وبلاگی برای کشتی اصفهان

اولین پایگاه اینترنتی مستقل کشتی اصفهان

صفحه نخست | پست الکترونیک | عناوین مطالب | فیلمهای کشتی | آموزش فنون کشتی مقاله ها | مصاحبه ها 

پایه گذاران کشتی فرنگی ایران

 

از راست به چپ:

استاد پهلوان " هاشم قنبری "  - استاد پهلوان " رحیم علی آبادی "

اساتیدی که شالوده و اساس کشتی فرنگی ایران را پی ریزی کردند:

هاشم قنبری متخصص در اجرای فنون پرتابی نظیر سالتو و سوبلس

رحیم علی آبادی متبحر در اجرای فنونی نظیر فیتو و کول انداز

سلامتی و طول عمر با عزت این دو دوست عزیز و گرانقدر کشتی ایران .... صلوات

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 1:42  توسط محسن  | 

تیپ جدید عباس جدیدی !

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 1:14  توسط محسن  | 

تختی مردمش را نفروخت

 

رژیم شاه وقتی از فعالیت های سیاسی تختی آگاه شد، حقوقش را از سازمان برنامه و تربیت بدنی قطع کرد و تختی فقط حقوق ناچیز راه آهن را داشت. با این حال وقتی شخصی نزدش آمد و گفت: «اگر اجازه بدهی عکس شما را بیندازم روی شیشه های عسل. هر چقدر هم بخواهی بابتش می دهم»، تختی گفت: «که چه بشود؟ که مردم فکر کنند تختی با خوردن عسل پهلوان شد؟ اما من برای پهلوان شدن عسل نخوردم! دلم نمی خواهد با اسم من مردم را فریب بدهند». بازی در تیزر تبلیغاتی تیغ ریش تراشی هم با اینکه دویست هزار تومان، یعنی چیزی حدود 350 برابر حقوق ماهیانه او در راه آهن را پیشنهاد کرده بودند، به همین سرنوشت دچار شد. تختی می گفت: «من از این پول ها نمی خورم».

************************************

متاسفانه بعضی ورزشکاران حاضرند برای پول خلعت پهلوانی را که مردم به تن آنها پوشانیده اند را فکنده و بنده پول و مقام شوند .

تختی عکسش روی شیشه عسل نرفت اما امروزه عکس بعضی ها  روی شیشه آب معدنی (...) و بانک (..،) شرکت کامیون سازی و روغن های صنعتی،و موتور سیکلت و کولر گازی و پوشاک و معاملات املاک و  ... دیده می شوند.

قصد سیاه نمایی ندارم ... ورزش ایران پر از تختی است ... دوست دارم نام ببرم از " هادی ساعی " که دیگر عکس ها و افتخارات او  از سیمای ایران پخش نمی شود و به نوعی ممنوع التصویر شده است . او در قلب ماست آقای ساغی همه مدال هایش را به مردم زلزله زده بم داد و خلعت پهلوانی از مردم گرفت .

هادی ساعی :

 

حسین توکلی

همه این سالها سکوت کرد و با مردمش ماند عکس مهار وزنه 235 کیلوگرمی او در 2000 سیدنی و استیل زیبای او هنوز در ذهن ورزش دوستان باقی است

حسین توکلی در ۲۲ سالگی توانست ایران را پس از ۳۲ سال در رقابت های وزنه برداری المپیک صاحب مدال طلا کند. مدال طلای توکلی برای کاروان ورزشی ایران در المپیک ۲۰۰۰ سیدنی بسیار پر اهمیت بود، چرا که وی موفق شد طلسم عدم کسب مدال کل کاروان ورزشی ایران در المپیک ۲۰۰۰ را با کسب یک مدال با ارزش طلا بشکند.

مهار وزنه 235 کیلو گرمی :

توکلی برای بار دوم 235 کیلو را درخواست کرد که آن را انداخت. او وقتی برای مرتبه سوم روی تخته آمد، طبق معمول منتظر ماند تا زنگ 30 ثانیه به صدا دربیاید، سپس نگاهش را از روی تایمر برداشت و به نقطه ای تاریک در روبرو و پشت سر میز داوران دوخت. دست ها را دور هالتر گره کرد و چشم هایش را گرد، وزنه را به روی سینه‌اش کشید؛ توکلی با موفقیت ایستاد، مدال المپیک روی شانه هایش بود، حالا باید آن را بر فراز دستانش بلند می کرد، قیچی بی نقصی زد و به نبردی سرسختانه با قانون جاذبه زمین شتافت، هالتر حالا با صفحه های قرمز رنگش روی دست های او بود. فریاد شعف و بهت توکلی، احساسی مشترک در جمع کارشناسان این رشته ورزشی ایجاد کرد، کسی گمان نمی برد این جوان گمنام ایرانی در آستانه کسب مدال طلای المپیک قرار بگیرد.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:55  توسط محسن  | 

مسابقات کشتی فرنگی کارگران کشور

 

قبل از هرچیز از دوستان بدلیل کوتاهی در بازتاب با تاخیر این مطلب پوزش می طلبم هرچند می دانم که کشتی گیران و کشتی دوستان اصفهان همیشه از سر لطف با من بوده اند :

بیست و سومین دوره مسابقات کشتی فرنگی قهرمانی کارگران کشور با برگزاری مسابقات چهار وزن دوم به پایان رسید و تیم صنایع فلزی اتحاد تهران با کسب 63 امتیاز موفق به کسب عنوان قهرمانی این دوره از رقابت ها شد.

شکست علی علیاری قهرمان جام یادگار امام و قهرمانی کشتی گیرانی مانند شیرزاد بهشتی طلا و وحید میرفتح الهی از نتایج مهم این رقابتها بود.

در مراسم افتتاحیه این دوره از مسابقات دکتر نجفی« معاون وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی»، مهندس صادقی فر«مشاور وزیر و مدیرکل حوزه وزارتی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی»، احمد حسین زادگان«سرپرست فدراسیون ورزش کارگری»، مهندس یوسفی«مدیر کل پشتیبانی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی»، مهندس موسوی«مدیر کل امور ورزشی وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی» و حسن حمیدی "قهرمان سابق آسیا و رئیس هیئت کشتی کارگران ایران" حضور داشتند و از تنی چند از پیشکسوتان کشتی نظیر رحیم علی آبادی، علی اکبر حیدری، بهرام مشتاقی، حسن بابک، استاد ابوالقاسم رایگان، حاج حسن امن زاده و عبدالله عزیزی تجلیل شد.

** نتایج این رقابتها به ترتیب زیر است:

در فینال وزن 66 کیلوگرم احسان فراهانی از تیم صنایع فلزی اتحاد تهران با غلبه بر محمد رفیعی از تیم گیربکس سهند اصفهان قهرمان شد و عنوان سوم مشترک به ادریس تختی از فولاد اکسین خوزستان و ابراهیم خوشدانداز از بوشهر رسید.

در فینال وزن 75 کیلوگرم داود خسروی از لرستان با برتری بر کامران یزدی از تیم گیربکس سهند اصفهان اول شد و علی امامی از تیم زربال مازندران و حمید رضا یاوری از تیم فولاد آلیاژ یزد به طور مشترک سوم شدند.

در فینال وزن 85 کیلوگرم ابوالفضل فلاح دوست از تیم صنایع فلزی اتحاد تهران با برتری بر آرمین رضازاده از تیم زربال مازندران به مقام قهرمانی دست یافت و عنوان سوم مشترک نیز به محسن اسدی از بوشهر و یدالله عرب جعفری از تیم گیر بکس سهند اصفهان رسید.

در فینال وزن 130 کیلوگرم نیز شادمان عظیمی در حساس ترین کشتی این دوره از رقابت ها، با برتری بر باقر شمس از تیم زربال مازندران قهرمان شد. در این وزن سوم مشترک به کریم سعادتی فر از آذربایجان شرقی و رضا الفت پور از تیم کرمانشاه رسید.

در روز نخست و در چهار وزن اول این مسابقات نیز نتایج زیر بدست آمده بود:

در وزن 59 کیلوگرم شیرزاد بهشتی طلا از تیم صنایع فلزی اتحاد تهران عنوان قهرمانی را کسب کرد، ساسان مالمیر از تیم همدان نایب قهرمان شد و احسان شمس از آلومینیوم سازی اراک و عادل عابدی از تیم مازندران به طور مشترک به مقام سوم دست پیدا کردند.

در وزن 71 کیلوگرم وحید میرفتح الهی از تیم صنایع فلزی اتحاد تهران مقام اول این رقابت ها را از آن خود کرد. علی رستمی از تیم گیربکس سهند اصفهان به عنوان نایب قهرمانی رسید و ابراهیم جمال پور از تیم فولاد اکسین خوزستان و افشین اسلامی از تیم زربال مازندران به طور مشترک به مقام سوم دست یافتند.

مهرداد بهرامی در وزن 80 کیلوگرم از تیم صنایع فلزی اتحاد تهران قهرمان و آرش پرهیزکار از تیم مواد غذایی آریا سام فارس بترتیب اول و دوم شدند و مرتضی حیدری از تیم چهارمحال بختیاری و مسیح اسلامی از تیم زربال مازندران مشترکاً در سکوی سومی ایستادند.

در وزن 98 کیلوگرم سامان نوروزی از تیم زربال مازندران موفق شد علی علیاری از تیم صنایع فلزی اتحاد تهران را شکست دهد و قهرمان شود، محمد رضا مولایی از تیم آذربایجان شرقی و حمید سرشوق از تیم گیربکس سهند اصفهان هم به طور مشترک سوم شدند.

بدین ترتیب در پایان این دوره از مسابقات، تیم صنایع فلزی اتحاد تهران به مقام قهرمانی دست یافت، تیم زربال مازندران نایب قهرمان شد و تیم گیربکس سهند اصفهان موفق به کسب عنوان سومی شد. عنوان چهارمی و پنجمی این دوره از رقابت ها نیز به تیم های فولاد اکسین خوزستان و تیم بوشهر رسید.

مراسم اهدای کاپ قهرمانی به تیم‌های برتر و اهدای لوح و مدال به کشتی‌گیران برتر اوزان مختلف با حضور مسئولان فدراسیون ورزش کارگری، پیشکسوتان و قهرمانان کشتی کشور در سالن شهید معتمدی کارگران تهران برگزار شد. در مراسم اختتامیه این دوره از مسابقات، از پیشکسوتان کشتی کارگری کشور نیز تجلیل به عمل آمد.


 

در اینجا جا دارد از زحمات جناب آقای مظفر احمدی و مسوولان گیربکس سازی  سهند تشکر و تقدیر نموده و به آنها خسته نباشید و خدا قوت گفت.

BLOG FOR ISFAHAN WRESTLING.  by : mohsen shirani

+ نوشته شده در  جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:22  توسط محسن  | 

تختی گفت برای مولایم علی(ع) بخوان نه برای من

 

« بسم الله الرحمن الرحیم. ....

                                یا رحمان و یا رحیم. ....

                                                        به نام خدای جهان‌آفرین...»

 

لطفا خودتان را معرفی کنید و درباره نام خانوادگی‌تان کمی توضیح دهید:

- «عباس شیر خدا» متولد سال 1312 تهران هستم و تقریبا دو سال از جهان پهلوان تختی کوچکترم. شیرخدا فامیلی بود که پدر‌بزرگم که اهل شعرخوانی و ورزش بود داشت؛ الان هم که من اشعار فردوسی را حماسه‌سرایی می‌کنم، این فامیل به کارم می‌خورد، مانند نجاری که این شغل را دارد و فامیلش هم نجار باشد. من در همان کودکی پدرم را از دست دادم و از اینکه نمی‌توانم بگویم «بابا» غصه می‌خورم. بیشتر زحمات ما را دایی‌هایم کشیدند. مادرم هم مربی قرآن و زنی بامرام و مشتی بود.

 آشنایی شما با جهان پهلوان تختی چگونه شکل گرفت؟

- محلی که ما زندگی می‌کردیم، فاصله چندانی با خانه پهلوان تختی نداشت، همیشه در زورخانه با هم بودیم.

 تختی گفت برای مولایم علی(ع) بخوان نه برای من

خاطره‌ای از مرحوم تختی دارید؟

- روزی که تختی با مدال طلای المپیک به تهران برگشت، من برای او شعر خواندم: جهان پهلوان تختی نامدار/ که هست از برای جهان افتخار... اما او با جوانمردی و ارادتش به امیر مومنان علی(ع) گلی به من تقدیم کرد و گفت: برای مولایم علی بخوان نه من

ورزشکاران نمی‌توانند تختی شوند

تختی چرا در ذهن مردم ماندگار شده است؟

- تختی معنای واقعی انسانی کامل و سر به زیر بود، هر چند آقای موحد شش دوره طلای کشتی دنیا را آورد ولی همه می‌گویند تختی، چون جوانمرد بود. اگر بخواهم به یکی از جوانمردی‌های او اشاره کنم می‌توان به مسابقات کشتی جهان که در تهران برگزار شد، اشاره کرد. کشتی‌گیر روس که دست خود را باندپیچی کرده بود به مصاف با مرحوم تختی رفت اما این پهلوان ایرانی تا انتهای کشتی دست باندپیچی شده او را نگرفت و کشتی هم مساوی شد. پهلوان تختی مرام میهمان‌نوازی‌اش را به خوبی در این کشتی نشان داد.

ورزشکاران ما در حال حاضر بسیار خوب هستند ولی نمی‌توانند تختی شوند. مرحوم تختی وقتی می‌خواست امضا کند، دست هیچ کس را رد نمی‌کرد و حتی به کسی هم نگاه نمی‌کرد. تختی به خاطر جوانمردی‌اش به این مرحله رسید

آیا در این نیم قرن تلاش خود، شاگردانی هم تربیت کرده اید؟

- در 55 سال اجرای برنامه، کسی را ندیدم که از  عهده این کار برآید. شاگردانی داشتم اما نتوانستند همانند من حماسه‌سرایی کنند. یک روز به فرزندم فرهاد گفتم پسرم بیا و همانند من بخوان و هنر مرا بیاموز. گفت، بابا از فرزند جهان پهلوان تختی «بابک» پرسیدم چرا کشتی‌گیر نشدی، تو می‌توانستی قهرمان جهان بشوی، گفت اگر قهرمان دنیا هم بشوم ولی نمی‌توانم جای پدرم تختی را بگیرم. گفت پدر هر چند من شاید بتوانم کار شما را هم انجام دهم اما همانند شما نمی‌توانم حماسه‌سرایی کنم.

در حال حاضر از «حسن شیرخدا» فرزند برادرم که از قاریان برجسته قرآن کشور است، برای ادامه راه این هنر دعوت کردم و معتقدم تنها کسی که بتواند این هنر را ادامه دهد اوست و با تمرین و تکراری که داریم اشعار حماسی را با صدای رسا و بلند می‌خواند و در ویژه‌برنامه‌ای که برای شبکه 5 ضبط شده روزهای آینده برنامه اجرا خواهد کرد.

اجراهای کنونی شما از رسانه ملی چگونه است؟

-در حال حاضر برای تلویزیون برنامه اجرا می‌کنم که این برنامه‌ها برای هر ماه در 30 قسمت ضبط و برای پخش آماده می‌شود.

یک خاطره‌ای از اجرای برنامه زنده دارم که جالب است. در رادیو برنامه زنده داشتیم، نفر اولی که باید مداحی می‌کرد دیرتر ‌رسید. چون برنامه زنده بود من قبول کردم به جای او بخوانم، برای اولین بار بود که مدیحه‌سرایی کردم.

الهی هر چه دارم از تو دارم به جز درگاه تو... هنوز این بیت تمام نشد که آن مداح آمد و ادامه آن را این‌گونه خواند: مولایی یا مولا...

 چرا  کمتر در زورخانه ضرب می‌زنید؟

- معتقدم در زورخانه نباید خواند، معتقدم از یک ساعتی که برای 100 نفر می‌خوانم بایستی بیشترین بهره را برد. تلاش می‌کنم با حضور در رادیو و تلویزیون این اجراها را همه بشوند نه عده کمی.


 شغل دیگری هم دارید؟

- من قبلا کارمند مخابرات در امجدیه بودم و در حال حاضر چند سالی است که بازنشسته شده ام.

 آیا شده به خاطر صدایتان نتوانید غذایی که دوست دارید را بخورید؟

- ایام نوروز که می‌شود زمانی که خانواده و یا میهمانان پسته می‌خورند، من غصه می‌خورم؛ به دلیل اینکه به خاطر صدایم نمی‌توانم از این‌گونه تنقلات بخورم!

 آرزویی هم دارید؟

- خدا را شکر به خواسته‌هایم رسیده‌ام، اما آرزوی من سلامتی ورزشکاران است، مخصوصا افراد مریضی که در بیمارستان‌ها چشم به راه بهتر شدن هستند.

 تلخ‌ترین خاطره حضور شما در میادین ورزشی چیست؟

- تلخ‌ترین خاطره من زمانی است که از رادیو شنیدم آقای تختی فوت کرده است. همان لحظه نشستم و کلی گریه کردم. تشییع جنازه جهان پهلوان هم هیچ وقت از یادم نمی‌رود. از میدان شوش تا شاه‌عبدالعظیم شهرری جمعیت آمده بود.

آیا برای اجرای برنامه به سایر کشورها دعوت شده‌اید؟

- برای اجرای برنامه به کشورهای فرانسه و چین رفتم. در المپیک یا میادین جهانی هنوز همراه ورزشکاران نرفته ام. تا به حال تقاضای همراهی نکردم، اما اگر مرا با خودشان ببرند بیشتر روحیه و انرژی می‌گیرند.

چه خوب بود که از سوی دوستان برای اینگونه مسابقات دعوت ‌می‌شدم. در مسابقه پیروزی و استقلال برای بیش از 100 هزار نفر در استادیوم آزادی خواندم. در ورزش یک چیزی به نام انسانیت وجود دارد. تاکنون کسی نگفته از شیرخدا که 50 سال کشتی مملکت را همراهی کرده، تقدیر شایسته‌ای کنیم. من کوچک‌ترین توقعی ندارم ولی باید به رسم جوانمردی به این مسائل اهمیت داد.

به نظر شما چرا خصلت پهلوانی و جوانمردی در قدیم بیشتر از الان بود؟

-در قدیم جوانمردی زیاد دیده می‌شد، مثلا می‌توانستی زن و بچه خود را به دوستت بسپاری و به مسافرت بروی. علتش را نمی‌دانم، باید در زورخانه به دنبال آن رفت. معتقدم جوانان باید مرام پهلوانی را یاد بگیرند. اسم ائمه(ع)، سادات، ابوالفضل(ع)، حضرت امیر(ع)، امام حسین(ع) و... زمانی که در گود زورخانه برده می‌شود با جوانمردی آن‌ها آشنا می‌شویم. گود زورخانه سرچشمه رسم‌های پهلوانی است. آقای حسین رضازاده ‌نام ابوالفضل(ع) را از زورخانه وام گرفت و توانست قهرمان جهان شود.

 تا‌کنون از سوی چه شخصیت کشوری مورد تقدیر قرار گرفته اید؟

- تنها کسی که در این مملکت پس از 55 سال از من تقدیر کرد، سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش بود. زمانی که برای اجرا به تربیت بدنی ارتش می‌رفتم، وی به همراه همکارانش در ورزش شرکت می‌کرد و بالاخره در اختتامیه پانزدهمین جشنواره فرهنگی ـ ورزشی ارتش که در خردادماه 86 برگزار شد، سرلشکر صالحی و علی مجد‌آرا از من تقدیر کردند. سردار مجید مشایخی هم در بسیج از من تقدیر کرده است. شهردار تهران آقای قالیباف که علاقه زیادی به ورزش و ساخت سالن‌های ورزشی دارد و برادر شهیدش هم ورزشکار بوده نیز از من تقدیر کرده است.

«عباس شیرخدا» در پایان ما را این‌گونه بدرقه می‌کند: هموطنان، جوانمردان، خبرنگاران، روزنامه‌نگاران، خدا یار و نگهدار شما باد

دیدن کل مصاحبه و عکسها در وبگاه فارس نیوز:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910525000251#sthash.QzCHk5Lw.dpuf

+ نوشته شده در  جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 18:1  توسط محسن  | 

فیلم کشتی زنده یاد اکبر یداللهی در مسابقات قهرمانی آسیا 1974 تهران

 در مورد این فیلم چند نکته را  ابتدا بگویم :

این فیلم در آرشیو شخصی استاد " هاشم قنبری " ملی پوش اسبق تیم فرنگی ایران و قهرمان و صاحب گردن آویز طلا در همان مسابقات آسیایی 1974 بود که ایشان لطف نمودند و نسخه ای از آن فیلم را در اختیار من قرار دادند .

" زنده یاد اکبر یداللهی"

چندی قبل فیلم مسابقه فینال کشتی استاد قنبری را پخش کردم و این فیلم هم مثل فیلم قبلی برای اولین بار است که پخش می شود و تا حالا هیچ جایی دیده نشده است .

شما با مراجعه به شبکه جهانی یوتیوب و در قسمت آپلود های من به نشانی ذیل می توانید این فیلم را ببینید:

گزارشگر این مسابقه استاد " عطاالله بهمنش  " بهترین گزارشگر تاریخ کشتی ایران هستند و به زیبایی این دیدار را روایت می کنند.

فرمت فیلم بصورت رنگی است دقت شود زمان  این مسابقات مربوط به 41 سال قبل  است ولی از چنان کیفیت و وضوحی بر خوردار است که گویی تازه از آن فیلمبرداری شده است.

این فیلمبرداری نشان از اهمیت این مسابقات در رژیم گذشته است ناگفته نماند مجموعه ورزشی آزادی برای همین مسابقات ساخته شد.

نمایی از فیلم مسابقه اکبر یداللهی :

حریف یداللهی یک کشتی گیر اهل کشور کره است با نام  " کیونگ سو چیوی " که دوبنده قرمز پوشیده است.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 2:30  توسط محسن  | 

توضیحی در مورد قتل زنده یاد اکبر یداللهی

چند ماه قبل پستی بر روی خروجی وبلاگ قرار دادم با این عنوان :

" اکبر یداللهی گمشده ای در تاریخ کشتی "

در آن راجع به ماحرای قتل زنده یاد اکبر یداللهی صحبت کرده بودم و از اینک پس از حدود سی - چهل سال هنوز هیچ اثری از قاتلین وی در دست نیست.

علاوه بر وبلاگ این پست را بر روی صفحات اجتماعی نظیر فیس بوک و ... هم قرار دادم که متاسفانه واکنش های منفی هم به دنبال داشت. و عده ای از طرح این مساله که قتل وی منصوب به عوامل رژیم سابق هستند اظهار شکوه کرده بودند.

آنچه من از دوستان روانشاد اکبر یداللهی و همچنین کشتی گیران همدوره ایشان در مورد او شنیدم این بود که :

1 - زنده یاد یداللهی هیچ گونه فعالیتی در جریانات انقلاب 57 ایران نداشته است لذا فرض هر گونه ترور و یا اقدام سیاسی بر علیه وی بی توجیه است.

2 - بنابر گفته اساتید و پیشکسوتان  اشخاصی که به دنبال قتل وی بوده اند از مقامات رده بالای نظامی و همچنین افراد با نفوذ در دربار رژیم سابق بوده اند که بنابر دلایل شخصی و خانوادگی با شادروان یداللهی خصومت داشته اند ( نحوه قتل اکبر یداللهی کاملا به وضوح این عمل را تایید می کند : عده ای به خانه او می ریزند و یداللهی و همسر و فرزند او را به به درون وان حمام خانه می فکنند و با وصل جریان برق آنها را می کشند )

3 - عدم تمایل پلیس برای کشف و پیگیری این موضوع نشان دهنده این است که عده ای با نفوذ - پلیس و مقامات قضایی آن دوران را از این کار بر حذر کرده اند.

4 - عدم بازتاب این قضیه در مطبوعات :

اکبر یداللهی دارنده مدال طلای آسیا و چندین دوره قهرمانی ایران و همچنین چندین مدال از تورنمنت های خارجی بود - اسم او در فهرست مدال آوران کشتی ایران آمده است اما موقع قتل وی هیچ یک از رسانه ها و مطبوعات از کشته شدن او صحبت نکردند که این نشان می دهد دستگاه حاکمه در پی رسانه ای شدن این اتفاق نبوده است.

به هر جهت این تنها مطالبی است که فعلا تا به این لحظه به دست من رسیده است اگر خوانندگان توضیح یا مطلبی در این باره دارند در صورت تمایل می توانند برای وبلاگ کشتی اصفهان بفرستند.

در خاتمه سه عکس از سالتوهای بی نقص و زیبای زنده یاد " اکبر یداللهی " کشتی گیر فقید و فرنگی کار اسطوره ای وزن 62 کیلو گرم تیم ملی ایران را قرار می دهم همچنین در پست بعدی فیلم کشتی او در مسابقات فهرمانی آسیا - 1974 تهران که موفق شد طلای آن مسابقات را تصاحب کند در اختیار دوستان قرار می دهم .

سالتو یی که دیگر کمتر زده می شود :

" یداللهی حریف را بیش از یک متر به سمت بالا لیفت کرده است "

 

 

شگرد اکبر یداللهی سالتو عقب بود و در این فن بی رقیب بود

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 2:1  توسط محسن  | 

ایوان یاریگین کشتی گیر روس که برای ضربه کردن آفریده شده بود

 

ایوان یاریگین - کشتی آزاد(شوروی)

 

ایوان یاریگین (به روسی: Ива́н Яры́гин) (متولد ۷ نوامبر ۱۹۴۸ در کمروفسکایا - درگذشتهٔ ۱۱ اکتبر ۱۹۹۷) کشتی‌گیر آزادکار و مربی کشتی اهل شوروی بود. وی دو مدال طلای المپیک (۱۹۷۲ مونیخ و ۱۹۷۶ مونترآل)، یک مدال طلای قهرمانی جهان (۱۹۷۳ تهران) و سه طلا و دو نقره قهرمانی اروپا را در وزن ۱۰۰ کیلوگرم دریافت کرد.

ایوان یاریگین در سال ۱۹۴۸ در خانواده ای پرجمعیت در روستای سیبریای منطقه کراسنویارسک روسیه متولد شد. نخستین بار او به مدرسه کشتی وی.‌ای.‌چارکوف رفت تا فنون کشتی را فراگیرد. از سال ۱۹۶۶ زیرنظر دیمیتری میندیا شویلی به تمرین پرداخت و خیلی زود مدارج ترقی را پیمود. او در سال ۱۹۷۰ در مسابقات کشتی فدراسیون روسیه به مقام قهرمانی رسید و سپس همین مقام را در رقابت های کشتی آزاد قهرمانی اتحاد جماهیر شوروی تکرار کرد تا به عضویت تیم ملی درآید.

در ۲۲ سالگی در مسابقات اروپا در برلین حضور یافت ولی با شکست در برابر احمد آییک از ترکیه به مدال نقره وزن ۱۰۰ کیلوگرم رضایت داد. دو سال بعد او در اروپا با ۵ پیروزی ضربه فنی و یک پیروزی امتیازی صاحب گردن آویز طلا شد. اوج اقتدار یاریگین در بازیهای المپیک سال ۱۹۷۲ مونیخ به نمایش درآمد، جایی که او در ۷ دقیقه و ۲۰ ثانیه ۷ حریف خود را ضربه فنی نمود.

در وزن ۱۰۰ کیلوگرم ۱۷ کشتی‌گیر حضور داشتند که یاریگین با قرعه شماره ۳، ابتدا برونویو تزلر از سوییس را ضربه فنی کرد و سپس پشت گرد باچ مان از آلمان شرقی، هری گریس از کانادا، ابوالفضل انوری از ایران، ایناچی پانایت رومانیایی، بایان مونخ مغول و ژوزف کاستاری از مجارستان را به تشک دوخت تا صاحب گردن آویز طلا شود. یاریگین در رقابت‌های جهانی تهران در سال ۱۹۷۳ هم حضوری درخشان داشت و پس از ۴ پیروزی با ضربه فنی و یک پیورزی با امتیاز به مدال طلای وزن۱۰۰ کیلوگرم دست یافت. او در سال‌های ۱۹۷۴ و ۱۹۷۵ در رقابت‌های جهانی شرکت نکرد و به جای او ولادیمیر گلوتکین پیراهن تیم ملی شوروی را پوشید، اما از رقابتهای اروپایی سال های ۷۴، ۷۵ و ۷۶ به ۲ مدال طلا و یک نقره رسید.

برای حضور موفق در المپیک ۱۹۷۶ مونترال، یک بار دیگر به تلاش تحسین برانگیز دست زد، او با جدیت تمرین می کرد،‌۱۰۰ متر را در ۵/۱۱ ثانیه می دوید و روزانه ۵۲ کیلومتر را می‌پیمود. در وزن ۱۰۰ کیلوگرم المپیک مونترال، ۱۵ کشتی‌گیر حضور داشتند که یاریگین با قدرتی مثال زدنی با پنج پیروزی دومین طلای المپیک خود را تصاحب نمود. پس از کسب دومین طلای المپیک، یاریگین هیچگاه در رقابت های جهانی و المپیک حضور نیافت ولی چهار بار در سال های ۷۶، ۷۷، ۷۹ و ۸۰ در جام جهانی شرکت کرد و به ۴ مدال طلا دست یافت.

یاریگین در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ با اقتدار بی‌نظیری قهرمان مسابقات شد. او ۷ کشتی گرفت و هر ۷ رقیب خود را ضربه فنی کرد و فقط ۷ دقیقه و۲۰ ثانیه روی تشک حضور داشت! در حالی‌که در آن زمان وقت هر کشتی ۹ دقیقه بود یاریگین به طور میانگین فقط یک دقیقه برای ضربه کردن هر یک از رقبای خود زمان احتیاج داشت!

او طی سال های ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۲ مربی تیم ملی کشتی شوروی بود و به افتخارات فراوانی دست یافت. از سال ۱۹۹۳ تا ۹۷ هم رئیس فدراسیون کشتی روسیه و عضو هیأت رئیسه فیلا بود.

یاریگین در سال ۱۹۹۷ در یک سانحهٔ رانندگی درگذشت و پس از آن زمستان هر سال یک تورنمنت بین‌المللی کشتی به نام او شهر کراسنویارسک برگزار می‌شود.

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 0:46  توسط محسن  | 

تشک های کشتی اصفهان و باکتری ها و قارچ ها و ...

با سلام

یک مقاله علمی - پزشکی چند ماه قبل در مجله دانشکده پزشکی اصفهان منتشر گردید. با عنوان :

آلودگی درماتوفیتی تشک های کشتی

نویسندگان مقاله (دکتر شهلا شادزی - دکتر بهروز عطایی - دکتر دانشمند و نخودیان) در این مقاله نتایج مطالعات و نمونه برداری هایی را که از تشک های کشتی اصفهان به عمل آورده اند را منتشر کرده اند.

انواع قارچهای موجود - مقایسه آلودگی سالن های کشتی تهویه دار و بدون تهویه - نتایج آرمایشگاهی نمونه گیری های به عمل آمده و ... از جمله اهداف این تحقیق است که در قالب یک مقاله علمی منتشر شده است.

نمونه گیری از سالن های کشتی اصفهان در تابستان 1391 انجام شده است و مقاله هم در تاریخ 1393/08/20 منتشر شده است.

هفت باشگاه کشتی اصفهان در این تحقیق مورد مطالعه و نمونه برداری قرار گرفته اند و نتایج آلودگی و نوع قارچها بصورت جداولی تهیه و تنظیم شده اند.

در ادامه اصل این مقاله را که به فرمت نوشتاری PDF می باشد را در اختیار علاقمندان قرار می دهم تا اگر دوستان بخواهند استفاده کنند راحت تر و در دسترس تر باشد :

متن کامل مقاله بصورت PDF :

download

آدرس اینترنتی مقاله در مجله پزشکی دانشگاه اصفهان :

 http://jims.mui.ac.ir/index.php/jims/article/view/3728

   

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۳ساعت 0:56  توسط محسن  | 

گفتگو با هاشم قنبری قهرمان بازی های آسیایی 1974 تهران

 

مصاحبه وب سایت پایگاه خبری تحلیلی کشتی ایران و جهان با استاد هاشم قنبری :

مزد زحمت های مرا ندادند

 هاشم قنبری را قدیمی های کشتی به خوبی می شناسند. او یکی از بهترین های کشتی فرنگی کشورمان در دهه50 بود ، که اخلاق و رفتار نیک او زبانزد خاص وعام است. قنبری هنوز هم عاشق کشتی است و با علاقه ای وصف ناشدنی، علی رغم درد پا و مشکلات دیگر،در اصفهان، کشتی گیران علاقه مند را  آموزش می دهند تا  با لطف او کشتی در شهر ادب و فرهنگ همچنان جریان داشته باشد. این پیشکسوت ارزنده کشتی،  41 سال پیش مدال طلای بازی های آسیایی 1974 تهران را در وزن 74  کیلو از آن خود کرد تا نام او در تالار افتخارات کشتی فرنگی ایران ثبت شود.  متن صحبت های هاشم قنبری را با پایگاه خبری تحلیلی کشتی ایران و جهان  در ذیل بخوانید.

با تشویق برادرم کشتی گیر شدم

مهر 1324 در منطقه مزلقان شهرستان ساوه به دنیا آمدم.  بعدها به تهران آمدم ومدت ها در این شهر هم کشتی گرفتم و هم فعالیت عادی زندگی را دنبال می کردم.  ما در خیایان مرتضوی تهران زندگی می کردیم. برادرم محمود،که چند سال از من بزرگتر بود ، دوست داشت که من کشتی گیر شوم و با تشویق او در باشگاه فردوسی کشتی را شروع کردم. مربی ما منصور تبریزی بود که یکی از بهترین مربیان کشتی ایران در آن روزها بود.

 برای تهران و اصفهان کشتی گرفتم

من بعد از مدتها کشتی کرفتن در تهران، به اصفهان رفتم و در آنجا هم زیر نظر مربی ام کشتی قهرمانی را به صورت جدی ادامه دادام. آن روزها کشتی اصفهان در کشور برای خودش نام و آوازه ای داشت. اگر دوران قهرمانی خودم را بخواهم تقسیم کنم باید بگویم  از سال 48 تا51 برای تهران کشتی گرفتم و از سال 51 تا سال 57 به عنوان نماینده اصفهان روی تشک مسابقه رفتم.

منصور تبریزی گفت:  کشتی فرنگی را ادامه بده

در باشگاه کشتی ما ، مدعیان و کشتی گیران بسیار خوبی  حضور داشتند. از جمله دلاورانی مانند.منصور برزگر، فریدون عزیزی، اکبر میرزایی، احمد محمدی، داریوش دست آرا  همه از بهترین های کشتی بوند. من در اوایل آزادکار بودم  اما  چون با منصور برزگر در یک وزن کشتی می گرفتیم و هردو  هم از کشتی گیران خوب بودیم ،با تشویق مربی امان آقای  منصور تبریزی فرنگی کار شدم. منصور تبریزی به من گفت  چون شما و برزگر هر دو در  وزن 74 کیلو کشتی می گیرید  تو برو  کشتی فرنگی  را ادامه بده و برزگر در کشتی آزاد بماند.

خودم را اصفهانی می دانم

اگرچه در اصفهان به دنیا نیامدم اما بیشترین سال های عمرم را در اصفهان گذراندم و با مردم این شهر زندگی کرده ام ، آنها به من لطف زیادی دارند و باید بگویم خودم را  اصفهانی می دانم.

در بازی های آسیایی تهران، بهترین نتیجه را گرفتیم

سال 1974 بازی های آسیایی درتهران برگزار شد و تیم کشتی فرنگی ما بهترین نتیجه را گرفت. و 8 مدال طلا و یک نقره به دست آورد.  به لطف خدا درآن  مسابقات من هم مدال طلا گرفتم. در تورنمنت های بین المللی مصر و مراکش  هم به مقام دوم دست یافتم. از سال 1348 تا سال 1357 نیز در مسابقات کشوری روی سکو رفتم .

در مجموع 8 مقام قهرمانی؛یک نایب قهرمانی و یک مدال برنز کشور را در طول آن سال ها به دست آوردم.

آن زمان کشتی گرفتن سخت بود!

در زمان کشتی گرفتن بسیار سخت بود. هم تعداد شرکت کننده ها بیشتر بود و هم کشتی ها 4روز طول می کشید. استقبال هم از کشتی در آن دوران بیشتر از امروز بود.

  طلای بازی های آسیایی، شیرین بود

بهترین خاطره من از دوران کشتی من ،قهرمان در بازیهای آسیایی 1974 تهران  است که در وزن 74 کیلوگرم توانستم با پیروزی بر حریفان خودم مدال طلا را به دست بیاورم  .

مرگ همسر وفرزندم تلخ ترین خاطره زندگی من است

تلخ ترین خاطره ام  مرگ خانواده ام  در سانحه رانندگی بود. اوایل انقلاب در اثر یک تصادف رانندگی همسرم،سه فرزندم، خواهر و فرزند خواهرم از دنیا رفتند که تاثیر بدی بر زندگی من گذاشت و پس از آن از نظر روحی در شرایط بسیار بدی قرار گرفتم.

پس از آن واقعه ، دوباره ازدواج کردم و در حال حاضر یک پسر دارم که در آلمان زندگی می کند و دخترانم نیز در اصفهان ساکن هستند.


9-صفر عقب بودم،10-9 برنده شدم!

 در بازی های آسیایی برابر حریف کره ای 9-صفر عقب بودم ، روی تشک حواسم پرت بود  و نمی دانم چگونه شد که  9 امتیاز از دست دادم ، همه  دیگر فکر می کردند که بازنده شوم . وقت استراحت مربی تیم ملی آقای  ناصر گیوه چی  مرا راهنمایی کرد و به او گفتم  سعی می کنم بهتر کشتی بگیرم که در نهایت در وقت دوم به هر  زحمتی که شد اورا شکست دادم و 10 امتیاز گرفتم تا کشتی 10-9 به سود من تمام شود.

 کشتی اصفهان  رونق گذشته را ندارد

در اصفهان همیشه  رئیس تربیت بدنی با  رئیس هیئت کشتی را  عوض  می کنند،در حال حاضر  در شهرمان رئیس هیئت نداریم و هیچ توجهی نیز به کشتی نمی شود.حتی کشتی اصفهان با وجود آن همه کارخانه مهم در استان، در جذب اسپانسر ضعیف عمل کرده است. رسول جزینی که از خانواده کشتی است  ،عضو شورای شهر اصفهان است  اما او نیز تاکنون هیچ کاری برای کشتی اصفهان نکرده است.

 فقط به فوتبال توجه می شود!

مسئولان ما زیاد  به کشتی توجه نمی کنند  و بیشترین توجه به فوتبال است این همه سال برای اصفهان کشتی  گرفتم  و از جیب خودم خرج کردم  اما مزد زحمات مرا ندادند. بیش از 4 سال است که در باشگاه تختی مشغول تمرین هستم  اما تاکنون حتی یه ریال به ما نداده اند،.  فقط زمانی که آقای طالقانی رئیس فدراسیون کشتی بود ، پیگیری کرد و نامه ای از تهران به اداره تربیت بدنی اصفهان آمد ، سپس مرا به شهرداری معرفی کردند تا قطعه زمینی به من بدهند. نمی دانم چه شد که نامه بعد ها ناپدید شد.

 رسول خادم را باید حمایت کنیم.

رسول خادم فرد زحمتکشی است و در این مدت تلاش های زیادی برای رشد کشتی کرده است. وظیفه ما است تا از وی حمایت کنیم تا او بتواند بدون دغدغه کار کند.

با بیشتر قدیمی ها ارتباط دارم

با دوستان قدیمی کشتی و هم تیمی های خودم هنوز هم ارتباط دارم و گاهی با تماس تلفنی جویای احول هم می شویم. بهرام مشتاقی، نظافت دوست و دیگر دوستان خوبم همیشه با من در تماس هستند.

********************************

با تشکر فراوان از دوستان بابت اطلاع رسانی و همچنین از وب سایت پایگاه خبری تحلیلی کشتی ایران و جهان بابت این مصاحبه

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم دی ۱۳۹۳ساعت 11:21  توسط محسن  | 

یادداشت محمدعلی سپانلو درباره تختی پس از 25 سال منتشر شد

 
  

این شاعر و نویسنده سرشناس، سال 1368 یادداشتی درباره تختی، برای نشر نقره فرستاد. اما این انتشاراتی که کتاب " زنان بدون مردان" شهرنوش پارسی پور را منتشر کرده بود، توسط برخی افراد لباس شخصی تخریب و به آتش کشیده شد.
انتشاراتی منحل شد و یادداشت سپانلو هم هرگز منتشر نشد تا امروز که بعد از 25 سال آن را می خوانید. جالب اینکه سپانلو در نوجوانی کشتی گیر بوده است .

" محمد علی سپانلو "

«کمی بعد از المپیک ملبورن، به سال 1956 که در آن تختی نخستین مدال طلای المپیک خود را برای ایران بدست آورد، یک مسابقه دوجانبه کشتی میان ایران و شوروی در تهران انجام شد. در استادیوم ثریای آن روزگار، ورزشگاه کوچک بدون سقف، در هوای سرد تختی برابر آلبول پدیده تازه روس‌ها قرار گرفت. گارد تختی باز بود، برخلاف معمول زیاد به جلو خم نمی‌شد، حتی پای راستش را کمی پیش می‌گذاشت که هدف خوبی برای زیرگیری بود، اما تختی به خاطر قدرت «لنگ‌کاری» خود می‌دانست که هیچ‌کس در جهان جرات ندارد به پای راست او حمله برد. چند ثانیه بعد تختی خود حمله کرد، «یک ‌خم» را از بالای ران حریف گرفت و با قامت صاف او را از جا کند، به روی سینه کشید و چرخاند و خاکش کرد.

از آن به بعد را ما جوجه‌ کشتی‌گیران پانزده - شانزده‌ ساله آن روزگار می‌دانستیم: تختی «کنده یک ‌چاک» خواهد کشید، «سگک» خواهد نشست، رکاب خواهد زد، کت راست حریف را خواهد کشید و او «نیم‌تیغ» می‌شود، سپس نوبت کت چپ و «پل‌شکن» است و چند ثانیه بعد پشت حریف به خاک خواهد رسید. اما یک چیز عجیب رخ داد: برای نخستین بار کشتی‌گیر در مقابل سگک تختی مقاومت کرد و نیم‌تیغ نشد. گرچه مسابقه را با امتیاز باخت، اما اتفاق نادری رخ داده بود. آلبول را فقط علیه تختی ساخته بودند و او در بازی‌های جهانی به جایی نمی‌رسید. اندکی بعد روس‌ها ترجیح دادند کولایف را به جای آلبول بیاورند، که گرچه مغلوب می‌شد، ولی دست‌کم دومی جهان را به دست می‌آورد.

و ما تختی را نگاه می‌کردیم، سال‌ها و سال‌ها، از تمرین با عباس زندی در سالن مدرسه دارالفنون تا مسابقه در حیاط مدرسه روی تشک‌های چهارگوش و کهنه که حاشیه آن آسفالت خشک و خطرناک بود، از باشگاه محله خانی‌آباد تا کشتی‌های فراموش‌نشدنی در سالن سرپوشیده خیابان ورزش و میدان‌های جهانی و کسب مدال‌های طلای قهرمانی جهان در تهران (1957)، منچستر (1961)، یوکوهاما (1964) و ...

اما در این اثنا تختی در مبارزه دیگری هم درگیر شده بود یا شاید بهتر باشد بگوییم مبارزه دیگری علیه تختی درگرفته‌ بود. به سال 1340، ظهور قهرمان آرام و کم‌حرف در تشکیلات جبهه ملی معارضه‌ای آشکار با دستگاه حکومت به شمار می‌رفت. دستگاهی که به سنت دولت‌های ایران عادت کرده بود ورزشکاران را مرهون و تقریباً چاکر خویش بداند. تا وقتی در گوشه ‌کنار هستی و ناشناس‌مانده‌ای کسی کاری به کارت ندارد، حتی اگر غُر بزنی و مخالف‌خوانی کنی، ولی آنگاه که قهرمان نامدار جهان و محبوب توده مردمی و حاضر نیستی موفقیت‌های خود را مدیون الطاف بزرگان قوم بدانی، یعنی باج به حکومت ندهی و آن را نستایی دیگر مدعی هستی؛ مدعی خطرناکی که می‌تواند همچون یک الگو بر جوانان اثر نهد و اینک ورزشکاری نه به رسم روزگار بلکه به شیوه‌ای بسیار کهن حامی محله‌های شهر و مردم بی‌پناه می‌شد و نیروی خود را در خدمت عدالت قرار می‌داد. شهر تهران چنین احساسی داشت. در حوالی دهه چهل زلزله سختی در بوئین‌زهرا روی داد. تختی داوطلب جمع‌آوری کمک‌های مردمی شد. مردم آنچنان به ندای پهلوان حامی خویش پاسخ دادند که کمک‌ها و تبلیغات دولت نمودی نکرد.

اینک برای پهلوان نوبت امتحان رسید. عطا بهمنش، مفسر بی‌نظیر ورزش، در رادیو از تختی پرسید: «برای مردمی که دوستت دارند چه پیغامی داری؟» او به جای آنکه در مقدمه سخنش از ترقیات کشور و رهنمودهای شاه حرف بزند فقط پاسخ داد: «من به مردم تعظیم می‌کنم.» مدتی بعد، در سالن سرپوشیده خیابان ورزش، یک روز، در حضور یکی از شاهپور‌ها مسابقه بود. تختی وارد شد و مردم که انگار صاحب مجلس اوست بپا خاستند و برایش هورا کشیدند. تختی، آرام و سربه‌زیر، بی‌آنکه قهرمان‌بازی دربیاورد، به راستی رو به مردم تعظیم کرد. آن مقام جایگاه‌نشین دید که تختی به چه کسی احترام می‌گذارد.

هرچه بیشتر حکومت او را می‌راند، تنگ‌تر در آغوش مردم جای می‌گرفت. او دیگر نه متعلق به محله‌ای یا شهری، بلکه پهلوان یک ملت شده بود. ما جوانان آن روزگار نمی‌دانستیم چرا او را جور دیگری دوست می‌داریم. با آنکه کشتی حبیبی از او تماشایی‌تر بود و بعد‌ها موحد فنی‌تر کار می‌کرد، اما تختی جوهر کمیاب و تخمین‌ناپذیری بود، چیزی نرم، اما رخنه‌ناپذیر که چون از چهارگوش تشک‌های مندرس کشتی آن زمان به عرصه گسترده اجتماع می‌رسید، بالا‌تر از المپیک‌ها و مدال‌ها و بیرون از جدول ارزش‌های روز قرار می‌گرفت. افسانه رستم و پوریای ولی و فتیان قدیم را زنده می‌کرد. ترکیبی از معصومیت و قدرت بود که در چشم ملت می‌نشست، معصومیتی که بر قدرت حاکم است، قدرتی نیالوده و آرمانی که هنوز در چهره کودکانه و چشم ‌پاک این مرد زندگی می‌کند.

و حکومت کمر به حذف او می‌بست: برای کسی که در مسابقات داخلی حتی از او یک خاک بگیرد مخفیانه جایزه می‌گذاشتند و در خارج از کشور، در جنگ اعصابی که همپای گذشت زمان و فرسودگی جسم علیه او به ‌راه می‌انداختند، هرگاه باخت، برخی از ورزش روز، آشکارا جشن گرفتند. پهلوان دیگر جوان نبود، اما ملت او را جوان و زنده نگاه می‌داشت. آیا لازم است بگویم که سرگذشت این مرد نیازی به قهرمان‌بازی و شهیدسازی ندارد؟ که معلوم نیست (و چه اهمیتی دارد؟) که او را کشته باشند که مردم اسطوره او را ساختند و اسطوره کشتنی نیست.

تمام مقالاتی که بر پایه قتل تختی نوشته شده دستخوش احساسات هستند. آن‌ها ندانستند که مهم زندگی او بود، نه مرگش، که او در زندگی‌اش شهادتی بزرگ را مردانه پذیرفته بود پس چه تعجب که پهلوان در زندگی عادی شکست بخورد؟ آخر اسطوره که نمی‌تواند ازدواج کند. شاید نقطه ضعف رستم نیز از همین‌گونه بود. آری زندگی ساده تختی نیازی به این خاصه‌خرجی‌ها ندارد (گرچه تکرار‌ همان زندگی ساده بسیار مشکل است)، حتی نیازی به اینکه نامش را بر استادیوم بگذارند ندارد. اما بهتر است آرمان پهلوانی و اخلاق انسانی او را که بی‌ادعا و آرام برای ملت و سرزمینش زحمت می‌کشید در نگاه نسل جوان تعالی دهند که وجود تختی به خودی‌ خود و بدون هیچ ارتباطی با دولت‌ها ثابت می‌کند که ملت ایران وجود دارد، کلیتی است با آرمان‌ها و اخلاق و ارزش‌های ویژه.

نگاه صاف و مهربان این مرد مقدس بر ما دوخته و چهره او، که در خاطره ملی جوان و خندان باقی مانده، در شمار جاودان‌ها و ایزدان این سرزمین مقدس بر صخره‌های سنگی ما حک شده است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم دی ۱۳۹۳ساعت 16:23  توسط محسن  | 

چهل و هفتمین سالگرد درگذشت آقا تختی ... فراموش نکنیم!

 

بوریس کولایف اهل شهر کی یف بود و با داشتن نیرویی خارق العادۀ معروف بود.
تختی می گوید: در فیستوال ورشو من به کولایف اهل شوروی باختم، ورشو اولین مسابقۀ و اولین شکست من در وزن هفتم از شوروی ها بود؛ به عقیدۀ من کولایف لایق ترین کشتی گیر شوروی ها است.

شبی که در المپیک 1956 ملبورن، غلامرضا و بوریس با هم روبرو شدند، تختی دید که دست های کولایف باند پیچی شدۀ است. انگشت های کولایف زخمی شدۀ بود و محل زخم چرک گذاشتۀ بود. تختی در تمام مدتی که با او سرشاخ بود بر نقطۀ زخم او دست ننهاد تا کولایف اذیت نشود و باعث درد او نشود. در پایان مسابقۀ کولایف دستش را به مربیش نشان داد و به سوی تختی اشارۀ کرد و گفت که در تمام مدت مسابقۀ یک بار دستش را با دستم آشنا نکرد و بعد روی تختی بوسید کاری که هیچکس به یاد ندارد که روس ها در صحنۀ مسابقات کردۀ باشد.

کولایف دربارۀ این نبرد چنین می گوید:

هیچ ممکن نبود، انگار او را به تشک دوختۀ بودند. نمی توانستم پایش را از تشک جدا کنم، اما او دو پایم را از قوزک گرفت، دست هایش را بالا برد و من را از جا کند و در خاک نشاند و.... من چنین کشتی گیری را هرگز در عمرم ندیده ام.

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی ۱۳۹۳ساعت 22:13  توسط محسن  | 

حمله به مسجد و تخریب میراث فرهنگی در اصفهان

 

مقاله ویژه وبلاگی برای کشتی اصفهان _

بسم الله الرحمن الرحیم

 

با سلام خدمت دوستان و همراهان عزیز

آخرین مقاله ای که نوشتم ماهها قبل بود و مدت ها چیزی ننوشته بودم !!

مقالاتی که من عمدتا می نویسم ورزشی هستند و بیشتر حول مسایل کشتی اصفهان میگردند اما این مقاله با مقالات قبلی من متفاوت است . می خواهم در آن از دردی صحبت کنم که واقعا تلخ است و مربوط به جامعه است . ادعا می کنیم یک جامعه متمدن و با فرهنگ غنی اسلامی داریم و در قرنی بسر می بریم که دیگر خرافات و موهومات جایی در آن ندارند و همگی انسان های فرهیخته ای هستیم . خود را شیعه مولا علی (ع) می دانیم و بر اصالت ایرانی خود افتخار می کنیم.

اما قضیه در اصل غیر از این است بعضی از مردم در جامعه امروزی چنان در خرافات و عقاید باطلشان غوطه ور هستند و بر ادامه اصول غلط خود پایبند هستند که حقیقت و قدرت تمیز خوب از بد را ندارند و فکر میکنند عقیده و نظرشان هم درست است و آن را به سایرین هم می خواهند تحمیل کنند.

چند وقت پیش در اینترنت داشتم گشت و گزار و جستجو می کردم که به مطلبی برخورد کردم که واقعا تلخ و تکان دهنده بود الان از ناراحتی چند روزی است  فکر من مشغول است .

عده ای به بهانه اینکه در کاشی کاری های " مسجد درب کوشک " اصفهان از یک نماد استفاده شده به آن حمله کرده اند و کاشی کاری های مسجد درب کوشک را تخریب کرده اند.

آنها ادعا می کردند این نماد بدلیل اینکه با ستاره داود شبیه است یک نماد فراماسونی (شیطان پرستی) است و باید این لکه ننگ از دامان مسجد پاک شود.

(ستاره داود که نماد رژیم غاصب اسراییل هم هست )

سپس با این طزر فکر و استنباط کاشی کاری های زیبای مسجد درب کوشک را تخریب کردند و از بین بردند به عکسهای زیر نگاه کنید  :

کاشی کاریهای زیبای مسجد درب کوشک قبل از تخریب !!

قبل از تخریب این کاغذها را روی نقوش چسبانیده بودند

 

به این صورت بود که افرادی حرمت مسجد را شکستند و کاشی کاری های آن را ازبین بردند.

من با این افراد هیچ صحبتی ندارم ولی فقط چند نکنه را یاد آور می شوم :

1 - ساخت مسجد درب کوشک به دوران صفویه باز می گردد و این نقوش و اسلیمی ها را من خودم در دیگر مساجد و اماکن مذهبی و آثار باستانی اصفهان و دیگر شهر ها دیده ام.

2 - مسجد یکی از موقوفات است من نمی دانم کسانی که اینکار را کردند به این قضیه واقف اند که به هیچ علت نمی توانند وقفیات را از بین ببرند . این کار آنها مانند اینست که قرانی را که وقف مسجد شده است را بدلیل زیبا بودن به آتش بکشند.

3 - در ورودی مسجد درب کوشک یک مجسمه شیر سنگی قدیمی است چرا آن را خراب نکردید آن بیشتر شبیه نماد بت پرستی و شیطان پرستی بود.

(شیر سنگی مسجد درب کوشک که شاید چند روز دیگر به بهانه بت پرستی با دینامیت منفجر شود)

سایت خبری تحلیلی رویش به نشانی ذبل این اقدام را پوشش کامل داده است .  دوستان می توانند بصورت کامل ببینند:

 www.rooyeshnews.com/esfahan/political/20872-3910526102558.html

 **************************

صحبت پایانی :

من نمی دانم نهاد رسیدگی و مسوول رسیدگی به امور مساجد فدیمی اصفهان کیست : سازمان اوقاف یا میراٍث فرهنگی فقط سریعتر اقدام کنند و این افراد را توجیه کنند و یا حداقل  از سطح مساجد جمع آوری کنند.

اگر علامت و نشانی به زعم شما اگر هم ماسونی بود دلیلی قانع کننده  نیست که حرمت مسجد را بشکنیم و با تیشه و یا غیره آن را تخریب کنیم. مسجد درب کوشک از قدیم الایام مهد اسلام پروری بوده و دانشمندان و صاحب نظران بزرگی تحویل داده است.

داعشی ها هم که مرد و زن مسلمان را امروزه با نام (دولت اسلامی عراق و شام ) سر می برند از ابتدا  با همین کارها شروع کرده اند و اکنون مسلمان می کشند.

 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم دی ۱۳۹۳ساعت 13:49  توسط محسن  | 

وبلاگ کشتی اصفهان 6 ساله شد

 

6 سال پیش در اولین شب زمستان (یلدا) با شما شزوع کردیم و همچنان با شماییم.

یا علی....

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام آذر ۱۳۹۳ساعت 17:25  توسط محسن  | 

پهلوانی به افتادگی است ...

 

شهید سرفراز اسلام " حاج حسین خرازی "

سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹

وَلا تَحسَبَنَّ الَّذينَ قُتِلوا في سَبيلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحياءٌ عِندَ رَبِّهِم يُرزَقونَ

"و هرگز گمان مبر کسانی که در راه خدا کشته شدند مرده اند ، بلکه زنده اند و در نزد پروردگارشان روزی داده می شوند."

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۳ساعت 1:16  توسط محسن  | 

زندگی ورزشی استاد منصور برزگر

 

نویسنده : مهدی رستم پور

به نقل از : BBC فارسی

منصور از سختکوش ترین کشتی گیران تاریخ ورزش ملی ایران است. از کودکی واهمه‌ای از انجام مشاغل سخت و سنگین نداشت. پنج ساله بود که پدرش از دنیا رفت و مدتی بعد نزد یکی از برادرانش به نام نعمت، تلاش برای معاش را به عنوان شاگرد آهنگری آغاز کرد.

پسر جسور خیابان عباسی تهران، گریزی از ترک تحصیل نداشت. مدتی در مکانیکی مشغول به کار شد و حتی زمانی که کشتی گیری مشهور شده بود، مجله دنیای ورزش با درج عکس و گزارش از فعالیت او در این شغل سنگین خبر داد.

برزگر مدتی هم در منطقه داودیه در فنرسازی کار کرد.

اما کسب درآمد مانع علاقمندی برزگر به کشتی نشد. خصوصا که علی و حسین (برادران بزرگترش) شیفته این ورزش بودند.

در هفده سالگی (۱۳۴۳) تمریناتش را زیر نظر منصور اینانلو از باشگاه البرز در خیابان سلسبیل آغاز کرد و سپس به باشگاه ایزد فردوسی رفت.

نام مربی اول منصور، منصور بود و مربی بعدی‌اش هم منصور نام داشت: منصور تبریزی استاد اصلی منصور برزگر در دوران شکوفایی‌اش بود.

برزگر بیست ساله بود که در انتخابی برای المپیک مکزیکوسیتی مغلوب عبدالله موحد شد.

او که آن موقع به استخدام سازمان آب در آمده بود تمریناتش را زیر نظر شادروان حاج عبدالحسین فعلی ادامه داد. در مسابقات ۱۳۴۸ مشهد، که رقابت های قهرمانی کشور برای نخستین بار در ۱۰ وزن جدید برگزار می شد، برزگر بالاتر از صحبت الله جعفری از کرمانشاه و محمد خادم (پدر امیر و رسول) از تیم میزبان روی سکوی نخست ۶۸ کیلوگرم ایستاد.

در رقابت‌های ۱۳۵۰ تهران هم در وزنی جدید دوباره قهرمان کشور شد. او در این رقابت ها محمدرضا طاهری را شکست داد. طاهری حریف همیشگی برزگر، بیش از ۱۰ بار در انتخابی‌ها و رقابت‌های مختلف به ستاره کشتی ایران باخت.

همان سال در مسابقات انتخابی تیم ملی برای مسابقات جهانی ۱۹۷۱ صوفیه در کمند محمد فرهنگدوست گرفتار شد اما به عنوان فرد ذخیره، در فهرست مسافران صوفیه قرار گرفت.

اما سال بعدش دیگر در ایران بی‌رقیب بود و با عضویت در تیم ملی عازم مونیخ شد. برزگر در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ که اولین تجربه جهانی‌اش بود عنوان پنجم را به دست آورد.

در مونیخ با ضربه فنی مقابل یوری گوسف از شوروی به پیروزی رسید ولی تساوی با میکلوش اوربانوویچ از مجارستان و شکست ضربه فنی مقابل آدولف زیگر آلمانی باعث شد دستش از رسیدن به مدال کوتاه بماند.


سال های اقتدار

(برزگر در اوج آمادگی بسر می برد )


در سال ۱۹۷۳ که قرار بود مسابقات جهانی در تهران برگزار شود، اغلب ملی پوشان اصلی در رقابت های قهرمانی کشور (اردیبهشت ۱۳۵۲) شرکت نکردند. اما منصور برزگر در بابل به روی تشک رفت و باز هم قهرمان ایران شد.

در رقابت های جهانی تهران در گام اول با پستچی سمج آلمانی سرشاخ شد. نبرد آدولف زیگر با برزگر از زیباترین کشتی‌هایی بود که در ورزشگاه رو باز نصیری به انجام رسید. آنها در مبارزه‌ای تمام عیار به تساوی ۵-۵ رسیدند و برزگر نتوانست انتقام مونیخ را بگیرد.

اما برتری چشمگیر برزگر بر سایر حریفان، بویژه پیروزی ۶-۴ در دیدار فوق العاده حساس مقابل روسلان آشور علی‌اف از شوروی، مدال طلا را نصیب کشتی گیر ۲۶ ساله ایران کرد.

یک سال بعد تیم اصلی ایران به صلاحدید مقامات سازمان ورزش ملزم به حضور در بازی‌های آسیایی تهران شد و به همین خاطر برزگر یک مدال جهانی را از دست داد. اما توانست مدال طلای بازی‌های آسیایی را به گردن بیاویزد.

    "در سال 1974 تیم اصلی ایران به صلاحدید مقامات سازمان ورزش ملزم به حضور در بازی‌های آسیایی تهران شد و به همین خاطر برزگر یک مدال جهانی را از دست داد. اما توانست مدال طلای بازی‌های آسیایی را به گردن بیاویزد."

برزگز در مسابقات جهانی ۱۹۷۵ مینسک، تنها مدال آور تیم ملی کشتی آزاد ایران بود. اگرچه مقاومتش زیر فشار فن سگک آشورعلی­‌اف درهم شکست و با ضربه فنی باخت، اما مدال نقره را به سینه زد تا تیم ملی ایران دست خالی به تهران برنگردد.

المپیک مونترال در پیش بود و برزگر حالا در ۲۹ سالگی برخلاف المپیک پیشین، تجارب فراوانی برای کسب مدال از رقابت های المپیک اندوخته بود.

مرد همیشه حاضر در مسابقات انتخابی، این بار در انتخابی های مونترال هم روی تشک رفت و بر بیژن زرافشانی از کرمانشاه چیره شد.


شرح یک کشتی داغ

در المپیک ۱۹۷۶ مونترال، مسابقه‌ای که تصور می‌شد فینال ۷۴ کیلوگرم باشد، روز بیست و هفتم جولای و در همان دور نخست برگزار شد. منصور برزگر از ایران و روسلان آشورعلی­‌اف از شوروی جنجالی‌ترین کشتی المپیک مونترال را برگزار کردند.

در سه دقیقه نخست، برزگر ۳-۰ پیش افتاد. در سه دقیقه بعدی رقیب روس دو امتیازش را جبران کرد. در ادامه نیز مانند اغلب کشتی‌های حساس در دوران قهرمانی برزگر، او در دقایق پایانی تحلیل رفت.

در سه دقیقه سرنوشت ساز، برزگر یک اخطار کم کاری گرفت و یک بار هم خاک شد تا ۴-۳ عقب بیافتد. سپس در پی سماجت آشورعلی­‌اف برای اجرای سگک، برزگر اعلام مصدومیت کرد.

نماینده ایران دقایقی روی تشک دراز کشید و پزشک ورزشگاه نیز بالای سرش بود. وقتی بلند شد تا به مسابقه ادامه دهد، بلافاصله با زیرگیری حریفش را خاک کرد تا مجددا نتیجه را به تساوی بکشاند.

در ادامه این مبارزه برزگر با گرفتن مچ پا و برهم زدن تعادل حریف او را نیم تیغ کرد و سپس خودش در خاک نشست. داوران امتیازی به کشتی گیر ایرانی ندادند. وقتی زنگ پایان این رقابت نفسگیر به صدا درآمد، دست آشورعلی‌اف با برتری ۶-۴ بالا رفت.

دکتر محمد توکل رییس وقت فدراسیون کشتی ایران اعتراض کتبی را با مبلغ تعیین شده فیلا به کمیته برگزاری مسابقات ارائه کرد. پس از ۲۴ ساعت، فدراسیون جهانی اعلام کرد فیلم مسابقه را بازبینی کرده و نتیجه مسابقه را به ۶-۶ تغییر داده. اما چون امتیاز اول را برزگر گرفته، او به عنوان برنده مسابقه معرفی شد.


نقره مونترال

برزگر در شب دوم مقابل یانچو پاولف به برتری ۱۱-۵ رسید. سه سال پیشتر در مسابقات جهانی تهران نیز ۷-۲ بر این کشتی گیر بلغارستانی غلبه کرده بود.

در سومین روز از رقابت ها در ۸:۴۹ دقیقه مقابل جوزپه اسپانولی از ایتالیا با ضربه فنی پیروز شد. در روز چهارم نیز پشت یارمو اوورمارک از فنلاند را در ۷:۴۵ دقیقه به تشک چسباند.

در پنجمین روز از رقابت های وزن ۷۴ کیلوگرم با فرد همپل از آلمان شرقی روبرو شد و اگرچه ۸ امتیاز از دست داد، اما ۲۴ امتیاز هم گرفت و پیروزمند، راهی دور بعد شد.

جیشیرو داته از ژاپن شگفتی ساز بزرگ رقابت‌های کشتی آزاد المپیک مونترال بود. او با برتری محسوس، در شش دقیقه برزگر را ضربه فنی کرد.

همین داته سال قبلش در مسابقات جهانی مینسک با ضربه فنی به برزگر و آشورعلی‌ایف باخته بود. در مونترال اما از هفت مرتبه‌ای که روی تشک رفت شش بار با ضربه فنی به پیروزی رسید. فقط استنلی دزیدزیک آمریکایی ضربه فنی نشد و با نتیجه ۱۰-۵ به داته باخت.

منصور برزگر مقابل دزیدزیک آمریکایی نیز ۱۱-۱ جلو افتاده بود که با تحلیل رفتن قوای جسمانی اش هفت امتیاز از دست داد و موقعی که زنگ پایان به صدا درآمد، دستش با پیروزی ۱۱-۸ بالا رفت.

نایب قهرمانی برزگر، تک مدال کشتی آزاد و فرنگی ایران از المپیک مونترال بود. او پس از بازگشت به ایران در مصاحبه با مجله کیهان ورزشی گفت غیر از محسن فرح وشی بقیه اعضای تیم ملی به درد کشتی نمی‌خورند. او برخی از کشتی‌گیران را هم به "کم غیرتی" متهم کرد.

حسین حصاری در پاسخ به او در شماره بعدی مجله دنیای ورزش نوشت: "اگر کشتی برزگر با دزیدزیک ۳۰ ثانیه دیگر ادامه پیدا می کرد، او که دچار تنگی نفس شده بود سه اخطاره می شد."

وقتی در سال های بعد سوخته سرایی دو نقره جهانی گرفت، محبی یک نقره و یک برنز را به گردن آویخت و سلیمانی هم طلای جهان را نصیب خود کرد، مشخص شد که برزگر در محاسباتش نسبت به آینده هم تیمی‌ها دچار خطا شده است.

منصور برزگر در مسابقات جهانی ۱۹۷۷ لوزان هم تنها مدال آور تیم ملی ایران بود. او در این رقابت‌ها هفت دوره کشتی گرفت و در دیدار پایانی اگرچه از استانلی دزیدزیک جلو بود، اما به تدریج دچار خستگی شد.

برزگر امتیازات متعددی را از دست داد اما چند ثانیه به پایان مسابقه هنوز ۸-۷ جلو بود. وقتی حریف آمریکایی سروگردن او را گرفت خیلی راحت تعادل خود را از دست داد، روی تشک افتاد و بلافاصله ضربه فنی شد. فیلم کامل این مسابقه در شبکه یوتیوب موجود است.

او پس از این رقابت‌ها در فینال نزدیک و نفسگیر جام آریامهر، بعد از برتری مقابل محمدحسین محبی رقیب جوان کرمانشاهی‌اش از دنیای قهرمانی خداحافظی کرد. به این ترتیب دوبنده‌ای که هفت سال قبل از محمد فرهنگدوست تحویل گرفته بود را به محبی سپرد.


جام های بین‌المللی

تورنمنت های بین‌المللی در دهه ۷۰ میلادی مانند امروز متنوع و پرتعداد نبودند. اما برزگر غیر از ناکامی در جام دان کولف، از تورنمنت‌های دیگر صندوقچه‌ای از مدال را گردآوری کرد:

کاپ تاتراس ۱۹۶۹ زاکوپان لهستان – طلا (۶۸ کیلو)

جام تفلیس ۱۹۷۱ گرجستان – برنز (۶۸ کیلو)

کاپ مدوید ۱۹۷۲ بلاروس – طلا (از اینجا به بعد، ۷۴ کیلو)

کاپ بخارست ۱۹۷۳ رومانی – طلا

کاپ آریامهر۱۳۵۲ تهران – طلا

کاپ بغداد ۱۹۷۴ در عراق – طلا

کاپ آریامهر ۱۳۵۳ تهران – طلا

کاپ فرایبورگ ۱۹۷۵ آلمان غربی – طلا

کاپ لایپزیک ۱۹۷۵ آلمان شرقی – طلا

کاپ آریامهر ۱۳۵۴ تهران – طلا

جام جهانی ۱۹۷۶ تولیدو – نقره

کاپ آریامهر ۱۳۵۵ تهران – طلا

جام آریامهر ۱۳۵۶ تهران – طلا


سه دهه سرمربیگری

پس از خداحافظی از کشتی بلافاصله جامه مربیگری را پوشید. مدتی کوتاه در ایزد فردوسی و سپس سال‌ها در پایگاه سازنده سازمان آب تهران به مربیگری پرداخت.

در مسابقات جهانی ۱۹۷۸ مکزیکوسیتی مربی تیم ملی بود. در پنج المپیک سئول، بارسلون، آتلانتا، سیدنی و آتن نیز هدایت تیم ملی را برعهده داشت.

البته در سئول تیم ملی را همراهی نکرد، زیرا ساعاتی قبل از اعزام به او گفته شد که نمی تواند عازم کره جنوبی شود.

گویا همزمان با جام تختی در بندرعباس و با دیدن کِشتی های حامل گندم، از سیاست‌های اقتصادی دولت وقت انتقاد کرده بود. یکی از مربیان تیم ملی کشتی فرنگی اظهارات او را به مقامات حراست تربیت بدنی منتقل کرده بود و همین کافی بود تا برزگر خط بخورد.

در آتلانتا نیز حاشیه‌های فراوانی پیرامون تیم ملی وجود داشت که اوج آن، اختلافات برزگر با عباس جدیدی بود. در المپیک آتن نیز میانه او با محمدرضا طالقانی رییس وقت فدراسیون کشتی به شدت شکراب شده بود که روی عملکرد ملی پوشان نیز تاثیر گذاشت.

برزگر بعد از رقابت‌های المپیک آتن گفت: "کسی تا به حال ندیده بود یک رییس فدراسیون خواهان زمین خوردن تیمش باشد".

در دوران سرمربیگری او اتفاقات تلخ و شیرین فراوانی برای تیم ملی کشتی آزاد ایران رخ داد. مثلا در مسابقات جهانی ۱۹۹۰ توکیو نتایج خوبی رقم خورد و از آن مهمتر، حاشیه ای پیرامون تیم ملی به وجود نیامد. همین وضعیت در چند تورنمنت دیگر از جمله مسابقات جهانی ۱۹۹۵ آتلانتا نیز تکرار شد.

    "منصور برزگر در سال ۱۳۸۸ که به دعوت وزارت نفت در برازجان مشغول آموزش کشتی بود، دچار پارگی روده شد. عمل جراحی را از سرگذراند و سپس به صورت اختصاصی با هواپیما به تهران منتقل شد. او در بیمارستان خاتم الانبیای تهران و با مراقبت های وِیژه از خطر مرگ گریخت."

در مسابقات جهانی ۱۹۹۱ وارنا وقتی والنتین یوردانف در وضعیت خاک، زانوی ترکان را به خطا کشید و داور سوت نزد، برزگر دوید وسط تشک و زانوی ترکان را آزاد کرد. همین باعث شد تا کارت قرمز بگیرد و از کنار تشک اخراج شود.

اکبر فلاح پس از کسب مدال طلا در مسابقات جهانی ۱۹۹۳ گفت در این موفقیت سهمی برای برزگر قائل نیست. فلاح یادآور شد که قبل از شروع رقابت‌ها برزگر به او گفته بود که اوت خواهد شد.

در مسابقات جهانی ۱۹۹۴ استانبول، شب وزن کشی برای اکبر فلاح و علی اکبرنژاد، تک کشتی انتخابی گذاشت و طبق معمول، آن دو از هم امتیازی نگرفتند. برزگر رای به انتخاب مجدد فلاح داد. اکبرنژاد دقایقی طولانی در سالن تمرین می‌گریست. فلاح در آن رقابت ها حذف شد.

در مسابقات جهانی ۲۰۰۶ گوانگ­ژو اگرچه نتایج ضعیف سال قبل در بوداپست جبران شد اما شکست ناباورانه حیدری مقابل روسلان شیخ­اوف (بلاروس) عملکرد خوب تیم ملی را تحت الشعاع قرار داد. همچنین برزگر محموداسماعیل پور را عامل شکست یزدانی مقابل ساجیدوف از روسیه معرفی کرد.

در مسابقات جهانی ۲۰۰۷ باکو که گام آخر برزگر در تیم های ملی بود، سمت مدیر فنی را برعهده داشت و حیدری هم سرمربی بود. اما تیم ملی نتوانست نتایج مطلوبی بگیرد.

بهترین نتیجه را سعید ابراهیمی کسب کرد که مربیان تیم ملی با انتخاب او موافق نبودند.

برزگر اکنون در ولنجک زندگی می‌کند و دو پسر و یک دختر دارد. هر دو پسرش کشتی گیر بودند و پسر بزرگترش مازیار، سال ۱۳۸۰ در همدان نایب قهرمان ۶۹ کیلوگرم ایران شد.

فعالیت اقتصادی برزگر در سال های اخیر ساختمان سازی بوده است.

سال ۱۳۸۸ که به دعوت وزارت نفت در برازجان مشغول آموزش کشتی بود، دچار پارگی روده شد. عمل جراحی را از سرگذراند و سپس به صورت اختصاصی با هواپیما به تهران منتقل شد. او در بیمارستان خاتم الانبیای تهران و با مراقبت های وِیژه از خطر مرگ گریخت.

برزگر که مدتی در چین به آموزش کشتی پرداخته بود، برای المپیک لندن مذاکراتی با فدراسیون کشتی ترکیه داشت تا هدایت این تیم را برعهده بگیرد اما توافق نهایی حاصل نشد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۳ساعت 15:56  توسط محسن  | 

هاشم قنبری اسطوره تکرار نشدنی کشتی ایران

هاشم قنبری بزرگ مردی که در کشتی ایران یگانه است.

سلطان سوبلس و سالتوی ایران ... هیچ کشتی گیری از سوبلس ها و سالتوهای او در امان نبود ...

گردن کلفت ترین حریفان را جا کن می کرد و به پل می زد ... عکسی از سالتو های بی نظیر او را خدمت دوستان پیشکش می کنم تا شما هم از دیدن آن حظ کنید .

(اگر اشتباه نکرده باشم این عکس سالهای 52  تا 55  در سالن 17 شهریور اصفهان گرفته شده است)

سلامتی پهلوان هاشم قنبری بزرگ کشتی اصفهان صلوات 

" اللهم صل علی محمد وآل محمد "

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم آذر ۱۳۹۳ساعت 23:35  توسط محسن  | 

با سلام خدمت دوستان

دوست خوبم جناب آقای " علی اکبر سلیمیان " از کشتی زرین شهر  قبول زحمت کردند به عنوان یکی از نویسندگان افتخاری با وبلاگ کشتی اصفهان همکاری کنند . امیدوارم خداوند توفیقشان دهتد و از این به بعد از مطالب و نوشته هایشان بهره مند گردیم .

کشتی زرین شهر دلاور مردی مثل شهید حسین قجه ای را به کشتی اصفهان تحویل داد . روحش شاد و نامش جاودان باد

محسن شیرانی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آبان ۱۳۹۳ساعت 0:23  توسط محسن  | 

بابک قربانی برای همیشه آزاد شد!!

 

وبلاگی برای کشتی اصفهان درگذشت " بابک قربانی " ملی پوش اسبق تیم فرنگی ایران را به جامعه کشتی تسلیت عرض می نماید .

روانش شاد و یادش گرامی.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۳ساعت 23:49  توسط محسن  | 

آفرین بر یدالله عرب جعفری


مسابقات قهرمانی کشتی فرنگی کشور (93) در تهران در حالی به پایان رسید که دوست و کشتی گیر خوب شهرمان جناب آقای

" یدالله عرب جعفری "

هم به مقام پنجم رسیدند.

متاسفانه من نتوانستم دیدار ها را ببینم اما با ملاقاتی که با استاد سعید جامعی داشتم از وضع کشتی ها پرسیدم و آقا سعید از کشتی آقای عرب جعفری خیلی راضی بودند و گفتند اگر در کشتی یدالله ناداوری و بد قضاوت نمی شد حتما به مقام های بالا می رسیدند و اظهار داشتند یدالله دلاورانه جنگید.

شخصا با دوست گرامی آقا یدالله آشنایی دارم و خوشحالم از اینکه بعد از اینکه چندین سال از تشک دور بوده اند دوباره برگشته اند . ناگفته نماند یدالله عرب جعفری برنز جوانان جهان ( 2008 - ترکیه ) را در کارنامه دارد. 

از همین جا خسته نباشید و خدا قوت می گویم به یدالله عرب جعفری.

همچنین آقای شیران (امیرحسین) هم به به مقام پنجمی رسیدند که امیدوارم سال بعد حتما روی سکو بروند.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۳ساعت 0:7  توسط محسن  | 

نتایج مسابقات انتخابی کشتی بزرگسالان استان اصفهان

به گزارش روز شنبه ایرنا، این مسابقات به مدت دو روز در ورزشگاه شهدای هفدهم شهریور اصفهان برگزار شد و نتایج زیر بدست آمد.

کشتی آزاد بزرگسالان :

- وزن 57 کیلوگرم: نفر اول سجاد صالح پور، دوم سید مصطفی شجاعی و سوم به صورت مشترک سجاد لیریایی و خلیل اقرلو.

-وزن 61 کیلوگرم : نفر اول امیر فتاح، دوم سید احسان موسوی و سوم مشترک سجاد امینی و آرش کاویان.

- وزن 65 کیلوگرم: نفر اول منصور زارع شریف، دوم مهدی فیروزی،سوم مشترک سید احمد موسی کاظمی و علی اصغر جباری.

- وزن 70کیلوگرم: اول سیاوش گودرزی، دوم احمد فیروزی،سوم مشترک سعید نجفیان و آرش سلطانی پور.

- وزن 74کیلوگرم: اول علی عباسی، دوم محمد شاطریان و سوم مشترک محمدرضا روح پرور و میثم سلطانی.

- 86 کیلوگرم: اول بهمن شیخان، دوم علیرضا سلیمانی و سوم سید محسن حسینی و محسن نوروزی.

- وزن 97 کیلوگرم: اول حامد حنایی نژاد، دوم ابراهیم رحیمی و سوم محسن طالبی و بهنام خزایی.

- وزن 120 کیلوگرم: اول احمدرضا عابدینی،دوم رسول سلمانی، سوم اشکان عسگری و رسول براتی.



** مسابقات کشتی فرنگی:

- وزن 59 کیلوگرم: اول ایوب گراوند،دوم سینا شیرازی و سوم مشترک مرتضی رضاپور و مهدی عرب جبلی.

- وزن 66 کیلوگرم : اول بهرام جمالپور، دوم ایوب طالبیان و سوم مشترک سجاد گلی و محمد رفیعی.

- وزن 71کیلوگرم: اول کامران یزدی،دوم سعید سلیمیان و سوم مشترک امید سپیانی و حمیدرضا جمشیدی.

- وزن 75 کیلوگرم: اول هوشنگ جلیلی، دوم ابوالفضل لک و سوم مشترک علی رستمی و وحید صالحی.

- وزن 80کیلوگرم: اول امیرحسین شیران، دوم صالح کیان ارثی و سوم مهدی فرهادی.

- وزن 85 کیلوگرم : اول یدالله عرب جعفری،دوم حسین رشمانی و سوم مشترک حسین یوسلیانی و امید احمدی.

-وزن 98 کیلوگرم: نفر اول علیرضا قربانی، دوم پژمان عباسی و سوم مشترک امین خسروی و وحید سپیانی.

- وزن 130 کیلوگرم: نفراول رحیم مهدیان، دوم سید رضا سجادی و سوم مشترک مسعود اله یاری و مرتضی خجندی.

در این مسابقات بیش از 200 کشتی گیر در اوزان مختلف دو رشته آزاد و فرنگی به رقابت با حریفان خود پرداختند.

نفرات برتر این مسابقات به مسابقات قهرمانی کشور که دو هفته دیگر در تهران و بابل برگزار می شود، اعزام خواهند شد.

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 0:20  توسط محسن  | 

اصفهانا سرزمینم را نگینی ...

 

جاری شدن  صدای زندگی و رود عشق بر ملت شریف اصفهان مبارک و خجسته باد





اولین عکسهای خروش زاینده رود بعد از 17 ماه



دیشب وقتی بعد از 17 ماه دوباره زاینده رود را با خروش و خشم بغض آلودش دیدم یاد این آهنگ استاد افتخاری افتادم که :
اصفهانا سرزمینم را نگینی
گوهر تابنده ایران زمینی
سرفرازا سرخوشا شادا که اکنون
پایتخت امت دین مبینی

ای نسیم آورده بویت صبحگاهان شامگاهان
بر نشان عاشقان ای خاک گلروی سپاهان

یار خوشا چیست در نقش و نگارت
تا فروزد
تا فروزد اشتیاق یار جویان
مستی دلدارخواهان

ای سپاهان ای سپاهان ای سپاهان

از فلک پروازها در خاک پاکت آرمیده
در ستاره پروری در خاکم باری گواهان
ای سپاهان ای سپاهان

ای بهشت جلوه خواهان
ای سرای هست و ناهان
ای سپاهان ای سپاهان
در سپهر عشق خورشید آمدی بادا مبارک
بادا مبارک
پایتخت اهل توحید آمدی بادا مبارک
بادا مبارک
دل صفا بخشی دل انگیزی به چشم مهرورزان
مثل صبح روشن عید آمدی بادا مبارک
در تجلی بی نهایت مثل آینه کز لطف
در رخ آینه خندید آمدی
بادا مبارک

همیشه شاد باشی ... ای سپاهان ...

                                        ای سپاهان ...

                                            ای سپاهان ...

                                                 ای سپاهان ...

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 22:52  توسط محسن  | 

فیلم کنده فرنگی کشیدن الکساندر کارلین


الکساندر کارلین کبیر کشتی گیر روسی که سلطان کنده فرنگی جهان بود

او یکی است و دیگر تکرار نخواهد شد ....

کشتی جهان دیگر مانند او نخواهد دید ....

کلیپ زدن کنده فرنگی های الکساندر کارلین را به دوستان و علاقمندان کشتی تقدیم می کنم و امیدوارم از دیدن آن حظ کنید و کیفور شوید.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۳ساعت 16:2  توسط محسن  | 

صحبت های آقای محمد مجیری رییس جدید هیات کشتی اصفهان

 
 
 
 آقای محمد مجیری رییس هیات کشتی اصفهان
 
 
اصفهان امروز: کشتی اصفهان پس از کش و قوس‌های فراوانی که در یک سال اخیر تحمل کرده بود، به ساحل آرامش نزدیک شده است. با مشخص شدن تکلیف انتخابات هیئت کشتی اصفهان در چهارشنبه گذشته، تمام حاشیه‌ها و جنجال‌های به وجود آمده پیرامون این رشته ورزشی به پایان رسید تا نور امیدی بر دل‌های ورزش دوستان و هواداران کشتی اصفهان تابیده شود. محمد مجیری 50 ساله قرار است کشتی طوفان زده کشتی اصفهان را به ساحل آرامش هدایت کند. مجیری که از اهالی دانشگاه بوده، سابقه مدیریت ورزشی ندارد اما اعتقاد دارد فردی بیرون از جامعه کشتی بهتر می‌تواند در این رشته ورزشی موفق باشد چرا که دلیل اغلب حاشیه‌های به وجود آمده در کشتی اصفهان طی سال‌های گذشته، این بوده که روسای هیئت، خود کشتی‌گیر بوده‌اند. صحبت‌های مجیری درباره مسئولیت سنگینی که بر عهده گرفته است را با هم می‌خوانیم.

برای حضور در انتخابات به جمع‌بندی رسیدم
حدود سه ماه پیش تعدادی از اهالی کشتی اصفهان به سازمان صنعت و معدن و تجارت آمدند و تقاضا کردند در انتخابات هیئت کشتی اصفهان ثبت‌نام کنم. آن روزها، روزهای پایانی ثبت‌نام در انتخابات هیئت کشتی بود و من نیز با مطالعه‌ای که انجام دادم به این جمع‌بندی رسیدم که می‌توانم به به کشتی اصفهان کمک کنم و در انتخابات ثبت نام کردم.

‌ باید واگرایی در کشتی اصفهان را به همگرایی تبدیل کنیم
در خود این توان را می‌بینم که بر مشکلاتی که کشتی اصفهان را فرا گرفته غلبه کنم. تنها به کمک و همدلی همه اهالی کشتی، مدیران و مسئولین رسانه ها و هواداران این رشته ورزشی نیاز دارم چر اکه اعتقاد دارم حتی آقای خادم، رئیس فدراسیون کشتی هم به تنهایی نمی‌تواند کاری از پیش ببرد. همه با هم باید تلاش کنیم واگرایی در کشتی اصفهان را به همگرایی تبدیل کنیم تا بتوانیم از تمام ظرفیت‌های کشتی استان به نحو احسن بهره‌مند شویم.

‌ با سلطان حسینی از قدیم دوست هستیم
با آقای سلطان حسینی، مدیرکل ورزش و جوانان اصفهان دوست و همکار قدیمی هستم و در دانشگاه ارتباط نزدیکی با همدیگر داشتیم. با حضور ایشان و کمک‌هایی که از طرف اداره ورزش و جوانان صورت خواهد گرفت به آینده خوشبینم چرا که اعتقاد دارم حاشیه‌ها، کشتی اصفهان را از متن دور کرده و ما باید از این حاشیه ها دوری کنیم. بر همین اساس تصمیم داریم با قول های حمایتی که از طرف آقایان خادم، بنی تمیم و حیدری گرفته ایم، بر مشکلات موجود غلبه کنیم.

در حوزه کشتی نبودم
یکی از محاسن من نسبت به دیگران این است که در حوزه کشتی نبودم چر اکه اعتقاد دارم بسیاری از حاشیه های به وجود آمده در کشتی اصفهان به این دلیل بود که روسای پیشین هیئت‌ها از اهالی کشتی بودند و نمی توانستند دیدی کلی نسبت به این رشته داشته باشند. در حالی که ما تصمیم گرفته ایم از تمام تفکرات گوناگون حاضر در مجموعه کشتی اصفهان استفاده کنیم.

‌ اهالی کشتی کمک نکنند، خداحافظی می‌کنم
اگر اهالی کشتی به من کمک نکنند خیلی زود خداحافظی می کنم اما این انتظار را دارم که مشکلات گذشته را کنار گذاشته با تامل و تفکر، تدبیر و اندیشه کار را به پیش ببریم. به طور یقین نمی توانیم ره صد ساله را یک شبه برویم اما با برنامه ریزی میان مدت و بلند مدت می توان کشتی اصفهان را به روزهای اوج برگرداند.

‌ باید منابع مالی را جذب کشتی کنیم
همه ما می دانیم که منابع مالی در پیش‌برد برنامه ها نقش اساسی را بازی می کند. بر همین اساس و با توجه به این که کشتی‌گیران اغلب از اقشار ضعیف جامعه هستند باید سعی کنیم تا حد ممکن منابع مالی را به مجموعه کشتی جذب کنیم. من نیز با توجه به مسئولیتی که دارم (معاون امور بازرگانی، توسعه و تجارت سازمان صنعت، معدن و تجارت استان اصفهان) سعی خواهم کرد از ارتباطاتم با مدیران و مسئولان استانی برای جذب منابع مالی به کشتی اصفهان استفاده کنم. البته باید از ظرفیت های صنعت و تجارت، اداره ورزش و جوانان، خیرین ورزش یار و... نیز یاری گرفته تا شکوفایی دوباره کشتی اصفهان را شاهد باشیم.

‌ کشتی اصفهان به مسابقه نیاز دارد
به نظر من کشتی اصفهان برای پیشرفت به مسابقه نیاز دارد. باید به رقابت‌هایی تیم اعزام کنیم و در اصفهان نیز مسابقاتی برگزار کرده و تیم‌هایی را نیز به اینجا دعوت کنیم. همچنین با تشکیل کارگروهای تخصصی علاوه بر بودجه‌بندی و بودجه‌ریزی مناسب مشکلات و فرصت‌ها را در این کارگروها بررسی کرده و با سازماندهی مناسب کشتی اصفهان را رو به جلو هدایت کنیم.
 
+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم آبان ۱۳۹۳ساعت 22:59  توسط محسن  | 

اسید پاشی های اصفهان ...

یک انسان چقدر می تواند از انسانیت و شرافت افول کند که به روی صورت یک زن و دختر اسید بپاشد:

سخنم با آن بی ناموس و بی شرفانی است که این روزها به روی صورت نوامیس و زنان و دختران اصفهان اسید می پاشند و فرار می کنند .

دنیا دار مکافات است و به یاری حضرت زهرای مرضیه (س) بزودی تقاص این نامردی ها و جنایات خود را انشا الله خواهید دید.

+ نوشته شده در  جمعه دوم آبان ۱۳۹۳ساعت 23:34  توسط محسن  | 

محمد مجیری رئیس هیات کشتی استان اصفهان شد

به گزارش باشگاه خبرنگاران  اصفهان و بنابر اعلام پایگاه خبری اداره کل ورزش و جوانان استان اصفهان ، مجمع انتخابات هیات کشتی استان اصفهان با حضورعلیرضا حیدری ، حمید بنی تمیم نایب رئیس ودبیر فدراسیون کشتی ، باقری مسئول امور مجامع وزارت ورزش وجوانان و سلطان حسینی مدیرکل ورزش وجوانان استان درتالار افتخارات برگزار و " محمد مجیری " با 15 رای از 17 آرای اعضای مجمع برای چهارسال آینده بعنوان رئیس هیات کشتی استان اصفهان انتخاب شد.

مجمع انتخاباتی هیات کشتی استان اصفهان در حالی برگزار شد که اداره کل ورزش و جوانان استان اصفهان ترجیح داده بود هیچ گونه اطلاع رسانی در مورد برگزاری این نشست و حضور احتمالی رسانه ها نداشته باشد.

در این مجمع که باز هم درغیاب رسول خادم برگزار شد، علیرضا حیدری و حمید بنی تمیم نایب رئیس ودبیر فدراسیون کشتی ، حسین باقری مسئول امور مجامع وزارت ورزش وجوانان و محمد سلطان حسینی مدیرکل ورزش وجوانان استان اصفهان و اعضای مجمع حضور داشتند که حضور باقری نشان دهنده حساسیت های موجود بود.

این در حالی بود که گمانه زنی های قبلی بر ریاست احتمالی علی فیض الهی در این هیات حکایت داشت اما کنش و واکنش های صورت گرفته، موجب شد تا وی اصلا در مجمع حضور نداشته باشد.

این مجمع که با ترکیب پنج رییس هیأت از پنج شهرستان لنجان، فریدن، آران و بیدگل، دولت‌آباد و برخوار و گلپایگان، مهدی رئیسی و هاشم قنبری به عنوان مربی، علی زارع‌شریف و رحیم فاتحی به عنوان داور، امیر فتاح، سیاوش گودرزی و سینا شیرازی به عنوان ورزشکار و باشگاه‌های فولاد مبارکه سپاهان و شهدای حسین‌آباد برگزار شد
 
 
ایرج حیدری، غلامرضا قربانی و محسن حیدری انصراف دادند که در نهایت رقابت بین محمد مجیری و مصطفی نوروزی به انجام رسید

دراین مجمع علیرضا حیدری نایب رئیس فدراسیون کشتی بااشاره به اهمیت وفاق وهمدلی دربین اهالی کشتی استان اصفهان ، اظهارداشت : کشتی استان اصفهان می تواند با همگرایی وتعامل همه جانبه درمسیرپیشرفت قرار بگیرد دربین ورزشهای پرافتخار این استان قراربگیرد.

سلطان حسینی مدیرکل ورزش وجوانان استان اصفهان نیز ابراز امیدواری کرد تا جامعه کشتی استان اصفهان با درایت گرد هم آیند تا موجبات رشد وترقی این پدید آید.

در این مجمع هفت کانددا ثبت نام کرده بودندکه درنهایت با انصراف آنها ، رای گیری بین مصطفی نوروزی ومحمد مجیری انجام شد.

رییس جدید هیأت کشتی استان اصفهان، هم‌اکنون معاون بازرگانی سازمان صنعت، معدن و تجارت این استان است. وی سوابق مختلف مدیریتی در حوزه‌های ورزشی و غیرورزشی را در کارنامه خود دارد.

+ نوشته شده در  جمعه دوم آبان ۱۳۹۳ساعت 23:3  توسط محسن  | 

پهلوان رمضان خدر یادگارخاموشی که از گفتن نام او خجالت می کشند

سلام بر یاران و دوستان

هنوز مردم کشتی دوست و مهربان ایران غم از دست رفتن " محسن پودنکی " را از یاد نبرده اند  کشتی گیری که برای این مردم کشتی گرفت و زمانی که مریض شد همه مسوولان ورزشی کشور به او پشت کردند -  هنوز تصویر پر اشک و ناامید همسر وی که برای زنده نگاهداشتن او دست و پا زد  در قاب خاطره این مردم نقش بسته است.

دوستان زنده یاد " فیروز علیزاده " پس از چندین سال از در گذشت او با شنیدن نامش بغضشان می شکند و هق هق گریه شان بلند می شود - اولین دارنده مدال طلای فرنگی ایران که  تصادف کرد و چون پول مداوا نداشت در گذشت روزنامه شرق در مورد مرگ او نوشت :

«از مال دنيا هيچ نداشت جز موتورسيکلت قراضه ای که دائم خراب ميشد و قهرمان جهان را در آستانه ۶۰ سالگی پياده مي گذاشت. فيروز به مرگ طبيعی نمرد و همين است که نميگذارد هق هق همدوره ايهای او بند بيايد. فيروز بود و کارت بي ارزش توی جيب پيراهنش. کارتی که نشان ميداد او پيشکسوت است. حتی بيمه خدمات درمانی هم نبود. او بايد جراحی ميشد اما بيمارستان، دو ميليون و ششصد هزار تومان برای جراحی ميخواهد و توی جيب های فيروز، چيزی نيست جز همان کارت بيارزش...»

قهرمان مجروح روی تخت بيمارستان افتاده بود اما ترجيح ميداد از کسی کمک نخواهد. در بيمارستان و آخرين مصاحبه اش به مرضيه دارابی روزنامه نگار ورزشی گفته بود: «چه بگويم؟ آنها که بايد بدانند، ميدانند.»

روزنامه شرق در شرح ماجرا نوشت: «تاخير در انجام عمل جراحی، زخم ديگری به قهرمان ملی ميزند. خونريزی فيروز بند نمي آيد، افت فشار باعث ميشود تا به حالت کما فرو برود و پس از چند ساعت برای هميشه از ميان ما برود.»

اما  " رمضان خدر " و رفتاری که مسوولان ابران با او کردند از همه دردآور تر است :

 

" شادروان پهلوان رمضان خدر "

" شعبان وفایی نژاد " در خصوص آخرین روزهای زندگی خدر خاطره ای تکان دهنده را نقل می کند:

در محل کارم در روابط عمومی شهرداری نشسته بودم.ناگهان زنده یاد رمضان خدر مرد طلائی کشتی ایران در ۷دوره جام بین المللی ،قهرمان شانزده ساله کشتی کشور،نفر چهارم المپیک مونترال کانادا،نایب قهرمان جهان،دارنده سه مدال طلای پیشکسوتان و.....وارد اتاق کارم شد.خیلی ناراحت بود.

به اوگفتم:سلام پهلوان چه خبر؟

گفت:بیمارم،کلیه من عفونت کرده است.پس از یک سال دوندگی،موفق به ملاقات با استاندار مازندران " مهندس کشاورزیان "شدم.همه مدال های قهرمانی خود را روی میز کار استاندار قرار دادم و گفتم به کمک مالی نیاز ندارم،فقط برای مداوای بیماری خود وام می خواهم.

او از اتاق خارج شد و به مسئول خود گفت،بگو استاندار رفت.در این لحظه مرحوم خدر با بغضی که در گلو داشت گفت:این پاداش قهرمانی های من است.آیا با قهرمانان ما باید اینگونه برخورد شود؟علت بیماری کلیوی من،صدمات وارده بر من جهت کاهش وزن بیش از حدی که برای تیم ملی کردم است.آیا جواب زحمات من این است؟

یک ماه بعد رمضان خدر،مرد تنهای مازندران به رحمت ایزدی پیوست.او از روی تشک کشتی به روی تشک بیمارستان رفت و نتوانست این همه برخورد زشت و نامردی ها را تحمل کند و سرانجام به دیار باقی شتافت.

بله رمضان خدر از همه مظلوم تر پرکشید هیچ کجا الان از او اسم هم نمی آورند زیرا از آوردن اسم رمضان خدر و از رفتاری که با او روا داشتند خجالت می کشند.

*****************************

پاورقی :

مسوولان ورزش ایران برای فوتبالیست ها همه کار می کنند و به صورت میلیاردی در این صنعت کثیف و سود آور سرمایه گذاری می کنند . پول همه چیز آن هاست و مردی و شرافت خود را برای آن داده اند .

اگر بجای مرحوم رمضان خدر یک فوتبالیست به دیدار استاندار می رفت قضیه چیز دیگری بود و استاندار شاید برای یادگاری یک عکس هم با او می گرفت.

من خودم (نویسنده) با مشاهده رفتار مسوولین نسبت به ورزش و اهمبتی که به صنعت سرشار و پول درآور  فوتبال  می دهند  از آن ها و ورزش فوتبال متنفر سده ام.

این مطالب را در حالی می نویسم که بازی های آسیایی اینچوون 2014 تازه به پایان رسیده است و تیم کشتی ایران بیشترین مدال را برای ایران بدست آورد و تیم فوتبال ایران علاوه بر اینکه در مرحله مقدماتی با شکست از حریفانی مانند ویتنام و ... از دور حذف شد  لکه ننگ دیگری هم برای ورزش ایران به بار آورد:

یکی از مسوولان و سرپرستان تیم فوتبال ایران بدلیل تعرض به یک خانم کره ای دستگیر و از این کشور اخراج شد که برای دیدن جزییات بیشتر می توانید در اینترنت سرچ کنید و بیشتر از این نمی گویم که گفتن این نامردی ها یکی و دو تا نیست و در قاموس کشتی و کشتی دوست نیست.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مهر ۱۳۹۳ساعت 1:10  توسط محسن  | 

پیام تسلیت

 

متاسفانه باخبر شدیم ابن روزها استاد " رضا سیف اللهی " پیشکسوت ارزشمند کشتی اصفهان و ایران و همچنین کارشناس و نویسنده افتخاری وبلاگی برای کشتی اصفهان در غم از دست دادن فرزند عزیز خود سوگوار و عزادار هستند.

صمیمانه و بصورت قلبی از ضایعه ای که برای استاد سیف اللهی پیش آمده متاسف و اندوهگین هستیم و از خداوند سبحان خواستاریم که به این عزیز صبر و توان تحمل این مصیبت و امتحان اللهی را عطا فرمایند.

همچنبن غفران و رحمت اللهی را برای آن مرحوم خواستاریم و امید آن را داربم که روح این عزیز در جوار خانم بی بی فاطمه زهرا (س) آرام گیرد و روحشان هماره شاد  و قرین رحمت اللهی باشد.

از طرف جامعه کشتی اصفهان و به نمایندگی از آنها :

محسن سیرانی - وبلاگی برای کشتی اصفهان

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم مهر ۱۳۹۳ساعت 0:20  توسط محسن  | 

او می کاشت تا امروز برداشت کنند!

 

انسان های کوچک فکر می کنند با کوچک کردن انسانهای بزرگ می توانند بزرگ شوند!

اخیرا در صدا و سیما و رسانه ها مد شده است افراد کوچک و بی مقداری را به عنوان کارشناس کشتی می آورند و آنها در مورد کشتی نظر می دهند!!

استاد محمد بنا ارتش یک نفره کشتی فرنگی ایران

چند شب پیش در شبکه ... آقایی را که نمی خواهم اسمش را بیاورم به عنوان کارشناس کشتی آورده بودند و مثلا می خواست از کشتی و مسابقات آسیایی حرف بزند. بصورت کنایه از استاد " محمد بنا " یاد می کرد و حرف های نا مربوط می زد که اگر قصد کمک به کشتی ندارید و کناره رفته اید چوب لای چرخ کشتی نکنید و کشتی نیاز به هم دلی دارد و بیایید دست بدست هم بدهیم و کشتی فرنگی را کمک کنیم و از این حرفها که همه به صورت گوشه و کنایه بود. سپس به تعریف از آقای حسن بابک پرداخت و می گفت باید مثل یک سرباز در خدمت کشتی باشیم و برای کشتی فرنگی بیشتر دل بسوزانیم و ... یکسری حرفهای قشنگ و عامه پسند!

صدا و سیمای ایران یک رسانه یکطرفه و پروگرام شده است و کارشناسانی هم که در آن حضور می یابند و صحبت هایی که می کنند از روی متن هایی است که قبلا به آنها داده شده و از بر کرده اند.

محمد بنا را دوست ندارند زیرا هیچ وقت زنده باد  یا مرده باد نگفت .مجمد بنا را دوست نداشتند زیرا خود را آلوده و لجن مال سیاست نکرد . محمد بنا را نتوانستند تحمل کنند زیرا حق می گفت و حق می شنوید

" محمد بنا "  -  روزگاری که کشتی ایران کارشناسی جز عطا الله بهمنش نداشت !

من نسبت به آقای بابک - " استاد حسن بابک " ادای احترام می کنم و ایشان واقعا مردانگی کردند که بس از محمد بنا سکاندار تیم فرنگی ایران شدند . و الحق هم تا کنون موفق بوده اند اما فراموش نکنیم روزگاری که هنوز محمد بنا مربی نبود و کشتی فرنگی ما حرف چندانی در سالهای بعد از انقلاب نداشت.

امروز هرکسی از راه می رسد فکر می کند اگر از روی محمد بنا عبور کند و رد شود می تواند وجهه ای کسب کند اگر شیپورچی و هوچی باشد و بد محمد بنا را بگوید اسمش را کارشناس می گذارند.

در هیچ کشوری از جهان سربازان قدیمی جنگها را اینچنین لگد مال نمی کنند!! 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۳ساعت 2:46  توسط محسن  | 

11 مهر دیگری و هوشنگ منتظرالظهور

 
با بال شکسته پرکشیدن هنر است ...

سی و سومین سالگرد پرکشیدن هوشنگ منتظرالظهور گرامی باد - روحش شاد و یادش گرامی

سالتویی از جنس سالتوهای منتظر الظهور

دانلود ترانه وطن داریوش - به یاد هوشنگ منتظرالظهور

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مهر ۱۳۹۳ساعت 20:50  توسط محسن  | 

مطالب قدیمی‌تر