افتاده بود که با تحلیل رفتن قوای جسمانی اش هفت امتیاز از دست داد و موقعی که زنگ پایان به صدا درآمد، دستش با پیروزی ۱۱-۸ بالا رفت.

نایب قهرمانی برزگر، تک مدال کشتی آزاد و فرنگی ایران از المپیک مونترال بود. او پس از بازگشت به ایران در مصاحبه با مجله کیهان ورزشی گفت غیر از محسن فرح وشی بقیه اعضای تیم ملی به درد کشتی نمی‌خورند. او برخی از کشتی‌گیران را هم به "کم غیرتی" متهم کرد.

حسین حصاری در پاسخ به او در شماره بعدی مجله دنیای ورزش نوشت: "اگر کشتی برزگر با دزیدزیک ۳۰ ثانیه دیگر ادامه پیدا می کرد، او که دچار تنگی نفس شده بود سه اخطاره می شد."

وقتی در سال های بعد سوخته سرایی دو نقره جهانی گرفت، محبی یک نقره و یک برنز را به گردن آویخت و سلیمانی هم طلای جهان را نصیب خود کرد، مشخص شد که برزگر در محاسباتش نسبت به آینده هم تیمی‌ها دچار خطا شده است.

منصور برزگر در مسابقات جهانی ۱۹۷۷ لوزان هم تنها مدال آور تیم ملی ایران بود. او در این رقابت‌ها هفت دوره کشتی گرفت و در دیدار پایانی اگرچه از استانلی دزیدزیک جلو بود، اما به تدریج دچار خستگی شد.

برزگر امتیازات متعددی را از دست داد اما چند ثانیه به پایان مسابقه هنوز ۸-۷ جلو بود. وقتی حریف آمریکایی سروگردن او را گرفت خیلی راحت تعادل خود را از دست داد، روی تشک افتاد و بلافاصله ضربه فنی شد. فیلم کامل این مسابقه در شبکه یوتیوب موجود است.

او پس از این رقابت‌ها در فینال نزدیک و نفسگیر جام آریامهر، بعد از برتری مقابل محمدحسین محبی رقیب جوان کرمانشاهی‌اش از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد. به این ترتیب دوبنده‌ای که هفت سال قبل از محمد فرهنگدوست تحویل گرفته بود را به محبی سپرد.


جام های بین‌المللی

تورنمنت های بین‌المللی در دهه ۷۰ میلادی مانند امروز متنوع و پرتعداد نبودند. اما برزگر غیر از ناکامی در جام دان کولف، از تورنمنت‌های دیگر صندوقچه‌ای از مدال را گردآوری کرد:

کاپ تاتراس ۱۹۶۹ زاکوپان لهستان – طلا (۶۸ کیلو)

جام تفلیس ۱۹۷۱ گرجستان – برنز (۶۸ کیلو)

کاپ مدوید ۱۹۷۲ بلاروس – طلا (از اینجا به بعد، ۷۴ کیلو)

کاپ بخارست ۱۹۷۳ رومانی – طلا

کاپ آریامهر۱۳۵۲ تهران – طلا

کاپ بغداد ۱۹۷۴ در عراق – طلا

کاپ آریامهر ۱۳۵۳ تهران – طلا

کاپ فرایبورگ ۱۹۷۵ آلمان غربی – طلا

کاپ لایپزیک ۱۹۷۵ آلمان شرقی – طلا

کاپ آریامهر ۱۳۵۴ تهران – طلا

جام جهانی ۱۹۷۶ تولیدو – نقره

کاپ آریامهر ۱۳۵۵ تهران – طلا

جام آریامهر ۱۳۵۶ تهران – طلا


سه دهه سرمربیگری

پس از خداحافظی از کشتی بلافاصله جامه مربیگری را پوشید. مدتی کوتاه در ایزد فردوسی و سپس سال‌ها در پایگاه سازنده سازمان آب تهران به مربیگری پرداخت.

در مسابقات جهانی ۱۹۷۸ مکزیکوسیتی مربی تیم ملی بود. در پنج المپیک سئول، بارسلون، آتلانتا، سیدنی و آتن نیز هدایت تیم ملی را برعهده داشت.

البته در سئول تیم ملی را همراهی نکرد، زیرا ساعاتی قبل از اعزام به او گفته شد که نمی تواند عازم کره جنوبی شود.

گویا همزمان با جام تختی در بندرعباس و با دیدن کِشتی های حامل گندم، از سیاست‌های اقتصادی دولت وقت انتقاد کرده بود. یکی از مربیان تیم ملی کشتی فرنگی اظهارات او را به مقامات حراست تربیت بدنی منتقل کرده بود و همین کافی بود تا برزگر خط بخورد.

در آتلانتا نیز حاشیه‌های فراوانی پیرامون تیم ملی وجود داشت که اوج آن، اختلافات برزگر با عباس جدیدی بود. در المپیک آتن نیز میانه او با محمدرضا طالقانی رییس وقت فدراسیون کشتی به شدت شکراب شده بود که روی عملکرد ملی پوشان نیز تاثیر گذاشت.

برزگر بعد از رقابت‌های المپیک آتن گفت: "کسی تا به حال ندیده بود یک رییس فدراسیون خواهان زمین خوردن تیمش باشد".

در دوران سرمربیگری او اتفاقات تلخ و شیرین فراوانی برای تیم ملی کشتی آزاد ایران رخ داد. مثلا در مسابقات جهانی ۱۹۹۰ توکیو نتایج خوبی رقم خورد و از آن مهمتر، حاشیه ای پیرامون تیم ملی به وجود نیامد. همین وضعیت در چند تورنمنت دیگر از جمله مسابقات جهانی ۱۹۹۵ آتلانتا نیز تکرار شد.

    "منصور برزگر در سال ۱۳۸۸ که به دعوت وزارت نفت در برازجان مشغول آموزش کشتی بود، دچار پارگی روده شد. عمل جراحی را از سرگذراند و سپس به صورت اختصاصی با هواپیما به تهران منتقل شد. او در بیمارستان خاتم الانبیای تهران و با مراقبت های وِیژه از خطر مرگ گریخت."

در مسابقات جهانی ۱۹۹۱ وارنا وقتی والنتین یوردانف در وضعیت خاک، زانوی ترکان را به خطا کشید و داور سوت نزد، برزگر دوید وسط تشک و زانوی ترکان را آزاد کرد. همین باعث شد تا کارت قرمز بگیرد و از کنار تشک اخراج شود.

اکبر فلاح پس از کسب مدال طلا در مسابقات جهانی ۱۹۹۳ گفت در این موفقیت سهمی برای برزگر قائل نیست. فلاح یادآور شد که قبل از شروع رقابت‌ها برزگر به او گفته بود که اوت خواهد شد.

در مسابقات جهانی ۱۹۹۴ استانبول، شب وزن کشی برای اکبر فلاح و علی اکبرنژاد، تک کشتی انتخابی گذاشت و طبق معمول، آن دو از هم امتیازی نگرفتند. برزگر رای به انتخاب مجدد فلاح داد. اکبرنژاد دقایقی طولانی در سالن تمرین می‌گریست. فلاح در آن رقابت ها حذف شد.

در مسابقات جهانی ۲۰۰۶ گوانگ­ژو اگرچه نتایج ضعیف سال قبل در بوداپست جبران شد اما شکست ناباورانه حیدری مقابل روسلان شیخ­اوف (بلاروس) عملکرد خوب تیم ملی را تحت الشعاع قرار داد. همچنین برزگر محموداسماعیل پور را عامل شکست یزدانی مقابل ساجیدوف از روسیه معرفی کرد.

در مسابقات جهانی ۲۰۰۷ باکو که گام آخر برزگر در تیم های ملی بود، سمت مدیر فنی را برعهده داشت و حیدری هم سرمربی بود. اما تیم ملی نتوانست نتایج مطلوبی بگیرد.

بهترین نتیجه را سعید ابراهیمی کسب کرد که مربیان تیم ملی با انتخاب او موافق نبودند.

برزگر اکنون در ولنجک زندگی می‌کند و دو پسر و یک دختر دارد. هر دو پسرش کشتی گیر بودند و پسر بزرگترش مازیار، سال ۱۳۸۰ در همدان نایب قهرمان ۶۹ کیلوگرم ایران شد.

فعالیت اقتصادی برزگر در سال های اخیر ساختمان سازی بوده است.

سال ۱۳۸۸ که به دعوت وزارت نفت در برازجان مشغول آموزش کشتی بود، دچار پارگی روده شد. عمل جراحی را از سرگذراند و سپس به صورت اختصاصی با هواپیما به تهران منتقل شد. او در بیمارستان خاتم الانبیای تهران و با مراقبت های وِیژه از خطر مرگ گریخت.

برزگر که مدتی در چین به آموزش کشتی پرداخته بود، برای المپیک لندن مذاکراتی با فدراسیون کشتی ترکیه داشت تا هدایت این تیم را برعهده بگیرد اما توافق نهایی حاصل نشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر 1393ساعت 15:56  توسط محسن  | 

هاشم قنبری اسطوره تکرار نشدنی کشتی ایران

هاشم قنبری بزرگ مردی که در کشتی ایران یگانه است.

سلطان سوبلس و سالتوی ایران ... هیچ کشتی گیری از سوبلس ها و سالتوهای او در امان نبود ...

گردن کلفت ترین حریفان را جا کن می کرد و به پل می زد ... عکسی از سالتو های بی نظیر او را خدمت دوستان پیشکش می کنم تا شما هم از دیدن آن حظ کنید .

(اگر اشتباه نکرده باشم این عکس سالهای 52  تا 55  در سالن 17 شهریور اصفهان گرفته شده است)

سلامتی پهلوان هاشم قنبری بزرگ کشتی اصفهان صلوات 

" اللهم صل علی محمد وآل محمد "

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر 1393ساعت 23:35  توسط محسن  | 

با سلام خدمت دوستان

دوست خوبم جناب آقای " علی اکبر سلیمیان " از کشتی زرین شهر  قبول زحمت کردند به عنوان یکی از نویسندگان افتخاری با وبلاگ کشتی اصفهان همکاری کنند . امیدوارم خداوند توفیقشان دهتد و از این به بعد از مطالب و نوشته هایشان بهره مند گردیم .

کشتی زرین شهر دلاور مردی مثل شهید حسین قجه ای را به کشتی اصفهان تحویل داد . روحش شاد و نامش جاودان باد

محسن شیرانی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان 1393ساعت 0:23  توسط محسن  | 

داستان تلخ زندگی بابک قربانی

 

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

به گزارش "ورزش سه"، می گفتند حال و روز خوشی در زندان ندارد.قهرمان سرشناس کشتی فرنگی که پشت بسیاری از نامداران کشتی جهان را به خاک نشانده بود و پیش از به زندان رفتن از وی به عنوان یکی از امیدهای کشورمان برای کسب مدال طلای المپیک یاد می شد ،به جرم قتل بیش از دو سال را در زندان دیزل آباد کرمانشاه با متهمان قاچاق مواد مخدر،سارقان و خلافکاران حرفه ای روزگار خود را سپری کرد.تاوان اشتباه او سخت و غم انگیز بود؛اما برای قانون نام ها و نشان ها حکم به برتری نمی دهد.

روزهای قهرمانی و ستاره شدن بابک 
بابک قربانی که بود و چه عناوین و افتخاراتی را در دنیای قهرمانی به دست آورده است؟ به عقب بر می گردیم،به روزهایی که بابک نوجوان کشتی را آغاز کرد و خیلی زود به یک کشتی گیر نامی تبدیل شد.

بابک به همراه برادرش محمد کشتی را در نوجوانی نزد تورج مهری مربی سازنده کرمانشاهی آغاز کرد.از همان آغاز، مربی باشگاه پی به استعداد و نبوغ بالای او برد.پس از کمی تلاش و تمرین بابک قربانی خود را در مسابقات کشتی فرنگی قهر مانی کشور به عنوان یک مدعی مطرح به جامعه کشتی معرفی کرد. همگان در آن دوران پیش بینی آینده ای درخشان را برای او و برادرش می کردند. انگار ستاره ای بزرگ در حال ظهور بود.بابک جوان مانند بابک تاریخ ساز ایران نیز میل به جاودانگی داشت. روند رو به رشد قهرمان کرمانشاهی ادامه یافت تا اینکه در رده سنی جوانان پس از موفقیت در مسابقات قهرمانی کشور و انتخابی تیم ملی در مسابقات آسیایی کشتی فرنگی جوانان سال 2008 در دوحه قطر مدال طلا را به گردن آویخت. سال 2009 آخرین سالی بود که در رده سنی جوانان کشتی گرفت و با کسب مدال طلای آسیا،سومی جام یادگار امام و قهرمانی در مسابقات کشتی فرنگی جوانان جهان در آنکارا با کارنامه ای درخشان پا در رده سنی بزرگسالان گذاشت. سال 2010 در مسابقات قهرمانی آسیا مدال طلا را به گردن آویخت.او در هر تورنمنتی که حضور می یافت به چیزی جز مدال طلا فکر نمی کرد که نتیجه آن دو طلای جام یادگار امام و جام جایزه بزرگ باکو بود.اگرچه در همان سال در مسابقات جهانی مسکو امیر علی اکبری در وزن 97 کیلو نماینده کشورمان بود اما در بازی های آسیایی گوانگجو بابک قربانی در این وزن کشتی گرفت و با نمایشی خیره کننده مدال طلای وزن 97 کیلو کشتی فرنگی را برای کشورمان به ارمغان آورد.قهرمانی در جام جهانی 2011 بلاروس و فتح دوباره مدال طلای مسابقات معتبر جایزه بزرگ باکو آخرین افتخارات بابک قربانی در دنیای کشتی بود.

دوپینگ ومحرومیت قربانی
سال 2011 یک اتفاق تلخ مسیر زندگی قهرمان طلایی کشورمان را به طور کلی عوض کرد. پیش از مسابقات جهانی استانبول حضور او و امیر علی اکبری در وزن 97 کیلو کار را برای محمد بنا جهت انتخاب یکی از این دو مدعی برای حضور در مسابقات جهانی سخت کرده بود.بنا به سیستم انتخابی اعتقادی نداشت و از نحوه تمرینات ملی پوشان و عملکرد آنها در تورنمنت های بین المللی کشتی گیران مورد نظر خود را انتخاب می کرد.رقابت قربانی و علی اکبری آنچنان حساس بود که بنا تصمیم گرفت سنت شکنی کرده و برای آن دو مسابقه انتخابی برگزار کند.این دو کشتی گیر برای آماده نگه داشتن خود و پیروزی در مسابقه انتخابی از مواد نیروزای ممنوعه استفاده کردند . ماموران وادا دوماه پیش از رقابت های جهانی به خانه کشتی مراجعه کرده و اقدام به گرفتن تست دوپینگ از چند ملی پوش نموندند.پس از مدت کوتاهی اعلام شد که بابک قربانی و امیر علی اکبری دوپینگی هستند و به خاطر استفاده از ماده ممنوعه آنابولیک استروئید هریک به مدت دو سال از حضور در مسابقات کشتی محروم می شوند.هردو کشتی گیر پس از آن اتفاق سرنوشت متفاوت و تلخی را تجربه کردند اما حکایت بابک قربانی تلخ تر و ناگوار بود.

جمعه نهم تیرماه 1391 و آغاز روزهای سیاه
جمعه نهم تیرماه 1391 بدترین روز زندگی بابک قربانی و آغاز موج دوم سیاه روزی ها و ایام تباه او بود.بابک به همراه برادرش محمد برای تفریح و شکار به ارتفاعات کرمانشاه می روند.در مسیر بازگشت او در کنار محلی اطراف یک روستا مشغول شناکردن می شود.اما ممانعت و برخورد لفظی جوانی باعث درگیری میان آنها می شود.کار به نزاع بیشتر و حضور افراد محلی می کشد.بابک با تفنگ شکاری خود یکی از افراد نزاع کننده به نام سجاد زارع را به قتل می رساند و متواری می شود.او پس از چند روز اختفا سرانجام خود را به ماموران انتظامی معرفی می کند و دستگیر و زندانی می شود.

زندان و بلاتکلیفی بابک
حبس در زندان دیزل آباد به روزگار غم و اندوه بابک و برادرش محمد تبدیل شد.محمد پس از چند ماه آزاد می شود و بابک همچنان ماندگار در زندان.خانواده مقتول اصرار به قصاص او داشتند.کار برای این قهرمان کشتی سخت شده بود.در این مدت چند جلسه دادگاه برگزار شد اما بدون نتیجه ادامه آن به تاریخ دیگری موکول شد.ازآن زمان تعدادی از قهرمانان و بزرگان ورزش به دیدار بابک رفتند.ازجمله محمدرضا طالقانی،محمدبنا،حمید سوریان،امیرعلی اکبری،رسول جزینی،طالب نعمت پور،حسن رنگرز،افشین بیابانگرد،حسین رضا زاده... در زندان حضور یافتند و از او دلجویی نمودند. حتی تعدادی از رسانه های ورزشی نیز وضعیت بابک قربانی را پیگیری کردند. یکی از نشریات ورزشی معتبر عکس جلد ویژه نامه نوروزی خود را به ملاقات حمید سوریان و بابک قربانی در زندان اختصاص داد. از روزهای شرمساری و ندامت جوانی که به جای تشک های زرد کشتی اینک درزندان هم تیمی سابق خود را ملاقات می کرد. بابک از آنچه فکرش را بکنید در زندان آزار دید.او از تلویزیون زندان مسابقات المپیک را به تماشا نشست و شاهد قهرمان تیم ملی کشتی فرنگی وفتح مدال طلای المپیک توسط قاسم رضایی در وزن 97 کیلوبود؛حریفی که در آخرین مسابقه خود در لیگ برابر قربانی با اختلاف امتیاز بالا و ضربه فنی مغلوب شده بود .

قربانی در زندان به جای عنوان قهرمانی و پهلوانی مهر قاتل روی پیشانی اش خورده بود و سخت خودخوری می کرد.با این حال همچنان امید به آزادی داشت. وی در پاسخ به سوال خبرنگاری که پرسیده بود چقدر به روشن بودن آینده امیدواری چنین گفت: آدمی به امید زنده است.هرچه خدا بخواهد،به همان راضی هستم. ای کاش دوباره شرایطی فراهم شود که بتوانم از زندان نجات پیدا کنم و دوباره بتوانم دوبنده تیم ملی کشورم را به تن کنم. دوست دارم حقانیت خود را به مردم ایران ثابت کرده و مدال المپیک را به دست آورم و آن را به مادر سجاد تقدیم کنم.

از آغاز سال 93 و طولانی شدن حضور قربانی در زندان،او دیگر روحیه خوب خود را از دست داده بود.تورج مهری مربی سازنده او یکی از کسانی بود که در کنار خانواده پیگیر وضعیت شاگردش بود.او همیشه می گفت امید برای رهایی بابک وجود دارد اما اگر دست روی دست بگذاریم خیلی زود بابک را از دست خواهیم داد.این مربی همیشه از برادران محبی که از بزرگان کشتی کرمانشاه محسوب می شوند گلایه داشت که برای آزادی بابک قدمی برنداشته اند و حتی به ملاقات او نرفته اند و از جامعه کشتی و ورزش می خواست برای آزادی قربانی قدم های محکمی بردارند تا بابک آزاد شود و دوباره روی دایره طلایی افتخار آفرینی کند.

به گفته مهری در روزهای آخر شاگردش روحیه خوبی نداشت و از اینکه در کنار قاچاقچیان و سایر مجرمان و تبهکاران در یک مکان و زیر یک سقف به سر می برد ناراحت و از بلاتکلیفی خود خسته شده بود.

خود کشی و پایان راه
25 آبان 1393 خبری تلخ و تکان دهنده بر روی خروجی خبرگزاری ها و سایت های خبری قرار گرفت.بابک قربانی عضو اسبق تیم ملی کشتی و قهرمان بازی های آسیایی گوانگجو در زندان خودکشی کرد. شاید او به پایان راه امید رسیده بود.شاید از پیگیری های بزرگان ورزش و دیگر مسئولان برای آزادی خود و جلب رضایت از خانواده مقتول مایوس شده بود. قهرمان جوان با خوردن قرص به زندگی خود در سلول های سرد زندان پایان داد.

بابک دوبار قربانی شد. یک بار قربانی دوپینگ که نتیجه آن دوسال محرومیت از کشتی در شرایطی که از آرمانی ترین دوران ورزشی خود سود می برد ودیگری قتل که نتیجه آن خودکشی در زندان دیزل آباد کرمانشاه بود.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم آبان 1393ساعت 11:22  توسط بابک شیرانی  | 

بابک قربانی برای همیشه آزاد شد!!

 

وبلاگی برای کشتی اصفهان درگذشت " بابک قربانی " ملی پوش اسبق تیم فرنگی ایران را به جامعه کشتی تسلیت عرض می نماید .

روانش شاد و یادش گرامی.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393ساعت 23:49  توسط محسن  | 

کشتی گیر محکوم به اعدام خودکشی کرد

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

 

تهران- ایرنا- «بابک قربانی» - کشتی گیرمحکوم به اعدام - در زندانی در شهرستان کرمانشاه خودکشی کرد.

به گزارش ایرنا به نقل از یک منبع آگاه، قربانی شنبه شب با خوردن تعدادی قرص خودکشی و به رغم انتقال به بیمارستان فوت کرد. 

براساس گزارش های انتشار یافته از محتویات پرونده، این کشتی گیر ملی پوش سال 1391 در حالی که از کوه های اطراف کرمانشاه از شکار باز می گشت، با چند نفر درگیر شده و یکی از آنان را به قتل رسانده بود. 

به گزارش ایرنا به نقل از یک منبع آگاه، قربانی شنبه شب با خوردن تعدادی قرص خودکشی و به رغم انتقال به بیمارستان فوت کرد. 

بابک قربانی در زندان دیزل آباد کرمانشاه خودکشی کرد.

براساس این گزارش «دانیال هودرجی» مسوول روابط عمومی اداره کل دادگستری استان کرمانشاه نیز در این باره روز یکشنبه به خبرنگار ایرنا گفت: بابک قربانی قربانی مقدار زیادی قرص مسموم کننده مصرف کرده و این مساله عامل مرگ وی بوده است. 

بابک قربانی بیش از دو سال است به همراه برادرش محمد قربانی به جرم قتل عمد در زندان مرکزی کرمانشاه به سر می برد. 

اولیا دم در این مدت با وجود پادرمیانی افراد زیادی از شخصیت های استان کرمانشاه و کشور رضایت نداده بودند. 

قربانی در حوالی روستای نوژی وران از توابع شهرستان هرسین یک جوان روستایی را با تفنگ به قتل رسانده بود. 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393ساعت 23:3  توسط بابک شیرانی  | 

آفرین بر یدالله عرب جعفری


مسابقات قهرمانی کشتی فرنگی کشور (93) در تهران در حالی به پایان رسید که دوست و کشتی گیر خوب شهرمان جناب آقای

" یدالله عرب جعفری "

هم به مقام پنجم رسیدند.

متاسفانه من نتوانستم دیدار ها را ببینم اما با ملاقاتی که با استاد سعید جامعی داشتم از وضع کشتی ها پرسیدم و آقا سعید از کشتی آقای عرب جعفری خیلی راضی بودند و گفتند اگر در کشتی یدالله ناداوری و بد قضاوت نمی شد حتما به مقام های بالا می رسیدند و اظهار داشتند یدالله دلاورانه جنگید.

شخصا با دوست گرامی آقا یدالله آشنایی دارم و خوشحالم از اینکه بعد از اینکه چندین سال از تشک دور بوده اند دوباره برگشته اند . ناگفته نماند یدالله عرب جعفری برنز جوانان جهان ( 2008 - ترکیه ) را در کارنامه دارد. 

از همین جا خسته نباشید و خدا قوت می گویم به یدالله عرب جعفری.

همچنین آقای شیران (امیرحسین) هم به به مقام پنجمی رسیدند که امیدوارم سال بعد حتما روی سکو بروند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آبان 1393ساعت 0:7  توسط محسن  | 

میزبانی جویبار برای رقابت های کشتی جام باشگاه های جهان

ابراز رضایت رسول خادم از امکانات جویبار برای میزبانی رقابت های کشتی جام باشگاه های جهان

ساری – ایرنا – رییس فدراسیون کشتی گفت : امکانات شهرستان جویبار برای میزبانی از نخستین دوره رقابت های کشتی جام باشگاه های جهانی مطلوب ، اما نیازمند تلاش بیشتر برای رسیدن به استانداردهای بین المللی است .

 

'رسول خادم ' عصر چهارشنبه در حاشیه بازدید از امکانات ورزشی شهرستان جویبار در گفت و گو با خبرنگار ایرنا افزود : این شهرستان در مدت زمانی اندک ، زیرساخت های مناسبی را برای برگزاری مطلوب رقابت های کشتی جام باشگاه های جهان فراهم کرد که تداوم این شرایط موجب رسیدن به میزان مطلوب و مورد نیاز است .

وی بیان کرد : با وجود همسبتگی مطلوب مدیران استانی و شهرستانی برای بهبود شرایط موجود، جویبار به دلیل برخورداری از علاقه مندان فراوان به کشتی ، نیازمند برخورداری از سالنی با ظرفیت بیشتر تماشاگران است . 

نخستین دوره مسابقات کشتی جام باشگاه های جهان در رشته آزاد قرار است پنجم تا هفتم آذر به میزبانی جویبار برگزار می شود.

بر اساس اعلام مسوول روابط عمومی اداره کل ورزش و جوانان مازندران ، خادم پس از پایان این بازدیدها ، به شهر بابل سفر کرده و از امکانات این شهر برای میزبانی از رقابت های کشتی آزاد قهرمانی کشور نیز بازدید می کند . 

مسابقات کشتی آزاد بزرگسالان قهرمانی کشور یادواره امامعلی حبیبی قهرمان المپیک و جهان ، وزهای 28 تا 30 آبان ماه به میزبانی بابل برگزار می شود.

خادم اواخر ماه مهر نیز از امکانات ورزشی شهرستان جویبار برای میزبانی از رقابت های کشتی آزاد جام باشگاه های جهان بازدید کرده بود

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393ساعت 12:22  توسط بابک شیرانی  | 

نتایج مسابقات انتخابی کشتی بزرگسالان استان اصفهان

به گزارش روز شنبه ایرنا، این مسابقات به مدت دو روز در ورزشگاه شهدای هفدهم شهریور اصفهان برگزار شد و نتایج زیر بدست آمد.

کشتی آزاد بزرگسالان :

- وزن 57 کیلوگرم: نفر اول سجاد صالح پور، دوم سید مصطفی شجاعی و سوم به صورت مشترک سجاد لیریایی و خلیل اقرلو.

-وزن 61 کیلوگرم : نفر اول امیر فتاح، دوم سید احسان موسوی و سوم مشترک سجاد امینی و آرش کاویان.

- وزن 65 کیلوگرم: نفر اول منصور زارع شریف، دوم مهدی فیروزی،سوم مشترک سید احمد موسی کاظمی و علی اصغر جباری.

- وزن 70کیلوگرم: اول سیاوش گودرزی، دوم احمد فیروزی،سوم مشترک سعید نجفیان و آرش سلطانی پور.

- وزن 74کیلوگرم: اول علی عباسی، دوم محمد شاطریان و سوم مشترک محمدرضا روح پرور و میثم سلطانی.

- 86 کیلوگرم: اول بهمن شیخان، دوم علیرضا سلیمانی و سوم سید محسن حسینی و محسن نوروزی.

- وزن 97 کیلوگرم: اول حامد حنایی نژاد، دوم ابراهیم رحیمی و سوم محسن طالبی و بهنام خزایی.

- وزن 120 کیلوگرم: اول احمدرضا عابدینی،دوم رسول سلمانی، سوم اشکان عسگری و رسول براتی.



** مسابقات کشتی فرنگی:

- وزن 59 کیلوگرم: اول ایوب گراوند،دوم سینا شیرازی و سوم مشترک مرتضی رضاپور و مهدی عرب جبلی.

- وزن 66 کیلوگرم : اول بهرام جمالپور، دوم ایوب طالبیان و سوم مشترک سجاد گلی و محمد رفیعی.

- وزن 71کیلوگرم: اول کامران یزدی،دوم سعید سلیمیان و سوم مشترک امید سپیانی و حمیدرضا جمشیدی.

- وزن 75 کیلوگرم: اول هوشنگ جلیلی، دوم ابوالفضل لک و سوم مشترک علی رستمی و وحید صالحی.

- وزن 80کیلوگرم: اول امیرحسین شیران، دوم صالح کیان ارثی و سوم مهدی فرهادی.

- وزن 85 کیلوگرم : اول یدالله عرب جعفری،دوم حسین رشمانی و سوم مشترک حسین یوسلیانی و امید احمدی.

-وزن 98 کیلوگرم: نفر اول علیرضا قربانی، دوم پژمان عباسی و سوم مشترک امین خسروی و وحید سپیانی.

- وزن 130 کیلوگرم: نفراول رحیم مهدیان، دوم سید رضا سجادی و سوم مشترک مسعود اله یاری و مرتضی خجندی.

در این مسابقات بیش از 200 کشتی گیر در اوزان مختلف دو رشته آزاد و فرنگی به رقابت با حریفان خود پرداختند.

نفرات برتر این مسابقات به مسابقات قهرمانی کشور که دو هفته دیگر در تهران و بابل برگزار می شود، اعزام خواهند شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آبان 1393ساعت 0:20  توسط محسن  | 

مطالب قدیمی‌تر