وبلاگی برای کشتی اصفهان

اولین پایگاه اینترنتی مستقل کشتی اصفهان

صفحه نخست | پست الکترونیک | عناوین مطالب | فیلمهای کشتی | آموزش فنون کشتی مقاله ها | مصاحبه ها 

پایه گذاران کشتی فرنگی ایران

 

از راست به چپ:

استاد پهلوان " هاشم قنبری "  - استاد پهلوان " رحیم علی آبادی "

اساتیدی که شالوده و اساس کشتی فرنگی ایران را پی ریزی کردند:

هاشم قنبری متخصص در اجرای فنون پرتابی نظیر سالتو و سوبلس

رحیم علی آبادی متبحر در اجرای فنونی نظیر فیتو و کول انداز

سلامتی و طول عمر با عزت این دو دوست عزیز و گرانقدر کشتی ایران .... صلوات

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 1:42  توسط محسن  | 

تیپ جدید عباس جدیدی !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 1:14  توسط محسن  | 

تختی مردمش را نفروخت

 

رژیم شاه وقتی از فعالیت های سیاسی تختی آگاه شد، حقوقش را از سازمان برنامه و تربیت بدنی قطع کرد و تختی فقط حقوق ناچیز راه آهن را داشت. با این حال وقتی شخصی نزدش آمد و گفت: «اگر اجازه بدهی عکس شما را بیندازم روی شیشه های عسل. هر چقدر هم بخواهی بابتش می دهم»، تختی گفت: «که چه بشود؟ که مردم فکر کنند تختی با خوردن عسل پهلوان شد؟ اما من برای پهلوان شدن عسل نخوردم! دلم نمی خواهد با اسم من مردم را فریب بدهند». بازی در تیزر تبلیغاتی تیغ ریش تراشی هم با اینکه دویست هزار تومان، یعنی چیزی حدود 350 برابر حقوق ماهیانه او در راه آهن را پیشنهاد کرده بودند، به همین سرنوشت دچار شد. تختی می گفت: «من از این پول ها نمی خورم».

************************************

متاسفانه بعضی ورزشکاران حاضرند برای پول خلعت پهلوانی را که مردم به تن آنها پوشانیده اند را فکنده و بنده پول و مقام شوند .

تختی عکسش روی شیشه عسل نرفت اما امروزه عکس بعضی ها  روی شیشه آب معدنی (...) و بانک (..،) شرکت کامیون سازی و روغن های صنعتی،و موتور سیکلت و کولر گازی و پوشاک و معاملات املاک و  ... دیده می شوند.

قصد سیاه نمایی ندارم ... ورزش ایران پر از تختی است ... دوست دارم نام ببرم از " هادی ساعی " که دیگر عکس ها و افتخارات او  از سیمای ایران پخش نمی شود و به نوعی ممنوع التصویر شده است . او در قلب ماست آقای ساغی همه مدال هایش را به مردم زلزله زده بم داد و خلعت پهلوانی از مردم گرفت .

هادی ساعی :

 

حسین توکلی

همه این سالها سکوت کرد و با مردمش ماند عکس مهار وزنه 235 کیلوگرمی او در 2000 سیدنی و استیل زیبای او هنوز در ذهن ورزش دوستان باقی است

حسین توکلی در ۲۲ سالگی توانست ایران را پس از ۳۲ سال در رقابت های وزنه برداری المپیک صاحب مدال طلا کند. مدال طلای توکلی برای کاروان ورزشی ایران در المپیک ۲۰۰۰ سیدنی بسیار پر اهمیت بود، چرا که وی موفق شد طلسم عدم کسب مدال کل کاروان ورزشی ایران در المپیک ۲۰۰۰ را با کسب یک مدال با ارزش طلا بشکند.

مهار وزنه 235 کیلو گرمی :

توکلی برای بار دوم 235 کیلو را درخواست کرد که آن را انداخت. او وقتی برای مرتبه سوم روی تخته آمد، طبق معمول منتظر ماند تا زنگ 30 ثانیه به صدا دربیاید، سپس نگاهش را از روی تایمر برداشت و به نقطه ای تاریک در روبرو و پشت سر میز داوران دوخت. دست ها را دور هالتر گره کرد و چشم هایش را گرد، وزنه را به روی سینه‌اش کشید؛ توکلی با موفقیت ایستاد، مدال المپیک روی شانه هایش بود، حالا باید آن را بر فراز دستانش بلند می کرد، قیچی بی نقصی زد و به نبردی سرسختانه با قانون جاذبه زمین شتافت، هالتر حالا با صفحه های قرمز رنگش روی دست های او بود. فریاد شعف و بهت توکلی، احساسی مشترک در جمع کارشناسان این رشته ورزشی ایجاد کرد، کسی گمان نمی برد این جوان گمنام ایرانی در آستانه کسب مدال طلای المپیک قرار بگیرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:55  توسط محسن  | 

مسابقات کشتی فرنگی کارگران کشور

 

قبل از هرچیز از دوستان بدلیل کوتاهی در بازتاب با تاخیر این مطلب پوزش می طلبم هرچند می دانم که کشتی گیران و کشتی دوستان اصفهان همیشه از سر لطف با من بوده اند :

بیست و سومین دوره مسابقات کشتی فرنگی قهرمانی کارگران کشور با برگزاری مسابقات چهار وزن دوم به پایان رسید و تیم صنایع فلزی اتحاد تهران با کسب 63 امتیاز موفق به کسب عنوان قهرمانی این دوره از رقابت ها شد.

شکست علی علیاری قهرمان جام یادگار امام و قهرمانی کشتی گیرانی مانند شیرزاد بهشتی طلا و وحید میرفتح الهی از نتایج مهم این رقابتها بود.

در مراسم افتتاحیه این دوره از مسابقات دکتر نجفی« معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی»، مهندس صادقی فر«مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی»، احمد حسین زادگان«سرپرست فدراسیون ورزش کارگری»، مهندس یوسفی«مدیر کل پشتیبانی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی»، مهندس موسوی«مدیر کل امور ورزشی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی» و حسن حمیدی "قهرمان سابق آسیا و رئیس هیئت کشتی کارگران ایران" حضور داشتند و از تنی چند از پیشکسوتان کشتی نظیر رحیم علی آبادی، علی اکبر حیدری، بهرام مشتاقی، حسن بابک، استاد ابوالقاسم رایگان، حاج حسن امن زاده و عبدالله عزیزی تجلیل شد.

** نتایج این رقابتها به ترتیب زیر است:

در فینال وزن 66 کیلوگرم احسان فراهانی از تیم صنایع فلزی اتحاد تهران با غلبه بر محمد رفیعی از تیم گیربکس سهند اصفهان قهرمان شد و عنوان سوم مشترک به ادریس تختی از فولاد اکسین خوزستان و ابراهیم خوشدانداز از بوشهر رسید.

در فینال وزن 75 کیلوگرم داود خسروی از لرستان با برتری بر کامران یزدی از تیم گیربکس سهند اصفهان اول شد و علی امامی از تیم زربال مازندران و حمید رضا یاوری از تیم فولاد آلیاژ یزد به طور مشترک سوم شدند.

در فینال وزن 85 کیلوگرم ابوالفضل فلاح دوست از تیم صنایع فلزی اتحاد تهران با برتری بر آرمین رضازاده از تیم زربال مازندران به مقام قهرمانی دست یافت و عنوان سوم مشترک نیز به محسن اسدی از بوشهر و یدالله عرب جعفری از تیم گیر بکس سهند اصفهان رسید.

در فینال وزن 130 کیلوگرم نیز شادمان عظیمی در حساس ترین کشتی این دوره از رقابت ها، با برتری بر باقر شمس از تیم زربال مازندران قهرمان شد. در این وزن سوم مشترک به کریم سعادتی فر از آذربایجان شرقی و رضا الفت پور از تیم کرمانشاه رسید.

در روز نخست و در چهار وزن اول این مسابقات نیز نتایج زیر بدست آمده بود:

در وزن 59 کیلوگرم شیرزاد بهشتی طلا از تیم صنایع فلزی اتحاد تهران عنوان قهرمانی را کسب کرد، ساسان مالمیر از تیم همدان نایب قهرمان شد و احسان شمس از آلومینیوم سازی اراک و عادل عابدی از تیم مازندران به طور مشترک به مقام سوم دست پیدا کردند.

در وزن 71 کیلوگرم وحید میرفتح الهی از تیم صنایع فلزی اتحاد تهران مقام اول این رقابت ها را از آن خود کرد. علی رستمی از تیم گیربکس سهند اصفهان به عنوان نایب قهرمانی رسید و ابراهیم جمال پور از تیم فولاد اکسین خوزستان و افشین اسلامی از تیم زربال مازندران به طور مشترک به مقام سوم دست یافتند.

مهرداد بهرامی در وزن 80 کیلوگرم از تیم صنایع فلزی اتحاد تهران قهرمان و آرش پرهیزکار از تیم مواد غذایی آریا سام فارس بترتیب اول و دوم شدند و مرتضی حیدری از تیم چهارمحال بختیاری و مسیح اسلامی از تیم زربال مازندران مشترکاً در سکوی سومی ایستادند.

در وزن 98 کیلوگرم سامان نوروزی از تیم زربال مازندران موفق شد علی علیاری از تیم صنایع فلزی اتحاد تهران را شکست دهد و قهرمان شود، محمد رضا مولایی از تیم آذربایجان شرقی و حمید سرشوق از تیم گیربکس سهند اصفهان هم به طور مشترک سوم شدند.

بدین ترتیب در پایان این دوره از مسابقات، تیم صنایع فلزی اتحاد تهران به مقام قهرمانی دست یافت، تیم زربال مازندران نایب قهرمان شد و تیم گیربکس سهند اصفهان موفق به کسب عنوان سومی شد. عنوان چهارمی و پنجمی این دوره از رقابت ها نیز به تیم های فولاد اکسین خوزستان و تیم بوشهر رسید.

مراسم اهدای کاپ قهرمانی به تیم‌های برتر و اهدای لوح و مدال به کشتی‌گیران برتر اوزان مختلف با حضور مسئولان فدراسیون ورزش کارگری، پیشکسوتان و قهرمانان کشتی کشور در سالن شهید معتمدی کارگران تهران برگزار شد. در مراسم اختتامیه این دوره از مسابقات، از پیشکسوتان کشتی کارگری کشور نیز تجلیل به عمل آمد.


 

در اینجا جا دارد از زحمات جناب آقای مظفر احمدی و مسوولان گیربکس سازی  سهند تشکر و تقدیر نموده و به آنها خسته نباشید و خدا قوت گفت.

BLOG FOR ISFAHAN WRESTLING.  by : mohsen shirani

+ نوشته شده در  جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:22  توسط محسن  | 

تختی گفت برای مولایم علی(ع) بخوان نه برای من

 

« بسم الله الرحمن الرحیم. ....

                                یا رحمان و یا رحیم. ....

                                                        به نام خدای جهان‌آفرین...»

 

لطفا خودتان را معرفی کنید و درباره نام خانوادگی‌تان کمی توضیح دهید:

- «عباس شیر خدا» متولد سال 1312 تهران هستم و تقریبا دو سال از جهان پهلوان تختی کوچکترم. شیرخدا فامیلی بود که پدر‌بزرگم که اهل شعرخوانی و ورزش بود داشت؛ الان هم که من اشعار فردوسی را حماسه‌سرایی می‌کنم، این فامیل به کارم می‌خورد، مانند نجاری که این شغل را دارد و فامیلش هم نجار باشد. من در همان کودکی پدرم را از دست دادم و از اینکه نمی‌توانم بگویم «بابا» غصه می‌خورم. بیشتر زحمات ما را دایی‌هایم کشیدند. مادرم هم مربی قرآن و زنی بامرام و مشتی بود.

 آشنایی شما با جهان پهلوان تختی چگونه شکل گرفت؟

- محلی که ما زندگی می‌کردیم، فاصله چندانی با خانه پهلوان تختی نداشت، همیشه در زورخانه با هم بودیم.

 تختی گفت برای مولایم علی(ع) بخوان نه برای من

خاطره‌ای از مرحوم تختی دارید؟

- روزی که تختی با مدال طلای المپیک به تهران برگشت، من برای او شعر خواندم: جهان پهلوان تختی نامدار/ که هست از برای جهان افتخار... اما او با جوانمردی و ارادتش به امیر مومنان علی(ع) گلی به من تقدیم کرد و گفت: برای مولایم علی بخوان نه من

ورزشکاران نمی‌توانند تختی شوند

تختی چرا در ذهن مردم ماندگار شده است؟

- تختی معنای واقعی انسانی کامل و سر به زیر بود، هر چند آقای موحد شش دوره طلای کشتی دنیا را آورد ولی همه می‌گویند تختی، چون جوانمرد بود. اگر بخواهم به یکی از جوانمردی‌های او اشاره کنم می‌توان به مسابقات کشتی جهان که در تهران برگزار شد، اشاره کرد. کشتی‌گیر روس که دست خود را باندپیچی کرده بود به مصاف با مرحوم تختی رفت اما این پهلوان ایرانی تا انتهای کشتی دست باندپیچی شده او را نگرفت و کشتی هم مساوی شد. پهلوان تختی مرام میهمان‌نوازی‌اش را به خوبی در این کشتی نشان داد.

ورزشکاران ما در حال حاضر بسیار خوب هستند ولی نمی‌توانند تختی شوند. مرحوم تختی وقتی می‌خواست امضا کند، دست هیچ کس را رد نمی‌کرد و حتی به کسی هم نگاه نمی‌کرد. تختی به خاطر جوانمردی‌اش به این مرحله رسید

آیا در این نیم قرن تلاش خود، شاگردانی هم تربیت کرده اید؟

- در 55 سال اجرای برنامه، کسی را ندیدم که از  عهده این کار برآید. شاگردانی داشتم اما نتوانستند همانند من حماسه‌سرایی کنند. یک روز به فرزندم فرهاد گفتم پسرم بیا و همانند من بخوان و هنر مرا بیاموز. گفت، بابا از فرزند جهان پهلوان تختی «بابک» پرسیدم چرا کشتی‌گیر نشدی، تو می‌توانستی قهرمان جهان بشوی، گفت اگر قهرمان دنیا هم بشوم ولی نمی‌توانم جای پدرم تختی را بگیرم. گفت پدر هر چند من شاید بتوانم کار شما را هم انجام دهم اما همانند شما نمی‌توانم حماسه‌سرایی کنم.

در حال حاضر از «حسن شیرخدا» فرزند برادرم که از قاریان برجسته قرآن کشور است، برای ادامه راه این هنر دعوت کردم و معتقدم تنها کسی که بتواند این هنر را ادامه دهد اوست و با تمرین و تکراری که داریم اشعار حماسی را با صدای رسا و بلند می‌خواند و در ویژه‌برنامه‌ای که برای شبکه 5 ضبط شده روزهای آینده برنامه اجرا خواهد کرد.

اجراهای کنونی شما از رسانه ملی چگونه است؟

-در حال حاضر برای تلویزیون برنامه اجرا می‌کنم که این برنامه‌ها برای هر ماه در 30 قسمت ضبط و برای پخش آماده می‌شود.

یک خاطره‌ای از اجرای برنامه زنده دارم که جالب است. در رادیو برنامه زنده داشتیم، نفر اولی که باید مداحی می‌کرد دیرتر ‌رسید. چون برنامه زنده بود من قبول کردم به جای او بخوانم، برای اولین بار بود که مدیحه‌سرایی کردم.

الهی هر چه دارم از تو دارم به جز درگاه تو... هنوز این بیت تمام نشد که آن مداح آمد و ادامه آن را این‌گونه خواند: مولایی یا مولا...

 چرا  کمتر در زورخانه ضرب می‌زنید؟

- معتقدم در زورخانه نباید خواند، معتقدم از یک ساعتی که برای 100 نفر می‌خوانم بایستی بیشترین بهره را برد. تلاش می‌کنم با حضور در رادیو و تلویزیون این اجراها را همه بشوند نه عده کمی.


 شغل دیگری هم دارید؟

- من قبلا کارمند مخابرات در امجدیه بودم و در حال حاضر چند سالی است که بازنشسته شده ام.

 آیا شده به خاطر صدایتان نتوانید غذایی که دوست دارید را بخورید؟

- ایام نوروز که می‌شود زمانی که خانواده و یا میهمانان پسته می‌خورند، من غصه می‌خورم؛ به دلیل اینکه به خاطر صدایم نمی‌توانم از این‌گونه تنقلات بخورم!

 آرزویی هم دارید؟

- خدا را شکر به خواسته‌هایم رسیده‌ام، اما آرزوی من سلامتی ورزشکاران است، مخصوصا افراد مریضی که در بیمارستان‌ها چشم به راه بهتر شدن هستند.

 تلخ‌ترین خاطره حضور شما در میادین ورزشی چیست؟

- تلخ‌ترین خاطره من زمانی است که از رادیو شنیدم آقای تختی فوت کرده است. همان لحظه نشستم و کلی گریه کردم. تشییع جنازه جهان پهلوان هم هیچ وقت از یادم نمی‌رود. از میدان شوش تا شاه‌عبدالعظیم شهرری جمعیت آمده بود.

آیا برای اجرای برنامه به سایر کشورها دعوت شده‌اید؟

- برای اجرای برنامه به کشورهای فرانسه و چین رفتم. در المپیک یا میادین جهانی هنوز همراه ورزشکاران نرفته ام. تا به حال تقاضای همراهی نکردم، اما اگر مرا با خودشان ببرند بیشتر روحیه و انرژی می‌گیرند.

چه خوب بود که از سوی دوستان برای اینگونه مسابقات دعوت ‌می‌شدم. در مسابقه پیروزی و استقلال برای بیش از 100 هزار نفر در استادیوم آزادی خواندم. در ورزش یک چیزی به نام انسانیت وجود دارد. تاکنون کسی نگفته از شیرخدا که 50 سال کشتی مملکت را همراهی کرده، تقدیر شایسته‌ای کنیم. من کوچک‌ترین توقعی ندارم ولی باید به رسم جوانمردی به این مسائل اهمیت داد.

به نظر شما چرا خصلت پهلوانی و جوانمردی در قدیم بیشتر از الان بود؟

-در قدیم جوانمردی زیاد دیده می‌شد، مثلا می‌توانستی زن و بچه خود را به دوستت بسپاری و به مسافرت بروی. علتش را نمی‌دانم، باید در زورخانه به دنبال آن رفت. معتقدم جوانان باید مرام پهلوانی را یاد بگیرند. اسم ائمه(ع)، سادات، ابوالفضل(ع)، حضرت امیر(ع)، امام حسین(ع) و... زمانی که در گود زورخانه برده می‌شود با جوانمردی آن‌ها آشنا می‌شویم. گود زورخانه سرچشمه رسم‌های پهلوانی است. آقای حسین رضازاده ‌نام ابوالفضل(ع) را از زورخانه وام گرفت و توانست قهرمان جهان شود.

 تا‌کنون از سوی چه شخصیت کشوری مورد تقدیر قرار گرفته اید؟

- تنها کسی که در این مملکت پس از 55 سال از من تقدیر کرد، سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش بود. زمانی که برای اجرا به تربیت بدنی ارتش می‌رفتم، وی به همراه همکارانش در ورزش شرکت می‌کرد و بالاخره در اختتامیه پانزدهمین جشنواره فرهنگی ـ ورزشی ارتش که در خردادماه 86 برگزار شد، سرلشکر صالحی و علی مجد‌آرا از من تقدیر کردند. سردار مجید مشایخی هم در بسیج از من تقدیر کرده است. شهردار تهران آقای قالیباف که علاقه زیادی به ورزش و ساخت سالن‌های ورزشی دارد و برادر شهیدش هم ورزشکار بوده نیز از من تقدیر کرده است.

«عباس شیرخدا» در پایان ما را این‌گونه بدرقه می‌کند: هموطنان، جوانمردان، خبرنگاران، روزنامه‌نگاران، خدا یار و نگهدار شما باد

دیدن کل مصاحبه و عکسها در وبگاه فارس نیوز:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910525000251#sthash.QzCHk5Lw.dpuf

+ نوشته شده در  جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:1  توسط محسن  | 

مسابقات جام جهانی کشتی فرنگی 2015 تهران

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

سی و یکمین دوره مسابقات جهانی کشتی فرنگی در حالی از فردا در سالن ۱۲ هزار نفری آزادی برگزار میشود که تیم ملی کشورمان با ترکیبی متفاوت و با چهره ای جوانتر پا به این مسابقات گذاشته است.هرچند این مسابقات از نظر اعتبار فاصله زیادی با مسابقات قهرمانی جهان و المپیک دارد اما میتواند میدانی مهم برای ارزیابی و محک کشتی گیران جوان و با آتیه تیم ملی باشد.امیدوارم مسئولان و مربیان تیم با تحلیل و آنالیز صحیح و ارزیابی کامل از نقاط قوت و ضعف کشتی گیران و همچنین زیر نظر گرفتن همه حریفان و سبک مبارزه آنها و هماهنگ کردن کشتی گیران با مقررات جدید،تیمی را برای مسابقات جهانی و المپیک مهیا نمایند که بتواند از نام و اعتبار کشتی ایران به خوبی دفاع کند. 

مسابقات، 30 بهمن و اول اسفند در سالن 12 هزار نفری آزادی برگزار می شود که در دو گروه 4 تیمی که ایران سرگروه A با آذربایجان، سوئد و آلمان همگروه است. 

با آرزوی موفقیت و پیروزی برای تیم کشتی فرنگی کشورمان.

لیست اسامی کشتی گیران حاضر در این مسابقات:

ایران 
59 کیلو: محمد نوربخش و محسن حاجی پور
66 کیلو: افشین بیابانگرد و محمدعلی گرایی

71کیلو: پیام بویری و رامین طاهری
75 کیلو: یوسف اخباری و محمد کریمی
81 کیلو: حبیب الله اخلاقی و علی زینتی رفاه
85 کیلو: مجتبی کریم فر و داود عابدین زاده
98 کیلو: مهدی علیاری و سید مصطفی صالحی زاده
130 کیلو: بهنام مهدی زاده و بشیر باباجان زاده

 روسیه

59 کیلوگرم: ایوان کویلاکوف – مینگیان سمینوف- استپان ماریانیان
66 کیلوگرم: الکسی کیانیکین- آرتم سورکوف- اسلام آلبیف
71 کیلوگرم: یوری دنیس اف- ابوزید مانتسیگوف- آمباکو واچادزه- آدام کوراک
75 کیلوگرم: رومان ولاسوف- بیلان نالگیف- الکساندر چهرکین- 
80 کیلوگرم: یوگنی سالیف- امین شریف الدین اف- بخان اوزدیف- رمضان آباچاروف
85 کیلوگرم: داوید چاکوتادزه- آلان خوگایف- الکسی میشین- عظمت بیک بایف
98 کیلوگرم: رستم توتروف- نیکیتا ملینیکوف- ماکسیم صفریان- اسلام ماگمدوف
130 کیلوگرم: سرگئی سمینوف – واسیلی پارشین- ویتالی ایلنیتسکی

آذربایجان 

59 کیلوگرم: طالح ممدوف- مراد ممدوف- المان مختاراف- روشن بایراموف
66 کیلوگرم: حسن علی اف- روحین میخایلوف- کامران ممدوف

71 کیلوگرم: رستم علی اف- رسول چونایف
75 کیلوگرم: الوین مورسالیف- نیامدین ابراهیم اف
80 کیلوگرم: امین احمد اف- رفیق حسین اف
85 کیلوگرم: سامان طهماسبی- شهریار ممدوف- اسلام عباس اف
98 کیلوگرم: شالوا گادابادزه- اورخان نورایف
130 کیلوگرم: صباح شریعتی- والرا رودریگوئز

 ترکیه

59 کیلوگرم: آیهان کاراکوش- حامت رستم
66 کیلوگرم: آتاکان یوکسل

71 کیلوگرم: یونس اوزیل
75 کیلوگرم: امره کوش
80 کیلوگرم: سلجوق جبی
85 کیلوگرم: متهان باشار- کانسو ایلدیم
98 کیلوگرم: فاتح باشکوی
130 کیلوگرم: رضا کایالپ

 ارمنستان 

59 کیلوگرم: آرتور مکرتچیان 
66 کیلوگرم: گور سرکانیان

71 کیلوگرم: رافائل الکسانیان
75 کیلوگرم: کارپت چالیان
80 کیلوگرم: ادارد سارگسیان
85 کیلوگرم: ماسیم مانوکیان
98 کیلوگرم: واهه سیمونیان
130 کیلوگرم: ادگار کاچاتریان

 سوئد

59 کیلوگرم: یواخیم فاگرلاند
66 کیلوگرم: فرانز هاروتونیان- شارور واردانیان

71 کیلوگرم: زاخاریاس تالروس- کریستوفر نیلسون
75 کیلوگرم: روبرت روزنگرن
80 کیلوگرم: لنی پرسون
85 کیلوگرم: جیم پاترسون- کریستوفر یوهانسون
98 کیلوگرم: فردریک سچون- تئودروس توینوسیدیس
130 کیلوگرم: یوهان یورن

 آلمان 

59 کیلوگرم: دنیس منکس
66 کیلوگرم: ماتیاس ماچ

71 کیلوگرم: ماکسیم شاوب
75 کیلوگرم: جان روتر
80 کیلوگرم: پاسکال ایسل- فلوریان نومایر
85 کیلوگرم: جان فیشر
98 کیلوگرم: فلیکس رادینگر
130 کیلوگرم: ادوارد پاپ

 مجارستان 

59 کیلوگرم: سونگور کنیپلی- پیتر مودوس
66 کیلوگرم: کریستین جاگر- متی کرازانی

71 کیلوگرم: بالینت کورپاسی- تاماش لورینز
75 کیلوگرم: لازلو زابو
80 کیلوگرم: پتر باسکی- زولتان کری
85 کیلوگرم: پاتریک زابو
98 کیلوگرم: بالاز کیس- آدام وارگا
130 کیلوگرم: بالینت لام- ریچارد سرکسیس

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:40  توسط بابک شیرانی  | 

تشک جدید

با توجه به تصویب رنگ‌های جدید تشک در اتحادیه جهانی کشتی، رقابت‌های جام جهانی 2015 تهران روی تشک‌هایی با رنگ‌های آبی تیره و دایره نارنجی برگزار خواهد شد

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:25  توسط بابک شیرانی  | 

پهلوان

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

اطلاق صفت "پهلوان" به پنج طبقه ی متفاوت از ورزشکاران و سو استفاده از این عنوان,
قصد ریشه شناسی و معنای لغوی صفت "پهلوان" در زبان فارسی را نداریم و صرفا به اطلاق رسمی و غیر رسمی عنوان و صفت "پهلوانی" به 5 دسته ی مشخص از ورزشکاران میپردازیم.

قبلا هم اشاره کرده بودیم که در طبقه ی عوام و میان توده های مردم به "ورزشکار جوانمرد" خاصه ورزش های پهلوانی (باستانی) و دیگر ورزش های مشابه مانند کشتی پهلوان گفته میشوند,
بسته به اینکه آوازه ی این جوانمردی چه محدوده ی جغرافیایی را در بر گیرد و اینکه آن ورزشکارِ جوانمرد چه جایگاهی را در میان مردم یک منطقه داشته باشد عنوان و صفت "پهلوانی" نیز در آن ورزشکار کم و بیش نمود پیدا میکند,
این تعریفی کلی برای "پهلوان" خوانده شدن یک ورزشکار در میان عموم "مردم" بوده و است و نه ما و نه هیچ سازمان و نهاد و "شخصی" تعیین نمیکند که یک شخص باید پهلوان خوانده شود یا خیر بلکه همواره و در طول تاریخ این "خود مردم" بوده اند که تصمیم گرفته اند که شخصی را به پاس جوانمردی ها و تمام اصول و مبانی تشکیل دهنده ی آیین رادمردی و فتوت و جوانمردی عنوان "پهلوان" ببخشند و در این طبقه جای دهند.
واضح است که بسیاری از مردانی که ما امروزه آنان را با نام پهلوان میشناسیم در این طبقه کلی و البته غیر رسمی جای میگیرند.
اما در تعریفی دقیق تر و با یک طبقه بندی رسمی واژه و صفت پهلوان به سه طبقه ی مشخص و خاص از ورزشکاران اطلاق میشده که در زیر به آنان اشاره میکنیم
لازم به توضیح است بارها شاهد سخنان و نظراتی این چنینی در باب مقایسه فلان پهلوان با پهلوان دیگر بوده ایم که اگر مثلا فلان کس را پهلوان مینامید پس دیگری شایسته ی این عنوان نیست و غیره...
مقایسه ی بر فرض مثال خلیل عقاب با غلامرضا تختی, مقایسه ی عباس زندی با اکبر خراسانی, مقایسه سیروس قهرمانی با علیرضا سلیمانی و ...با آنکه همگی صفت پهلوانی را دارا میباشند ولی تماما قیاس هایی اشتباه و از پایه و اساس اشتباه میباشد که امیدوارم پس از انتشار این مطلب قدری در این زمینه روشنگری شده باشد.

*1- پهلوانان دربار یا پهلوانان پارکابی شاه یا شاهزادگان و دیگر عناوین رسمی درباری

مردانی تنومند و بسیار بسیار قدرتمند,بسیار تنومند تر و قدرتمندتر از قوی تررین کشتی گیران آزاد سنگین وزن امروزی,
عنوان پهلوان دربار مخصوصا در دوره ی ناصری یک عنوان و لقب کاملا رسمی و درباری بوده, مانند آشپز دربار, طبیب دربار, وزیر دربار, "پهلوان دربار" نیز یک عنوان کاملا رسمی بوده و میبایست مورد احترام رده های پایین تر قرار میگرفته,
این پهلوانان در بسیاری از مواقع و مناسبت های خاص و در مراسم گوناگون در پارکاب شاه بوده و اورا همراهی میکردند, از نقش محافظ شخصی و بادیگارد گرفته تا هدایت و رهبری سربازان و پیشاهنگان و محافظت از حرم و حریم شاه از جمله وظایف آنان بوده است,
البته لازم به ذکر این حقیقت است که داشتن پهلوان پارکابی تنها مختص به شخص پادشاه نبوده و بلکه هر شاهزاده و حاکم و والی و صاحب منصب عالی رتبه ای میتوانسته پهلوان پارکابی خود داشته باشد,
بر فرض مثال پهلوان یدالله معروف به کچل و پهلوان علی میرزا همدانی پهلوانان عزیز السلطان (ملیجک) بوده اند و پهلوان حسین گلزار کرمانشاهی پهلوان دستگاه شاهزاده عمادالدوله دولتشاهی بوده اند, 
پهلوانان دیگری نیز بوده اند که در بدو فعالیت ورزشی در رکاب اشخاص پایین رده تر بوده و سرانجام بازوبند پهلوانی پایتخت (کشور) به بازویشان بسته شده و در رکاب شاه درآمده اند,
پهلوان اکبرخراسانی که در ابتدا تحت رکاب حاجب الدوله بوده و پهلوان صادق قمی نیز در رکاب پهلوان شازده آقا عزیز قاجار بوده که هردو بعدها پهلوانان مقرر دربار و کشور شدند,
هرچقدر این طبقه از پهلوانان دارای سجایای اخلاقی و صفات جوانمردی بوده اند ولی قبل از هرچیز "وفاداری و خدمت به ولی نعمت خود" به تمام امور زندگانی و فعالیتشان ارجحیت داشته و برایشان در راس تمام امور قرار داشته است,
به زبان خیلی ساده این طبقه فاقد صفت "آزادگی" بوده اند و همگی "ولی نعمت" داشته و همین باعث سایه افکندن بر سایر خصوصیاتشان میشده و بعضا مردم آنها را نوکر دربار میدانستند,
از معروف ترین و شناخته شده ترین پهلوانان این طبقه (آنها که صاحب بازوبند پهلوانی دربار بوده اند و به ترتیب سابقه :
پهلوان اکبر خراسانی, پهلوان یزدی بزرگ,پهلوان عسگر یزدی, پهلوان یزدی کوچک, پهلوان ابوالقاسم قمی, پهلوان شعبان سیاه قمی, پهلوان حبیب الله مراغه ای, پهلوان اصغر نجار و پهلوان صادق قمی اشاره کرد,

*2- طبقه ی دوم کشتی گیران مدرن و معاصری هستند که بعد از تاسیس اداره ی تربیت بدنی اقدام به حضور در مسابقات رسمی کشتی پهلوانی کردند و با غلبه بر حریفان صاحب عنوان "رسمی" پهلوانی از طرف اداره, سازمان یا فدراسیون شدند چه دارای سجایای اخلاقی بوده اند و چه خیر,
البته ما در اینجا فقط به ذکر نام کشتی گیرانی میپردازیم که سجایای اخلاقی آنان بر مردم نیز روشن شده باشد که از شناخته شده ترین آنان میتوان از پهلوان عباس زندی (که البته خود ایشان پهلوان زاده بوده و خانواده شان از دیرباز از شناخته شده ترین ورزشکاران پهلوانی تهران بوده اند) و مرحومین پهلوانان علیرضا سلیمانی و احمد وفادار و تعداد بسیار بسیار معدود دیگری از کشتی گیران آزاد و پهلوانی اشاره کرد که واقعا برازنده ی عنوان "پهلوانی" بوده باشند,

*3- و اما دسته ی سوم که ظاهر و وجود و ضمیرشان مترادف با آن تعریف و نام و صفت پهلوانیست که شاید در ذهن خیلی از ماها نقش بسته رادمردان و دریادلانی هستند که در دوران حیاتشان چنان پایبند تمام اصول عملی و اعتقادی آیین فتوت و جوانمردی بوده اند که نام نیکشان را با جوهره ی مردی و مردانگی بر صفحات تاریخ این سرزمین حک کردند,
اینها به معنای واقعی کلمه "آزاده" بودند, برای "پهلوان بودن" نه نیازی به حمایت دربار و حاکم و پادشاه و فدراسیون داشتند و نه انعام و پاداش...
نه برای مزد و حقوق کشتی میگرفتند ونه برای مقام و مدال و بلکه برای سرافرازی نام کشور و مملکتشان و خدمت و کمک به مردمشان از هیچ کار و عملی دریغ نمیکردند,
اگر نگاهی به کل تاریخ ایرانزمین بیاندازیم شاید تعدادشان به بیش از تعداد انگشتان دو دست نرسد,
-رادمان پور ماهک (یعقوب لیث)
- سلطان محمود خوارزمی (پوریای ولی)
- حاج سید حسن شجاعت (رزاز)
- حاج محمد صادق بلور فروش
- حاج مصطفی طوسی
- جهان پهلوان غلامرضا تختی (تا به امروز و به حق خاتم این دسته از پهلوانان بوده)

اینها چه در دوره ی حیات و چه پس از وفاتشان قهرمانان واقعی مردم و الگوی اخلاقی و ورزشی بسیاری از نسل های معاصر و بعد از خود بوده اند,و هیچ حکومت و رژیمی هرگز نتوانسته هیچ ورزشکاری را به زور تبلیغات و با تحمیل در این طبقه قرار بدهد, همچنان که امروزه شاهد سو استفاده از این عناوین هستیم ولی غافل از اینکه صرفا خود مردم هستند که تصمیم میگیرند شخصی را در این طبقه پهلوان بخوانند یا خیر, عناوینی مانند "جهان پهلوان حسین رضازاده" , "جهان پهلوان علیرضا دبیر" و غیره مصداق بارز سو استفاده از این عنوان است که متاسفانه در این سالهای اخیر بسیار شنیده ایم,

------------------------------
صرفنظر از طبقه بندی های فوق دسته ای دیگر از ورزشکاران نیز هستند که از دیرباز و قدیم الایام عنوان و لقب پهلوانی را در میان مردم یدک و به همراه میکشند و آنهم مردان قدرتمند و تنومندی هستند که با عنوان "پهلوان زورگر" شناخته میشوند که بعضا و به اشتباه در فرهنگ عامه به عنوان "معرکه گیر" نیز شناخته میشوند,
این پهلوانانِ زورگر در طی قرن ها با پرپایی و انجام نمایش های قدرت و زورگری در میادین و معابر شهر ها و روستا ها و حتی سفر کردن به دیگر ولایات و نواحی صرفنظر از موطن خودشان اقدام به کسب درآمد و روزی خود میکردند, ناگفته نماند خیلی از آنها عواید حاصله از نمایش های خود را صرف کارهای خیر و انسان دوستانه و خدمت به خلق هم میکردند,
از میان معاصرین و از میان مشهور ترین ایشان میتوان "پهلوانانِ زورگر" زیر را نام برد:
سیروس قهرمانی, خلیل عقاب شیرازی, حاج حسام السلطان خوش نویسان, نایب علی خان ملک, کلاوردی گرجستانی, علی قلیچ داغستانی, حسن مینوی قمی, علی بهمن نیا تهرانی, اسمعیل نیاورانی و ...

در تصویر زیر ردیف بالا از چپ:

1- پهلوان اسمعیل قربانی, نمونه ای از تعریف کلی پهلوانی که عنوان پهلوان به واسطه ی جوانمردی ها و بخشندگی هایش و از طرف "مردم" به او داده شد هر چند که سازمان و حکومت او را به نام رسمی پهلوان نشناسد و مزد و پاداشی هم از صاحبین مناسب نگرفته باشد.

2- پهلوان اکبر خراسانی, نمونه ای از پهلوانان درباری و پارکابی شاه, او در عهد ناصری رسما پهلوان اول کشور است و بازوبند پهلوانی پایتخت توسط شاه به دستش بسته شده, صاحب عنوان درباری است و خدمتگزار شاه, حتی اگر صاحب بی حد و حصرترین فضائل اخلاقی هم باشد در وهله ی اول ولی نعمت وی شاه و شاهزاده اش میباشد.

3- پهلوان علیرضا سلیمانی, او کشتی گیر آزاد و مدرن است که در مسابقات کشتی پهلوانی کشور شرکت کرده و عنوان رسمی پهلوان اول کشور را بدست آورده.هرچند متواضع و جوانمرد و سفره دار بوده و در میان مردم محبوبیت دارد ولی ایشان پهلوان رسمی است خواه دارای سجایای اخلاقی و خواه فاقد آن باشد.

ردیف پایین چپ:

1- پهلوان سیروس قهرمانی شیرازی, او نمونه یک پهلوان زورگر است, که با استفاده از قدرت بدنی فراوانش اقدام به برپایی نمایش عملیات زورگر در شهرها میکند,او عواید بسیاری از نمایش هایش را صرف کارهای خیر کرده

2- پهلوان آسد حسن رزاز, او استاد و ورزشکار و کشتی گیر ورزش پهلوانی است, صاحب سجایای کامل اخلاقی و صفات جوانمردی, بدون اینکه از طرف دربار حمایتی داشته باشد, به پاس خدمات و از خودگذشتگی هایش و دیگر فضایل اخلاقی که پیشتر اشاره شد در بالاترین مرتبه و گروه پهلوانان جای میگیرد,
پ.ن : لازم به ذکر است که حضور یک پهلوان در طبقه بندی های فوق انحصاری نیست و همانطور که واضح است پهلوانانی امثال جهان پهلوان تختی و حاج مصطفی طوسی سوا از طبقه ای که معرفی کردیم میتوانند در طبقه بندی شماره ی 2 و میان آزادکاران صاحب بازوبند پهلوانی نیز باشند.

پهلوانان نمی میرند...

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۳ساعت 19:31  توسط بابک شیرانی  | 

فیلم کشتی زنده یاد اکبر یداللهی در مسابقات قهرمانی آسیا 1974 تهران

 در مورد این فیلم چند نکته را  ابتدا بگویم :

این فیلم در آرشیو شخصی استاد " هاشم قنبری " ملی پوش اسبق تیم فرنگی ایران و قهرمان و صاحب گردن آویز طلا در همان مسابقات آسیایی 1974 بود که ایشان لطف نمودند و نسخه ای از آن فیلم را در اختیار من قرار دادند .

" زنده یاد اکبر یداللهی"

چندی قبل فیلم مسابقه فینال کشتی استاد قنبری را پخش کردم و این فیلم هم مثل فیلم قبلی برای اولین بار است که پخش می شود و تا حالا هیچ جایی دیده نشده است .

شما با مراجعه به شبکه جهانی یوتیوب و در قسمت آپلود های من به نشانی ذیل می توانید این فیلم را ببینید:

گزارشگر این مسابقه استاد " عطاالله بهمنش  " بهترین گزارشگر تاریخ کشتی ایران هستند و به زیبایی این دیدار را روایت می کنند.

فرمت فیلم بصورت رنگی است دقت شود زمان  این مسابقات مربوط به 41 سال قبل  است ولی از چنان کیفیت و وضوحی بر خوردار است که گویی تازه از آن فیلمبرداری شده است.

این فیلمبرداری نشان از اهمیت این مسابقات در رژیم گذشته است ناگفته نماند مجموعه ورزشی آزادی برای همین مسابقات ساخته شد.

نمایی از فیلم مسابقه اکبر یداللهی :

حریف یداللهی یک کشتی گیر اهل کشور کره است با نام  " کیونگ سو چیوی " که دوبنده قرمز پوشیده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 2:30  توسط محسن  | 

توضیحی در مورد قتل زنده یاد اکبر یداللهی

چند ماه قبل پستی بر روی خروجی وبلاگ قرار دادم با این عنوان :

" اکبر یداللهی گمشده ای در تاریخ کشتی "

در آن راجع به ماحرای قتل زنده یاد اکبر یداللهی صحبت کرده بودم و از اینک پس از حدود سی - چهل سال هنوز هیچ اثری از قاتلین وی در دست نیست.

علاوه بر وبلاگ این پست را بر روی صفحات اجتماعی نظیر فیس بوک و ... هم قرار دادم که متاسفانه واکنش های منفی هم به دنبال داشت. و عده ای از طرح این مساله که قتل وی منصوب به عوامل رژیم سابق هستند اظهار شکوه کرده بودند.

آنچه من از دوستان روانشاد اکبر یداللهی و همچنین کشتی گیران همدوره ایشان در مورد او شنیدم این بود که :

1 - زنده یاد یداللهی هیچ گونه فعالیتی در جریانات انقلاب 57 ایران نداشته است لذا فرض هر گونه ترور و یا اقدام سیاسی بر علیه وی بی توجیه است.

2 - بنابر گفته اساتید و پیشکسوتان  اشخاصی که به دنبال قتل وی بوده اند از مقامات رده بالای نظامی و همچنین افراد با نفوذ در دربار رژیم سابق بوده اند که بنابر دلایل شخصی و خانوادگی با شادروان یداللهی خصومت داشته اند ( نحوه قتل اکبر یداللهی کاملا به وضوح این عمل را تایید می کند : عده ای به خانه او می ریزند و یداللهی و همسر و فرزند او را به به درون وان حمام خانه می فکنند و با وصل جریان برق آنها را می کشند )

3 - عدم تمایل پلیس برای کشف و پیگیری این موضوع نشان دهنده این است که عده ای با نفوذ - پلیس و مقامات قضایی آن دوران را از این کار بر حذر کرده اند.

4 - عدم بازتاب این قضیه در مطبوعات :

اکبر یداللهی دارنده مدال طلای آسیا و چندین دوره قهرمانی ایران و همچنین چندین مدال از تورنمنت های خارجی بود - اسم او در فهرست مدال آوران کشتی ایران آمده است اما موقع قتل وی هیچ یک از رسانه ها و مطبوعات از کشته شدن او صحبت نکردند که این نشان می دهد دستگاه حاکمه در پی رسانه ای شدن این اتفاق نبوده است.

به هر جهت این تنها مطالبی است که فعلا تا به این لحظه به دست من رسیده است اگر خوانندگان توضیح یا مطلبی در این باره دارند در صورت تمایل می توانند برای وبلاگ کشتی اصفهان بفرستند.

در خاتمه سه عکس از سالتوهای بی نقص و زیبای زنده یاد " اکبر یداللهی " کشتی گیر فقید و فرنگی کار اسطوره ای وزن 62 کیلو گرم تیم ملی ایران را قرار می دهم همچنین در پست بعدی فیلم کشتی او در مسابقات فهرمانی آسیا - 1974 تهران که موفق شد طلای آن مسابقات را تصاحب کند در اختیار دوستان قرار می دهم .

سالتو یی که دیگر کمتر زده می شود :

" یداللهی حریف را بیش از یک متر به سمت بالا لیفت کرده است "

 

 

شگرد اکبر یداللهی سالتو عقب بود و در این فن بی رقیب بود

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 2:1  توسط محسن  | 

زندگی نامه بزرگان

شمس الدین سید عباسی

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

عنوان: قهرمان جهان و دارنده برنز المپیک

سن: متولد سال ۱۳۲۱

قد: ۱۷۵ سانتی متر

وزن: ۶۲ کیلوگرم

ملیت: ایرانی

شهر محل تولد: تهران

فعالیت مبارزاتی: پیشکسوت

رکورد: ۲ طلا، ۲ نقره، ۱ برنز (۱ مدال المپیک – ۳ مدال جهان – ۱ مدال در بازی های آسیایی)

توضیحات: سید شمس‌الدین سیدعباسی کشتی‌گیر آزادکار سابق ایرانی است که برنده یک مدال برنز المپیک، یک مدال طلا و یک مدال نقره‌ قهرمانی جهان و یک مدال طلای بازی‌های آسیایی را به دست آورده‌است. وی همچنین یکی از مربیان تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات قهرمانی جهان ۱۹۸۵ و ۱۹۸۹ بود.
شگرد اصلی سیدعباسی فن فیتیله‌پیچ بود و به آقای فیتیله‌پیچ و استاد فیتیله‌پیچ شهرت داشت. وی با همین فن در ۱۹ سالگی آیدین ابراهیمف قهرمان وقت جهان را در سال ۱۹۶۳ (۱۳۴۲) در جریان دیدار دوستانه ایران و شوروی ضربه فنی کرد. سیدعباسی از آن سال تا ۱۳۴۶ چندین بار قهرمان ایران در وزن‌های ۵۷ و ۶۳ کیلو شد و در ۱۹۶۷ به عضویت تیم ملی درآمد و تا سال ۱۹۷۲ عضو پیوسته تیم ملی کشتی آزاد ایران بود. در المپیک ۱۹۶۸ مکزیکوسیتی با ۵ برد از جمله ۲ ضربه فنی، یک مساوی برابر انیو تودوروف بلغار و یک باخت از ماساکی کانکوی ژاپنی به مدال برنز وزن ۶۳ کیلوگرم رسید. سال بعد در مسابقات جهانی ۱۹۶۹ ماردل پلاتا به مدال نقره وزن ۶۲ کیلو رسید. در سال ۱۹۷۰ هم قهرمان جهان در ادمونتون و هم قهرمان بازی‌های آسیایی بانکوک در ۶۲ کیلوگرم شد. در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ در همین وزن با یک شکست از کیوشی آبه ژاپنی به مقام پنجم رسید. در قهرمانی جهان ۱۹۷۱ صوفیه به یک مدال نقره رسید. او در دهه ۱۹۹۰ نیز در مسابقات پیشکسوتان قهرمانی جهان شرکت کرد و چندین مدال طلای دیگر را کسب کرد
سیدعباسی نهایتاً در سن ۶۰ سالگی در ۲۶ اسفند ۱۳۸۲ بر اثر بیماری سرطان در بیمارستان ایران‌مهر در قلهک تهران درگذشت.(روحش شاد)

تاریخمکانسطح مسابقاتوزننتیجه
۱۹۶۸ مکزیکوسیتی-مکزیک المپیک ۶۲ kg BRONZE
1969 ماردل پلاتا-آرژانتین جهانی ۶۲ kg SILVER
1970 ادمونتون-کانادا جهانی ۶۲ kg GOLD
1970 بانکوک-تایلند بازی های آسیایی ۶۲ kg GOLD
1971 صوفیه-بلغارستان جهانی ۶۲ kg SILVER
1972 مونیخ-آلمان المپیک ۶۳ kg پنجم

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:15  توسط بابک شیرانی  | 

زندگی نامه بزرگان

ابراهیم جوادی

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

عنوان: قهرمان جهان و دارنده برنز المپیک

سن: متولد سال ۱۳۲۲

وزن: ۵۲ کیلوگرم

ملیت: ایرانی

شهر محل تولد: قزوین

رکورد: ۶ طلا، ۱ برنز (۱ مدال الکپیک – ۴ مدال جهان – ۲ مدال در بازی های آسیایی)

توضیحات: ابراهیم جوادی‌پور (۱۳۲۲ در قزوین) کشتی‌گیر آزادکار بازنشستهٔ ایرانی است. وی با ۴ بار پیاپی قهرمانی جهان، ۲ بار قهرمانی در بازی‌های آسیایی، مدال برنز المپیک ۱۹۷۲ مونیخ و قهرمانی در مهمترین تورنمنت‌های بین‌المللی دوران خود، همچون جام دانکلف بلغارستان، جام تفلیس شوروی و جام تاتراس لهستان، پرافتخارترین کشتی‌گیر سبک‌وزن تاریخ کشتی ایران است. شکست از نیکولف بلغار در المپیک مونیخ تنها شکست او در مسابقات جهانی و المپیک بود.
جوادی در المپیک ۱۹۷۶ مونترال و ۱۹۹۲ بارسلونا هم به عنوان مربی همراه تیم ملی بود و هم‌اکنون (۱۳۸۹) ریاست هیئت کشتی شهرستان کرج را برعهده دارد.

تاریخمکانسطح مسابقاتوزننتیجه
۱۹۶۹ مار دل پلاتا-آرژانتین جهانی ۴۸ kg طلا
1970 اندبونتون-کانادا جهانی ۴۸ kg طلا
1970 بانگکوک-تایلند بازی های آسیایی ۴۸ kg طلا
1971 سوفیا – بلغارستان جهانی ۴۸ kg طلا
1972 مونیخ-آلمان المپیک ۴۸ kg برنز
1973 تهران-ایران جهانی ۵۲ kg طلا
1974 تهران-ایران بازی های آسیایی ۵۲ kg طلا
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:5  توسط بابک شیرانی  | 

زندگی نامه بزرگان

محمد حسن محبی

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

عنوان:قهرمان جهان

سن: متولد سال ۱۳۳۵

وزن: ۹۰ کیلوگرم

ملیت: ایرانی

شهر محل تولد: کرمانشاه

رکورد: ۸ طلا، ۲ نقره، ۲ برنز (۲ مدال جهان – ۲ مدال در بازی های آسیایی – ۸ مدال آسیایی)

توضیحات: محمدحسن محبی کشتی‌گیر آزادکار بازنشسته و مربی کشتی کنونی ایرانی است. وی سرمربی تیم ملی کشتی آزاد ایران در مسابقات قهرمانی جهان ۲۰۰۲ تهران بود که ایران به مقام قهرمانی مسابقات رسید. محبی یک مدال برنز قهرمانی جهان را در سال ۱۹۹۰ به دست آورد، در مسابقات قهرمانی جهان ۱۹۸۵ بوداپست هم به دیدار فینال رسید و با شکست از ویلیام شر کشتی‌گیر آمریکائی به مدال نقره مسابقات رسید، اما به دستور مسئولین تیم ایران در هنگام برافراشته‌شدن پرچم آمریکا و پخش سرود ملی این کشور مدال خود را به زمین انداخته و از سکو پائین آمد. پس از آن عنوان نایب‌قهرمانی و مدال نقره به طور رسمی از او گرفته شد. اعتراض‌هایی که در پی این حرکت به کشتی‌گیران ایرانی شد موجب گشت تا ایران در دو دوره بعدی مسابقات قهرمانی جهان در رقابت‌ها شرکت نکند.محبی علاوه بر رقابت‌های قهرمانی جهان متعدد (۱۹۷۹، ۱۹۸۳، ۱۹۸۶ و ۱۹۸۷) که به دلیل عدم حضور ایران از دست داد، از حضور در دو المپیک ۱۹۸۰ مسکو و ۱۹۸۴ لس آنجلس نیز، در حالی‌که در اوج آمادگی قرار داشت، به دلیل تحریم مسابقات محروم شد. در بازی‌های آسیائی سئول ۱۹۸۶ نیز شکست او در دیدار فینال از عبداللطیف کشتی گیر پاکستانی از حوادث غیرمنتظره مسابقات بود. برادر او محمدحسین محبی نیز از کشتی‌گیران ملی‌پوش ایرانی بود.

 

تاریخمکانسطح مسابقاتوزننتیجه
۱۹۷۹ جلندر-هند آسیایی ۷۴ kg طلا
1979 جلندر-هند آسیایی ۹۰ kg طلا
1981 لاهور-پاکستان آسیایی ۹۰ kg طلا
1982 دهلی نو-هند بازی های آسیایی ۹۰ kg طلا
1983 تهران-ایران آسیایی ۹۰ kg طلا
1985 بوداپست-مجارستان جهانی ۹۰ kg نقره
1986 سئول-کره جنوبی بازی های آسیایی ۹۰ kg نقره
1987 بمبئی-هند آسیایی ۸۲ kg طلا
1987 بمبئی-هند آسیایی ۹۰ kg طلا
1989 ایباراکی-ژاپن آسیایی ۸۲ kg برنز
1989 ایباراکی-ژاپن آسیایی ۹۰ kg طلا
1990 توکیو-ژاپن جهانی ۹۰ kg برنز
+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 10:57  توسط بابک شیرانی  | 

مدال آوران المپیک

بیسیک کودوخوف

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

بسیک سرودینوویچ کودوخوف(زاده 15 اوت 1986 - درگذشته 28 دسامبر 2013) او کشتی گیر کشور روسیه بود.

وی مدال برنز بازی های المپیک تابستانی 2008 و مدال نقره بازی های المپیک تابستانی 2012 را در کارنامه داشت.

او همچنین قبل از المپیک پکن یک قهرمانی و یک نایب قهرمانی جهان را در کارنامه داشت و در فاصلهٔ بین المپیک پکن تا المپیک لندن سه بار متوالی قهرمان جهان شد.

بسیک کودوخوف دارنده چهار مدال طلای کشتی آزاد قهرمانی جهان بود.

بسیک کودوخوفِ در روز ۲۸ دسامبر سال ۲۰۱۳ در سن ۲۷ سالگی پس از برخورد اتومبیلش با یک کامیون نزدیک شهر آرماویر در جنوب روسیه کشته شد

بازی های المپیک
نقره 2012 لندن 60kg
برنز 2008 پکن 55kg
قهرمانی جهان
نقره 2006 گوانگ ژو ۵۵ kg
طلا 2007 باکو ۵۵ kg
طلا 2009 هرنینگ ۶۰ kg
طلا 2010 مسکو ۶۰ kg
طلا 2011 استانبول ۶۰ kg
European Championships
طلا 2007 sofia ۵۵ kg
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:14  توسط بابک شیرانی  | 

مدال آوران المپیک

جان اسمیت

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

جان اسمیت ( John Smith) (متولد ۹ اوت ۱۹۶۵ در اوکلاهما) کشتی گیر آزادکار بازنشستهٔ اهل ایالات متحده است. وی یکی از پرافتخارترین کشتی‌گیران تاریخ با دو مدال طلای المپیک و ۴ مدال طلای قهرمانی جهان محسوب می‌شود. جان اسمیت از ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۲ قهرمان بدون رقیب وزن ۶۲ کیلو دنیا بود.

اسمیت پس از المپیک بارسلون ورزش قهرمانی را کنار گذارده و از آن هنگام تاکنون سرمربی تیم کشتی دانشگاه اوکلاهما است و این تیم را پنج بار به مقام قهرمانی دانشگاه‌های آمریکا رسانده‌است

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:37  توسط بابک شیرانی  | 

مدال آوران المپیک

محمود ملا قاسمی

AxGiG,عکس گیگ پایگاه آپلود عکس ویژه وبلاگنویسان

محمود ملاقاسمی تبریزی (زادهٔ خرداد ۱۳۰۸ در تبریز) کشتی گیر آزادکار سابق ایرانی است که برندهٔ یک مدال برنز المپیک 1952هلسینکی و مدال نقرهٔ قهرمانی کشتی جهان 1951 هلسینکی در دستهٔ ۵۲ کیلو شده‌است.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 11:24  توسط بابک شیرانی  | 

ایوان یاریگین کشتی گیر روس که برای ضربه کردن آفریده شده بود

 

ایوان یاریگین - کشتی آزاد(شوروی)

 

ایوان یاریگین (به روسی: Ива́н Яры́гин) (متولد ۷ نوامبر ۱۹۴۸ در کمروفسکایا - درگذشتهٔ ۱۱ اکتبر ۱۹۹۷) کشتی‌گیر آزادکار و مربی کشتی اهل شوروی بود. وی دو مدال طلای المپیک (۱۹۷۲ مونیخ و ۱۹۷۶ مونترآل)، یک مدال طلای قهرمانی جهان (۱۹۷۳ تهران) و سه طلا و دو نقره قهرمانی اروپا را در وزن ۱۰۰ کیلوگرم دریافت کرد.

ایوان یاریگین در سال ۱۹۴۸ در خانواده ای پرجمعیت در روستای سیبریای منطقه کراسنویارسک روسیه متولد شد. نخستین بار او به مدرسه کشتی وی.‌ای.‌چارکوف رفت تا فنون کشتی را فراگیرد. از سال ۱۹۶۶ زیرنظر دیمیتری میندیا شویلی به تمرین پرداخت و خیلی زود مدارج ترقی را پیمود. او در سال ۱۹۷۰ در مسابقات کشتی فدراسیون روسیه به مقام قهرمانی رسید و سپس همین مقام را در رقابت های کشتی آزاد قهرمانی اتحاد جماهیر شوروی تکرار کرد تا به عضویت تیم ملی درآید.

در ۲۲ سالگی در مسابقات اروپا در برلین حضور یافت ولی با شکست در برابر احمد آییک از ترکیه به مدال نقره وزن ۱۰۰ کیلوگرم رضایت داد. دو سال بعد او در اروپا با ۵ پیروزی ضربه فنی و یک پیروزی امتیازی صاحب گردن آویز طلا شد. اوج اقتدار یاریگین در بازیهای المپیک سال ۱۹۷۲ مونیخ به نمایش درآمد، جایی که او در ۷ دقیقه و ۲۰ ثانیه ۷ حریف خود را ضربه فنی نمود.

در وزن ۱۰۰ کیلوگرم ۱۷ کشتی‌گیر حضور داشتند که یاریگین با قرعه شماره ۳، ابتدا برونویو تزلر از سوییس را ضربه فنی کرد و سپس پشت گرد باچ مان از آلمان شرقی، هری گریس از کانادا، ابوالفضل انوری از ایران، ایناچی پانایت رومانیایی، بایان مونخ مغول و ژوزف کاستاری از مجارستان را به تشک دوخت تا صاحب گردن آویز طلا شود. یاریگین در رقابت‌های جهانی تهران در سال ۱۹۷۳ هم حضوری درخشان داشت و پس از ۴ پیروزی با ضربه فنی و یک پیورزی با امتیاز به مدال طلای وزن۱۰۰ کیلوگرم دست یافت. او در سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۵ در رقابت‌های جهانی شرکت نکرد و به جای او ولادیمیر گلوتکین پیراهن تیم ملی شوروی را پوشید، اما از رقابتهای اروپایی سال های ۷۴، ۷۵ و ۷۶ به ۲ مدال طلا و یک نقره رسید.

برای حضور موفق در المپیک ۱۹۷۶ مونترال، یک بار دیگر به تلاش تحسین برانگیز دست زد، او با جدیت تمرین می کرد،‌۱۰۰ متر را در ۵/۱۱ ثانیه می دوید و روزانه ۵۲ کیلومتر را می‌پیمود. در وزن ۱۰۰ کیلوگرم المپیک مونترال، ۱۵ کشتی‌گیر حضور داشتند که یاریگین با قدرتی مثال زدنی با پنج پیروزی دومین طلای المپیک خود را تصاحب نمود. پس از کسب دومین طلای المپیک، یاریگین هیچگاه در رقابت های جهانی و المپیک حضور نیافت ولی چهار بار در سال های ۷۶، ۷۷، ۷۹ و ۸۰ در جام جهانی شرکت کرد و به ۴ مدال طلا دست یافت.

یاریگین در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ با اقتدار بی‌نظیری قهرمان مسابقات شد. او ۷ کشتی گرفت و هر ۷ رقیب خود را ضربه فنی کرد و فقط ۷ دقیقه و۲۰ ثانیه روی تشک حضور داشت! در حالی‌که در آن زمان وقت هر کشتی ۹ دقیقه بود یاریگین به طور میانگین فقط یک دقیقه برای ضربه کردن هر یک از رقبای خود زمان احتیاج داشت!

او طی سال های ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۲ مربی تیم ملی کشتی شوروی بود و به افتخارات فراوانی دست یافت. از سال ۱۹۹۳ تا ۹۷ هم رئیس فدراسیون کشتی روسیه و عضو هیأت رئیسه فیلا بود.

یاریگین در سال ۱۹۹۷ در یک سانحهٔ رانندگی درگذشت و پس از آن زمستان هر سال یک تورنمنت بین‌المللی کشتی به نام او شهر کراسنویارسک برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 0:46  توسط محسن  | 

تشک های کشتی اصفهان و باکتری ها و قارچ ها و ...

با سلام

یک مقاله علمی - پزشکی چند ماه قبل در مجله دانشکده پزشکی اصفهان منتشر گردید. با عنوان :

آلودگی درماتوفیتی تشک های کشتی

نویسندگان مقاله (دکتر شهلا شادزی - دکتر بهروز عطایی - دکتر دانشمند و نخودیان) در این مقاله نتایج مطالعات و نمونه برداری هایی را که از تشک های کشتی اصفهان به عمل آورده اند را منتشر کرده اند.

انواع قارچهای موجود - مقایسه آلودگی سالن های کشتی تهویه دار و بدون تهویه - نتایج آرمایشگاهی نمونه گیری های به عمل آمده و ... از جمله اهداف این تحقیق است که در قالب یک مقاله علمی منتشر شده است.

نمونه گیری از سالن های کشتی اصفهان در تابستان 1391 انجام شده است و مقاله هم در تاریخ 1393/08/20 منتشر شده است.

هفت باشگاه کشتی اصفهان در این تحقیق مورد مطالعه و نمونه برداری قرار گرفته اند و نتایج آلودگی و نوع قارچها بصورت جداولی تهیه و تنظیم شده اند.

در ادامه اصل این مقاله را که به فرمت نوشتاری PDF می باشد را در اختیار علاقمندان قرار می دهم تا اگر دوستان بخواهند استفاده کنند راحت تر و در دسترس تر باشد :

متن کامل مقاله بصورت PDF :

download

آدرس اینترنتی مقاله در مجله پزشکی دانشگاه اصفهان :

 http://jims.mui.ac.ir/index.php/jims/article/view/3728

   

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ساعت 0:56  توسط محسن  | 

گفتگو با هاشم قنبری قهرمان بازی های آسیایی 1974 تهران

 

مصاحبه وب سایت پایگاه خبری تحلیلی کشتی ایران و جهان با استاد هاشم قنبری :

مزد زحمت های مرا ندادند

 هاشم قنبری را قدیمی های کشتی به خوبی می شناسند. او یکی از بهترین های کشتی فرنگی کشورمان در دهه50 بود ، که اخلاق و رفتار نیک او زبانزد خاص وعام است. قنبری هنوز هم عاشق کشتی است و با علاقه ای وصف ناشدنی، علی رغم درد پا و مشکلات دیگر،در اصفهان، کشتی گیران علاقه مند را  آموزش می دهند تا  با لطف او کشتی در شهر ادب و فرهنگ همچنان جریان داشته باشد. این پیشکسوت ارزنده کشتی،  41 سال پیش مدال طلای بازی های آسیایی 1974 تهران را در وزن 74  کیلو از آن خود کرد تا نام او در تالار افتخارات کشتی فرنگی ایران ثبت شود.  متن صحبت های هاشم قنبری را با پایگاه خبری تحلیلی کشتی ایران و جهان  در ذیل بخوانید.

با تشویق برادرم کشتی گیر شدم

مهر 1324 در منطقه مزلقان شهرستان ساوه به دنیا آمدم.  بعدها به تهران آمدم ومدت ها در این شهر هم کشتی گرفتم و هم فعالیت عادی زندگی را دنبال می کردم.  ما در خیایان مرتضوی تهران زندگی می کردیم. برادرم محمود،که چند سال از من بزرگتر بود ، دوست داشت که من کشتی گیر شوم و با تشویق او در باشگاه فردوسی کشتی را شروع کردم. مربی ما منصور تبریزی بود که یکی از بهترین مربیان کشتی ایران در آن روزها بود.

 برای تهران و اصفهان کشتی گرفتم

من بعد از مدتها کشتی کرفتن در تهران، به اصفهان رفتم و در آنجا هم زیر نظر مربی ام کشتی قهرمانی را به صورت جدی ادامه دادام. آن روزها کشتی اصفهان در کشور برای خودش نام و آوازه ای داشت. اگر دوران قهرمانی خودم را بخواهم تقسیم کنم باید بگویم  از سال 48 تا51 برای تهران کشتی گرفتم و از سال 51 تا سال 57 به عنوان نماینده اصفهان روی تشک مسابقه رفتم.

منصور تبریزی گفت:  کشتی فرنگی را ادامه بده

در باشگاه کشتی ما ، مدعیان و کشتی گیران بسیار خوبی  حضور داشتند. از جمله دلاورانی مانند.منصور برزگر، فریدون عزیزی، اکبر میرزایی، احمد محمدی، داریوش دست آرا  همه از بهترین های کشتی بوند. من در اوایل آزادکار بودم  اما  چون با منصور برزگر در یک وزن کشتی می گرفتیم و هردو  هم از کشتی گیران خوب بودیم ،با تشویق مربی امان آقای  منصور تبریزی فرنگی کار شدم. منصور تبریزی به من گفت  چون شما و برزگر هر دو در  وزن 74 کیلو کشتی می گیرید  تو برو  کشتی فرنگی  را ادامه بده و برزگر در کشتی آزاد بماند.

خودم را اصفهانی می دانم

اگرچه در اصفهان به دنیا نیامدم اما بیشترین سال های عمرم را در اصفهان گذراندم و با مردم این شهر زندگی کرده ام ، آنها به من لطف زیادی دارند و باید بگویم خودم را  اصفهانی می دانم.

در بازی های آسیایی تهران، بهترین نتیجه را گرفتیم

سال 1974 بازی های آسیایی درتهران برگزار شد و تیم کشتی فرنگی ما بهترین نتیجه را گرفت. و 8 مدال طلا و یک نقره به دست آورد.  به لطف خدا درآن  مسابقات من هم مدال طلا گرفتم. در تورنمنت های بین المللی مصر و مراکش  هم به مقام دوم دست یافتم. از سال 1348 تا سال 1357 نیز در مسابقات کشوری روی سکو رفتم .

در مجموع 8 مقام قهرمانی؛یک نایب قهرمانی و یک مدال برنز کشور را در طول آن سال ها به دست آوردم.

آن زمان کشتی گرفتن سخت بود!

در زمان کشتی گرفتن بسیار سخت بود. هم تعداد شرکت کننده ها بیشتر بود و هم کشتی ها 4روز طول می کشید. استقبال هم از کشتی در آن دوران بیشتر از امروز بود.

  طلای بازی های آسیایی، شیرین بود

بهترین خاطره من از دوران کشتی من ،قهرمان در بازیهای آسیایی 1974 تهران  است که در وزن 74 کیلوگرم توانستم با پیروزی بر حریفان خودم مدال طلا را به دست بیاورم  .

مرگ همسر وفرزندم تلخ ترین خاطره زندگی من است

تلخ ترین خاطره ام  مرگ خانواده ام  در سانحه رانندگی بود. اوایل انقلاب در اثر یک تصادف رانندگی همسرم،سه فرزندم، خواهر و فرزند خواهرم از دنیا رفتند که تاثیر بدی بر زندگی من گذاشت و پس از آن از نظر روحی در شرایط بسیار بدی قرار گرفتم.

پس از آن واقعه ، دوباره ازدواج کردم و در حال حاضر یک پسر دارم که در آلمان زندگی می کند و دخترانم نیز در اصفهان ساکن هستند.


9-صفر عقب بودم،10-9 برنده شدم!

 در بازی های آسیایی برابر حریف کره ای 9-صفر عقب بودم ، روی تشک حواسم پرت بود  و نمی دانم چگونه شد که  9 امتیاز از دست دادم ، همه  دیگر فکر می کردند که بازنده شوم . وقت استراحت مربی تیم ملی آقای  ناصر گیوه چی  مرا راهنمایی کرد و به او گفتم  سعی می کنم بهتر کشتی بگیرم که در نهایت در وقت دوم به هر  زحمتی که شد اورا شکست دادم و 10 امتیاز گرفتم تا کشتی 10-9 به سود من تمام شود.

 کشتی اصفهان  رونق گذشته را ندارد

در اصفهان همیشه  رئیس تربیت بدنی با  رئیس هیئت کشتی را  عوض  می کنند،در حال حاضر  در شهرمان رئیس هیئت نداریم و هیچ توجهی نیز به کشتی نمی شود.حتی کشتی اصفهان با وجود آن همه کارخانه مهم در استان، در جذب اسپانسر ضعیف عمل کرده است. رسول جزینی که از خانواده کشتی است  ،عضو شورای شهر اصفهان است  اما او نیز تاکنون هیچ کاری برای کشتی اصفهان نکرده است.

 فقط به فوتبال توجه می شود!

مسئولان ما زیاد  به کشتی توجه نمی کنند  و بیشترین توجه به فوتبال است این همه سال برای اصفهان کشتی  گرفتم  و از جیب خودم خرج کردم  اما مزد زحمات مرا ندادند. بیش از 4 سال است که در باشگاه تختی مشغول تمرین هستم  اما تاکنون حتی یه ریال به ما نداده اند،.  فقط زمانی که آقای طالقانی رئیس فدراسیون کشتی بود ، پیگیری کرد و نامه ای از تهران به اداره تربیت بدنی اصفهان آمد ، سپس مرا به شهرداری معرفی کردند تا قطعه زمینی به من بدهند. نمی دانم چه شد که نامه بعد ها ناپدید شد.

 رسول خادم را باید حمایت کنیم.

رسول خادم فرد زحمتکشی است و در این مدت تلاش های زیادی برای رشد کشتی کرده است. وظیفه ما است تا از وی حمایت کنیم تا او بتواند بدون دغدغه کار کند.

با بیشتر قدیمی ها ارتباط دارم

با دوستان قدیمی کشتی و هم تیمی های خودم هنوز هم ارتباط دارم و گاهی با تماس تلفنی جویای احول هم می شویم. بهرام مشتاقی، نظافت دوست و دیگر دوستان خوبم همیشه با من در تماس هستند.

********************************

با تشکر فراوان از دوستان بابت اطلاع رسانی و همچنین از وب سایت پایگاه خبری تحلیلی کشتی ایران و جهان بابت این مصاحبه

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ساعت 11:21  توسط محسن  | 

یادداشت محمدعلی سپانلو درباره تختی پس از 25 سال منتشر شد

 
  

این شاعر و نویسنده سرشناس، سال 1368 یادداشتی درباره تختی، برای نشر نقره فرستاد. اما این انتشاراتی که کتاب " زنان بدون مردان" شهرنوش پارسی پور را منتشر کرده بود، توسط برخی افراد لباس شخصی تخریب و به آتش کشیده شد.
انتشاراتی منحل شد و یادداشت سپانلو هم هرگز منتشر نشد تا امروز که بعد از 25 سال آن را می خوانید. جالب اینکه سپانلو در نوجوانی کشتی گیر بوده است .

" محمد علی سپانلو "

«کمی بعد از المپیک ملبورن، به سال 1956 که در آن تختی نخستین مدال طلای المپیک خود را برای ایران بدست آورد، یک مسابقه دوجانبه کشتی میان ایران و شوروی در تهران انجام شد. در استادیوم ثریای آن روزگار، ورزشگاه کوچک بدون سقف، در هوای سرد تختی برابر آلبول پدیده تازه روس‌ها قرار گرفت. گارد تختی باز بود، برخلاف معمول زیاد به جلو خم نمی‌شد، حتی پای راستش را کمی پیش می‌گذاشت که هدف خوبی برای زیرگیری بود، اما تختی به خاطر قدرت «لنگ‌کاری» خود می‌دانست که هیچ‌کس در جهان جرات ندارد به پای راست او حمله برد. چند ثانیه بعد تختی خود حمله کرد، «یک ‌خم» را از بالای ران حریف گرفت و با قامت صاف او را از جا کند، به روی سینه کشید و چرخاند و خاکش کرد.

از آن به بعد را ما جوجه‌ کشتی‌گیران پانزده - شانزده‌ ساله آن روزگار می‌دانستیم: تختی «کنده یک ‌چاک» خواهد کشید، «سگک» خواهد نشست، رکاب خواهد زد، کت راست حریف را خواهد کشید و او «نیم‌تیغ» می‌شود، سپس نوبت کت چپ و «پل‌شکن» است و چند ثانیه بعد پشت حریف به خاک خواهد رسید. اما یک چیز عجیب رخ داد: برای نخستین بار کشتی‌گیر در مقابل سگک تختی مقاومت کرد و نیم‌تیغ نشد. گرچه مسابقه را با امتیاز باخت، اما اتفاق نادری رخ داده بود. آلبول را فقط علیه تختی ساخته بودند و او در بازی‌های جهانی به جایی نمی‌رسید. اندکی بعد روس‌ها ترجیح دادند کولایف را به جای آلبول بیاورند، که گرچه مغلوب می‌شد، ولی دست‌کم دومی جهان را به دست می‌آورد.

و ما تختی را نگاه می‌کردیم، سال‌ها و سال‌ها، از تمرین با عباس زندی در سالن مدرسه دارالفنون تا مسابقه در حیاط مدرسه روی تشک‌های چهارگوش و کهنه که حاشیه آن آسفالت خشک و خطرناک بود، از باشگاه محله خانی‌آباد تا کشتی‌های فراموش‌نشدنی در سالن سرپوشیده خیابان ورزش و میدان‌های جهانی و کسب مدال‌های طلای قهرمانی جهان در تهران (1957)، منچستر (1961)، یوکوهاما (1964) و ...

اما در این اثنا تختی در مبارزه دیگری هم درگیر شده بود یا شاید بهتر باشد بگوییم مبارزه دیگری علیه تختی درگرفته‌ بود. به سال 1340، ظهور قهرمان آرام و کم‌حرف در تشکیلات جبهه ملی معارضه‌ای آشکار با دستگاه حکومت به شمار می‌رفت. دستگاهی که به سنت دولت‌های ایران عادت کرده بود ورزشکاران را مرهون و تقریباً چاکر خویش بداند. تا وقتی در گوشه ‌کنار هستی و ناشناس‌مانده‌ای کسی کاری به کارت ندارد، حتی اگر غُر بزنی و مخالف‌خوانی کنی، ولی آنگاه که قهرمان نامدار جهان و محبوب توده مردمی و حاضر نیستی موفقیت‌های خود را مدیون الطاف بزرگان قوم بدانی، یعنی باج به حکومت ندهی و آن را نستایی دیگر مدعی هستی؛ مدعی خطرناکی که می‌تواند همچون یک الگو بر جوانان اثر نهد و اینک ورزشکاری نه به رسم روزگار بلکه به شیوه‌ای بسیار کهن حامی محله‌های شهر و مردم بی‌پناه می‌شد و نیروی خود را در خدمت عدالت قرار می‌داد. شهر تهران چنین احساسی داشت. در حوالی دهه چهل زلزله سختی در بوئین‌زهرا روی داد. تختی داوطلب جمع‌آوری کمک‌های مردمی شد. مردم آنچنان به ندای پهلوان حامی خویش پاسخ دادند که کمک‌ها و تبلیغات دولت نمودی نکرد.

اینک برای پهلوان نوبت امتحان رسید. عطا بهمنش، مفسر بی‌نظیر ورزش، در رادیو از تختی پرسید: «برای مردمی که دوستت دارند چه پیغامی داری؟» او به جای آنکه در مقدمه سخنش از ترقیات کشور و رهنمودهای شاه حرف بزند فقط پاسخ داد: «من به مردم تعظیم می‌کنم.» مدتی بعد، در سالن سرپوشیده خیابان ورزش، یک روز، در حضور یکی از شاهپور‌ها مسابقه بود. تختی وارد شد و مردم که انگار صاحب مجلس اوست بپا خاستند و برایش هورا کشیدند. تختی، آرام و سربه‌زیر، بی‌آنکه قهرمان‌بازی دربیاورد، به راستی رو به مردم تعظیم کرد. آن مقام جایگاه‌نشین دید که تختی به چه کسی احترام می‌گذارد.

هرچه بیشتر حکومت او را می‌راند، تنگ‌تر در آغوش مردم جای می‌گرفت. او دیگر نه متعلق به محله‌ای یا شهری، بلکه پهلوان یک ملت شده بود. ما جوانان آن روزگار نمی‌دانستیم چرا او را جور دیگری دوست می‌داریم. با آنکه کشتی حبیبی از او تماشایی‌تر بود و بعد‌ها موحد فنی‌تر کار می‌کرد، اما تختی جوهر کمیاب و تخمین‌ناپذیری بود، چیزی نرم، اما رخنه‌ناپذیر که چون از چهارگوش تشک‌های مندرس کشتی آن زمان به عرصه گسترده اجتماع می‌رسید، بالا‌تر از المپیک‌ها و مدال‌ها و بیرون از جدول ارزش‌های روز قرار می‌گرفت. افسانه رستم و پوریای ولی و فتیان قدیم را زنده می‌کرد. ترکیبی از معصومیت و قدرت بود که در چشم ملت می‌نشست، معصومیتی که بر قدرت حاکم است، قدرتی نیالوده و آرمانی که هنوز در چهره کودکانه و چشم ‌پاک این مرد زندگی می‌کند.

و حکومت کمر به حذف او می‌بست: برای کسی که در مسابقات داخلی حتی از او یک خاک بگیرد مخفیانه جایزه می‌گذاشتند و در خارج از کشور، در جنگ اعصابی که همپای گذشت زمان و فرسودگی جسم علیه او به ‌راه می‌انداختند، هرگاه باخت، برخی از ورزش روز، آشکارا جشن گرفتند. پهلوان دیگر جوان نبود، اما ملت او را جوان و زنده نگاه می‌داشت. آیا لازم است بگویم که سرگذشت این مرد نیازی به قهرمان‌بازی و شهیدسازی ندارد؟ که معلوم نیست (و چه اهمیتی دارد؟) که او را کشته باشند که مردم اسطوره او را ساختند و اسطوره کشتنی نیست.

تمام مقالاتی که بر پایه قتل تختی نوشته شده دستخوش احساسات هستند. آن‌ها ندانستند که مهم زندگی او بود، نه مرگش، که او در زندگی‌اش شهادتی بزرگ را مردانه پذیرفته بود پس چه تعجب که پهلوان در زندگی عادی شکست بخورد؟ آخر اسطوره که نمی‌تواند ازدواج کند. شاید نقطه ضعف رستم نیز از همین‌گونه بود. آری زندگی ساده تختی نیازی به این خاصه‌خرجی‌ها ندارد (گرچه تکرار‌ همان زندگی ساده بسیار مشکل است)، حتی نیازی به اینکه نامش را بر استادیوم بگذارند ندارد. اما بهتر است آرمان پهلوانی و اخلاق انسانی او را که بی‌ادعا و آرام برای ملت و سرزمینش زحمت می‌کشید در نگاه نسل جوان تعالی دهند که وجود تختی به خودی‌ خود و بدون هیچ ارتباطی با دولت‌ها ثابت می‌کند که ملت ایران وجود دارد، کلیتی است با آرمان‌ها و اخلاق و ارزش‌های ویژه.

نگاه صاف و مهربان این مرد مقدس بر ما دوخته و چهره او، که در خاطره ملی جوان و خندان باقی مانده، در شمار جاودان‌ها و ایزدان این سرزمین مقدس بر صخره‌های سنگی ما حک شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۳ساعت 16:23  توسط محسن  | 

مطالب قدیمی‌تر